یک آموزگار خوب باید قدرت برقراری یک ارتباط عاطفی مناسب بنا به شخصیت دانش‌آموز را داشته باشد. متاسفانه بسیار دیده شده که برخورد نامناسب یک معلم سبب تحقیر یک دانش‌آموز و درس‌گریزی او می‌شود.

اگر معلم ایده‌آلش تنها ارتقای درسی یا انضباطی یک دانش‌آموز باشد و به پایه تربیتی و ژنتیکی و ذاتی او که ترکیبی از این موضوعات است، توجهی نکند، هیچ‌گونه تاثیر پرورشی و شخصیتی در دانش‌آموز نخواهد گذاشت.

باید بین معلم و دانش‌آموز یک رابطه عاطفی برقرار شود و صمیمی شدن تا آنجا که مایه تحقیر دانش‌آموز و مقایسه او با دیگران نشود، درست است. گاهی ضعف نظام مدرسه، مدیر و معلم اینجاست که چون برخی از معلمان قادر به برقراری رابطه عاطفی صحیح به دلیل زیاد بودن تعداد دانش‌آموزان در کلاس نیستند، رو به تحکم می‌آورند که روشی قدیمی و ساده است.

تحکم تنها باید برای بزرگسالان آن هم در دقیقه ۹۰ مثلا برای جمع کردن یک گروه شورشی استفاده شود. با پول و زور نمی‌توان در کودکان انگیزه،‌ انضباط و پرورش ایجاد کرد.

دانش‌آموزان به ویژه در دوران راهنمایی به خوبی متوجه می‌شوند معلم به خاطر پول یا با توسل به زور می‌خواهد به او آموزش دهد. راه درست آموزش، شناخت شخصیت و خلق و خو و توانایی‌های یک دانش‌آموز و برحسب آن برقراری رابطه درست با اوست که البته بسیار وقت‌بر و هزینه‌بر و نیازمند برنامه است. تنها معلمان خلاق و باهوش می‌توانند نگاه مثبت در دانش‌آموزان ایجاد کنند. شاید دانش‌آموز به نقطه ایده‌آل نرسد اما تا حدی می‌تواند پیشرفت داشته باشد. در ضمن این نوع معلمان باید توجه داشته باشند که به هیچ وجه جو کلاس را رقابت‌جویانه نکنند چون دانش‌آموزان در رقابت گروهی تحقیر می‌شوند!

از سوی دیگر رابطه معلم و والدین باید رابطه نزدیکی باشد. متاسفانه هم‌اکنون برخی از مدرسه‌ها گارد کلیشه‌ای دارند که می‌گویند همه باید خود را با آن تطبیق دهند اما درست آن است که مدرسه انعطاف‌ داشته باشد. وظیفه معلم و مدرسه رشد دادن یک کودک است، نه شبیه کردن کودک به معلم یا مدیر! هر مشکلی که بین دانش‌آموز و اولیای مدرسه پیش می‌آید، در ابتدا مدیران و مربیان مقصرند زیرا دانش‌آموز تحویل این افراد داده شده تا ساخته شود نه ساخته شده تحویل گرفته شود. گاهی برخورد یک معلم یا مدیر ناپخته اشتباه است و والدین نباید به خاطر اتفاقی که در مدرسه می‌افتد، فرزندشان را تحقیر کنند و با ایجاد استرس در او، وی را از درس و مدرسه گریزان کنند. والدین نباید فراموش کنند بیشترین تاثیر را بر شخصیت دانش‌آموزان، خودشان دارند نه اولیای مدرسه، ارتباط عاطفی لازمه هر پرورشی است. تحت هیچ عنوانی نباید این رابطه صدمه ببیند. رنجاندن کودک زمینه را برای دیگر خطاها آماده می‌کند و با زور نمی‌توان در دانش‌آموز نفوذ کرد. نباید فراموش کرد که صداقت باید همیشه در رابطه بین معلم و والدین وجود داشته باشد.

دکتر ابوالقاسم مهری‌نژاد

روان‌شناس

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران