سیسرو؛ خطیب روم باستان

‏"سیسرو" در سال ۱۰۶ قبل از میلاد در روم به دنیا آمد و در سال ۴۳ قبل از میلاد دیده از جهان فرو بست. وی تحصیلات خویش را با علم آموزی در مدارس آتن و با آموختن فصاحت و بلاغت یونانی، تکمیل …

‏"سیسرو" در سال ۱۰۶ قبل از میلاد در روم به دنیا آمد و در سال ۴۳ قبل از میلاد دیده از جهان فرو بست. وی تحصیلات خویش را با علم آموزی در مدارس آتن و با آموختن فصاحت و بلاغت یونانی، تکمیل نمود. ‏

از آثار عمده و شناخته شده سیسرو می توان به کتاب "درباره وظایف"، "درباره جمهوری"، "غایات خوبی ها و بدی ها" و "درباره قوانین" اشاره نمود. وی مکتب رواقی را به عنوان توجیهی برای ارزش های سنتی رومی تلقی نموده و در کتاب "درباره وظایف" به ابراز بنیان های مکتب رواقی مبادرت می ورزد.

کتاب "درباره وظایف" تنها رساله فلسفی سیسرو می باشد که اختصاص به مکتب رواقی دارد. این کتاب بیش از هر اثر دیگر وی برگرفته از تجربه سیاسی وی می باشد. پرداخت پردغدغه و زمان بر سیسرو در این کتاب بعدها موجب آن گردید که فلاسفه پس از او، از این اثر وی تأسی جسته و از اندیشه های وی الهام گیرند.

حتی در دوران رنسانس سیسرو به عنوان مدافع آزادی جمهوریخواه معرفی گردید. وی در این کتاب در تلاش بود تا با امتثال از نمونه های خوب و بد از تاریخ روم به تقویت اخلاقی و سیاسی روم مساعدت و کمک نماید. وی همچنین در پی آن بود تا در اندیشه های خود، فضیلت های رواقی را با فضیلت رومی (‏Virtus‏) همردیف تلقی نماید و به تلفیقی آرمانی از آن دو دست یازد.

سیسرو درآثار خود از اندیشه های پانایتیوس (۱۸۰ -۱۰۹ ق.م) اقتباس کرده است. ولی نمی توان وی را مقلّد صرف پانایتیوس نامید. وی معتقد است انسان دارای چهار وظیفه و شخصیت اساسی می باشد: ۱- در اینجا شخصیت فرد به عنوان موجودی انسانی و عاملی اخلاقی مطرح است. ۲- استعداد ذهنی، جسمی و عاطفی انسان در شخصیت دوم مطمح نظر است. ۳- شخصیت و نقش سوم مربوط به اموری است که از روی اتفاق و صدفه برای شخص به وقوع می پیوندد از قبیل ثروت، منصب، اصل و نسب، موقعیت، شغل و غیره. ۴- در نقش چهارم امور انتخابی مورد مداقه قرار می گیرد.

به زعم سیسرو پیچیده ترین و غامض ترین نقش انسان، اموری است که وی برای خود انتخاب می نماید. به زعم وی تنها گزینش و انتخاب فردی در زندگی اخلاقی انسان تأثیرگذار بوده و در نتیجه حائز اهمیت است. وی بر این باور است که خودکاوی در این چهار نقش موجب آن خواهد گشت که قوانین اخلاقی عمومی مورد متابعت و احترام قرار گیرد. وی این مسئله را موجب انتظام استلزامات اخلاقی و نیل به سعادت تلقی می نماید.

وی بر این باور است که هر فردی می بایست به شناخت دقیق توانایی های خود بپردازد و از پذیرش هر هدف و نقشی که با شخصت و توانایی های وی سازگار نیست و وی برای انجام این هدف به طور کامل مهیا و آماده نگشته، اجتناب و امتناع نماید. در واقع در نقطه نظرات سیسرو به انسان به عنوان فردی که خودش به عنوان مسئول اخلاقی خود تلقی می شود، نگریسته می گردد. البته وی این تعبیر جدید از انسان را بسط و گسترش نداد تا بدین وسیله از ارزش های سنتی رومی که خود نیز به آنها دلبستگی دارد، فاصله نگیرد.

