دانش‌آموزان دچار اختلالات یادگیری عموما اعتماد به نفس کمتری دارند. ممکن است این امر ناشی از شکست‌های مکرری باشد که آنان در رابطه با نارسایی خود تجربه می‌کنند.

همچنین این دانش‌آموزان ممکن است نارسایی‌های خود را تعمیم دهند و یک تصویر کلی منفی از خود داشته باشند و در زمینه مهارت‌های تحصیلی، اجتماعی، رفتاری و غیرتحصیلی احساس عدم کفایت کنند. در اینجا تشویق موفقیت‌های کودک در زمینه‌هایی که ارتباط مستقیمی با عملکرد تحصیلی آنان ندارند؛ همچون تصویر جسمانی و روابط اجتماعی می‌تواند حرمت به خود و اعتماد به نفس آنان را تقویت کند.

در حقیقت بسیاری از دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری به علت ناکامی ناشی از دشواری‌های یادگیری خود، اعمالی از هم گسیخته دارند و در آنها نوعی احساس خود ـ ارزشمندی منفی ایجاد می‌شود. آنان به جای‌ آموختن و کسب نگرش‌هایی درباره تکالیفی که «می‌توانند انجام دهند»، اغلب به آموختن آنچه که «نمی‌توانند انجام دهند» توجه می‌کنند.

این فقدان عزت نفس مثبت اغلب منجر به خود پنداره و عزت نفس ضعیفی در آنان می‌شود. در نتیجه این دانش‌آموزان اغلب باورهای مربوط به پیشرفت ناسازگارانه پیدا می‌کنند که به نوبه خود مشکلاتی ایجاد می‌کنند و فراتر از اختلالات اصلی هستند. به طور کلی می‌توان گفت به علت این که کودکان به واسطه اختلالات یادگیری نمی‌توانند رشد کنند در سال‌های بلوغ باید به آنها در خصوص توانایی‌هایشان همچنین در خصوص درک آنها نسبت به آنچه که می‌توانند و آنچه که نمی‌توانند به منظور دست یافتن به اهداف شخصی و شغلی به عنوان افراد بزرگسال انجام دهند، اطمینان داد.

دانش‌آموزانی که اختلال در یادگیری دارند معمولا به سختی می‌توانند دوستانی برای خود پیدا کنند و دوستان خود را حفظ کنند. در واقع مشکلات اجتماعی این افراد با مشکلات تحصیلی آنان ظاهر می‌شود. شکست تحصیلی می‌تواند کودکانی را که اختلال در یادگیری دارند، آماج تمسخر همسالان قرار دهد.

گاهی اوقات همکلاسی‌ها، این کودکان را طرد می‌کنند و با القابی به آنها برچسب می‌زنند. در برخی موارد نیز کودکانی که اختلالات زبانی دارند، گاهی اوقات به سختی واژه‌های مناسب را هنگام صحبت کردن با دیگران پیدا می‌کنند و نمی‌توانند روان و سلیس صحبت کنند به همین جهت، همکلاسی‌ها طرز صحبت کردن او را مسخره می‌کنند.

علاوه بر این، برخی همکلاسی‌ها نمی‌خواهند با این دانش‌آموز بازی یا با او صحبت کنند، چرا که آنها تمایل ندارند به خاطر مشکلات گفتاری وی با او معاشرت داشته باشند و همین باعث ایجاد اشکالاتی در روابط اجتماعی کودکانی با اختلال یادگیری می‌شود.