توماس مور در قسمت دوم کتاب خود، به معرفی یک جامعه‌ آرمانی پرداخته و ویژگی‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اعتقادی این مدینه را بیان می‌کند، به این ترتیب که شخصی به نام ناخدا «رافائل هیتلدنو» در جستجوی دوست خود دریانوردی می‌کند و موفق به کشف جزیره اتوپی می‌شود.

در این جزیره تشکیلات اجتماعی چنان بود که تمام ساکنین را یکسان و خوشبخت ساخته و تمام بی‌عدالتی‌های اجتماعی و رنج‌ها را از میان برداشته بود. در مدینه فاضله توماس مور، بسیاری از عرصه‌های جامعه صورتی اشتراکی دارد، زیرا مالکیت خصوصی نتوانسته عدالت و برابری مورد نظر مور را برقرار سازد، از این رو نظام اشتراکی و مالکیت عمومی اصلی است که در جزیره حاکم است.

یوتوپیا شامل ۵۴ شهر است که تمامی آنها بر طبق نقشه و برنامه‌ قبلی ساخته شده‌اند، همه خیابان‌ها بیست پا عرض دارد و خانه‌های مسکونی شبیه هم بنا شده‌اند که شامل دو در هستند، یک در به طرف خیابان و دیگری به باغ.

در شهر مورد نظر مور، هیچ کدام از خانه‌ها قفل یا کلید ندارند، هر کس می‌تواند خانه‌ مورد نظر خود را انتخاب نماید، هر دو سال یک بار مردم خانه‌هایشان را با هم عوض می‌کنند، تا همه امکان سکونت در تمامی خانه‌ها را داشته باشند. سقف خانه‌ها مسطح بوده و تقریباً شکلی مشابه و عین هم دارند.

ساکنان جزیره لباس و پوششی شبیه یکدیگر دارند و یک نوع لباس می‌پوشند، اما میان لباس مرد و زن و مجرد و متأهل تفاوت وجود دارد.

مدها هرگز تغییر نمی‌کند و تنوع سلیقه‌ای و انتخاب وجود ندارد. رنگ، مد لباس و حتی جنس لباس‌ها عین هم هست. از دید مور این عمل باعث می‌گردد تا احساس مالکیتی در جامعه وجود نداشته باشد، تمامی مردم با هم برابر بوده و هیچ کس حسرت، لباس، خانه و لوازم ظاهری زندگی اجتماعی طبقات برتر جامعه را ندارد.

اساسی‌ترین قانون این جزیره الغای مالکیت خصوصی است، زیرا زمین‌ها، خانه‌ها، کارگاه‌ها و مواد اولیه به دولت اختصاص دارد، پول و قراردادهای خصوصی بین افراد وجود ندارد و تمامی افراد مجبورند کارها و اشتغال موجود در شهر اعم از کار کشاورزی و صنعتی را به صورت زمان‌بندی منظم با یکدیگر تعویض نمایند.

شش ساعت کار در روز برای تأمین نیازمندی‌های جامعه کافی بود. در ضمن تشکیلات سیاسی و اداری جزیره اتوپی دموکراتیک بود.

اتوپیا، مورد تحلیل و انتقاد بسیاری از نظریه‌پردازان و نویسندگان قرار گرفته است. تنها حسن و اصل قابل توجه در نوشته‌های مور، احترام و ارزشی است که وی در مدینه‌ خود، برای مقام خانواده و ازدواج قائل شده است، اصلی که همواره از دید برخی از اندیشمندان غرب پنهان مانده است.

مور در اتوپیای خود برای ازدواج‌های غیر رسمی، مجازات تعیین نموده و طلاق را به شرط عدم توافق اخلاقی بین زن و مرد مجاز می‌داند. اما این جامعه از برخی زوایا، مورد انتقاد می‌باشد.

غلبه مالکیت عمومی بر تمامی ابعاد و عرصه‌های جامعه، حس رقابت، تلاش و مجاهدت اقتصادی و اجتماعی را از افراد جامعه سلب نموده و مانع از پیشرفت و رشد حیات مادی و فرهنگی اجتماع می‌شود، چرا که لازمه زندگی در مدینه مورد نظر مور، نوعی یکنواختی و یکسانی در تمامی امور و مسائل جامعه است؛ علی‌رغم اینکه وجود مالکیت عمومی و دولتی در بخشی از جامعه لازمه ایجاد عدالت اجتماعی و تأمین نیازمندی‌های عمومی مردم است، ولی غلبه آن بر تمامی عرصه‌های جامعه و نبود مالکیت خصوصی، عقب‌ماندگی و یکنواختی را بر جامعه حاکم کرده و تلاش و جهد برای نیل به نوآوری و فناوری را بی‌فایده می‌نماید، چرا که فاقد هر گونه پاداش و نتیجه‌ای شخصی در جامعه است.

در واقع حاکمیت جبر و عدم انتخاب در نوع شغل، لباس و خانه، جامعه مورد نظر مور را بی‌روح و فاقد معنا ساخته است، چرا که هرگز وجود جبر و سلب اختیار از شهروندان، نمی‌تواند سعادت و خوشبختی مورد توصیف مور را فراهم سازد، به نظر می‌رسد اتوپیای توماس مور، در تأمین و تضمین حیاتی آرمانی و مدینه‌ فاضله برای ساکنان خود، ناتوان مانده است.

محمد علیزاده