در دوران حیات سیسرو کشمکش های سیاسی، جنگ های داخلی و اغتشاشات داخلی به وقوع پیوست. وی در کنار این مناقشات و کشمکش ها سکوت اختیار نکرده، بلکه اقدام به ارائه یک سری تذکرات اخلاقی برای رفع این حالت نمود.باید اذعان داشت در آن دوران، فلسفه اخلاق رومی فضیلت محور بود. فضیلت ( ‏Virtus‏) که معنای لغوی آن مردانگی می باشد از لفظ مرد (‏Vir‏) مشتق شده است. هر چند در آن دوران کاربرد واژه فضیلت برای زنان ایرادی نداشت، ولی به کارگیری آن برای مردمان دارای تغلیب بود.

سیسرو با آنکه با مفهوم غیر جنسی فضیلت، قرابت داشت و کاربرد آن برای زنان را خالی از اشکال می دانست؛ امّا در نهایت بر ریشه لغوی مفهوم فضیلت تأکید داشته و فضیلت را منحصر به مردان می دانست. چرا که ( ‏Virtus‏) علامت قاطعی بر توانایی و شایستگی یک مرد تلقی می شد که از رهگذر انجام اعمال افتخار آمیز برای کشور و همنوعان به افراد اعطا می گردید. ‏

فضیلت در کاربرد اولیه اش متضمن اصالت، وراثت، ثروت و امتیازات اشرافی نبود بلکه ویژگی هایی چون عدالت، شجاعت، زیرکی، وظیفه شناسی و عقل از ارکان آن به شمار می رفت. وی معتقد بود که عمل قابل تحسین را می بایست از تحسین بالفعل متمایز نمود. از این رو وی به تنسیق مفهوم "خوبی اخلاقی" پرداخت. وی مفهوم خوبی اخلاقی را مفهومی تلقی می نمود که به خودی خود مطلوب باشد.‏‏ وی فضیلت را پایبندی به گفتار، صدق کلام، وفاداری به خانواده، درستکاری و وظیفه شناسی عنوان می نماید. وی تلاش می کرد تا مفهوم فضیلت را از الگوی سنتی آن تفکیک نموده و به عینیت و فعلیت رساند.

وی فضیلت را بر اساس اصولی چون حکمت، اعتدال، عدالت و شجاعت انتظام می بخشید. وی همچنین اخلاق و مصلحت را در کنار هم قرار داده و ضمن سازگار نمودن آنها با هم به نفی تعارض و تنافی آنها امید می بندد. ‏وی همچنین در کتاب خویش مصادیق عملی، رفتار با فضیلت و شایسته را تبیین و تحلیل می نماید. وی در نظریه خود مکتب کلبیان را مورد انتقاد و تخطئه قرار می دهد. وی برعکس کلبیان معتقد است که حق مالکیت خصوصی یک حق قانونی و اجتماعی است و این حق ریشه پیشرفت جامعه بوده و در نتیجه قابل احترام و دفاع می باشد. وی همچنین عزلت و خلوت گزینی اپیکوروس به عنوان یک هدف زندگی را نفی و رد می نماید. چرا که معتقد است طبیعت آدمی، انسان را به فداکاری و دفاع از امنیت عمومی سوق می دهد.‏‏

سیسرو در کتاب "غایات خوبی ها و بدی ها" فلسفه اخلاق یونانی مآبی را تشریح و تحلیل می نماید. وی در این کتاب نظریه ای ترکیبی و تلفیقی از ارزش های رومی و اخلاق یونانی ارائه می نماید. وی قانون را کمال عقل می پندارد. وی بر این باور است که قانون طبیعی صرفاً از رهگذر استکمال عقل بارور خواهد گشت. باید اذعان داشت رویکرد سیسرو یک رویکرد بومی و صرفاً متعلق به روم باستان می باشد. این دیدگاه توجهی به ارزش های مذهبی نداشته و صرفاً به امور دنیوی می پردازد.‏

نسترن میرزایی

منابع:

سیر تاریخی اندیشه های سیاسی در غرب (از افلاطون تا نیچه)، دکتر احمد بخشایشی اردستانی، تهران: انتشارات آوای نور، چاپ چهارم ۱۳۸۸.

سیر اندیشه فلسفی در غرب، دکتر فاطمه زیباکلام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم ۱۳۸۵.

تاریخ فلسفه سیاسی غرب (از آغاز تا پایان سده های میانه)، دکتر عبدالرحمن عالم، تهران: وزارت امور خارجه، موسسه چاپ و انتشارات، چاپ دوم ۱۳۷۸.

آثار کلاسیک فلسفه، مترجم مسعود علیا، تهران: ققنوس، ۱۳۸۲‏