توماس هیل گرین و تخطئه اخلاق سودگرایانه‏

تی. اچ. گرین (۱۸۸۲-۱۸۳۶) از اندیشمندان قرن نوزدهم در انگلستان می باشد که رویکردی ایده آلیستی به فلسفه اخلاق داشته و بیش از هگل، تحت تأثیر اندیشه کانت بود. وی مخالف تجربی گرایی در …

تی. اچ. گرین (۱۸۸۲-۱۸۳۶) از اندیشمندان قرن نوزدهم در انگلستان می باشد که رویکردی ایده آلیستی به فلسفه اخلاق داشته و بیش از هگل، تحت تأثیر اندیشه کانت بود. وی مخالف تجربی گرایی در فلسفه اخلاق و به طور کلی مخالف اصالت تجربه بود. وی در بیان اندیشه های خود بسیار جزئی نگر و دقیق بوده و به نحوی افراطی حساب شده عمل می نمود. از این رو وی در تلاش بود تا فلسفه اخلاق نوینی را با تأکید بر رویکرد ایده آلیستی و آزاد گروی

پی ریزی نماید. سازگاری با مقتضیات زندگی کنونی و نیز محقق شدن در بستر اجتماع، همخوانی با واقعیت و تطبیق با اندیشه آزادیخواهانه از اصول مورد نظر وی در نظریه اخلاقی خود می بود.

"مدخلی بر فلسفه اخلاق" از تألیفات گرین می باشد که در سال ۱۸۸۳ و پس از مرگ وی به چاپ رسید. اثر دیگر گرین با عنوان "گفتارهایی درباره اصول الزام سیاسی" نیز در سال ۱۸۸۶ منتشر گشت.

گرین یک ایده آلیست آزاد گرا بود که فلسفه را به عنوان تنها راهنمای زندگی بشر معرفی می نمود. ‏

وی دیدگاه سود گروی در فلسفه اخلاق را به دیده تردید و استهزاء می نگریست. و جهت مقابله با این تفکر به استدلال و استنتاج نیز متوسل گشت. گرین معتقد بود که این تفکر که خوبی را معادل لذت بدانیم، از خطاهای عمده رویکرد منفعت طلبی می باشد. به زعم وی نباید خوبی با لذت یکی دانسته شود. لذت گروی یک ریشه روانشناختی دارد که نبایستی همردیف خوبی در نظر گرفته شود. ‏

وی در رد دیدگاه سود گرایانه چنین استدلال می نماید که موضوع متعلق هر میل و شوقی، لذت است. خوبی نیز چیزی است که میل را ارضا می نماید. ولی وجه تمایز خوبی و لذت این است که میل و شوق در لذت، کوتاه مدت و گذراست. ولی در خوبی، میل و شوق، پایدار و دائمی است. به زعم گرین خوبی نمی تواند حالت احساسی باشد که از مجموعه ای از لذایذ گردهم آمده باشد. مجموعه لذات خود یک لذت به شمار می آید ونه خوبی اخلاقی. خوبی اخلاقی، امری است که فاعل اخلاقی خود را ارضاء می نماید. ‏

به لسان گرین عمل اخلاقی را بایستی در اراده آزاد و نیک که صرفاً متعلق به خیر همگانی و سعادت عمومی است جستجو نمود.وی در این باره در کتاب مدخلی بر فلسفه بیان می دارد: "انسان خود را از رهگذر نهادها و آداب و رسوم رشد می دهد. نهادها و آداب و رسومی که رفاه همگانی را به رفاه فردی گره می زند". وی در باب انگیزش انسان به خیر و نوعدوستی اذعان می نماید که: "از غرایز اصیل حیوانی او ریشه گرفته و از رهگذر حضور در ضمیر خودآگاه، علایقی از نوع علاقه فرد به فرد را در انسان ها بر می انگیزاند". بنابراین در رویکرد گرین خیرخواهی و دیگرخواهی از نشانه ها و شاخص های اعمال نیک و خوب می باشد. البته بودن در اجتماع و زندگی اجتماعی از پیش فرض های ضروری تحقق اخلاق در زندگی است. ‏

وی معتقد است که جامعه و زندگی اجتماعی شرط تحول شخصیت انسان است. در لسان گرین، خوبی عمومی به عنوان آرمانی ستودنی که جامه عمل بپوشد؛ به عنوان یک اصل ضروری اخلاقی و عملی در بستر اجتماع قابل تحقق و دست یافتنی است. ‏

همچنین گرین معتقد است که آگاهی عمومی از ضروریات تحول شخصیت و اخلاق می باشد. وی در این زمینه این عبارت را در کتاب خویش به کار می برد: "هیچ حقی نمی تواند بدون آگاهی اعضای جامعه از مصلحت عمومی وجود داشته باشد". در رویکرد گرین، در جوار علم اخلاق، علم سیاست نیز برای تکمیل و تحول اخلاق ضروری و الزامی است.‏

با تمام این احوال و با این نگاه گذرا باید اذعان داشت که رویکرد گرین نسبت به اخلاق دارای زیربنای مستحکم نبوده و از آموزه های استدلال و استنتاج نیز بی بهره است.

رضا احمد زاده