نزدیک به هجو

● نگاهی به فیلم "چشم"
سید آریا قریشی
سینمای ایران دارد مرزهای جدیدی برای سینمای پست‌مدرن ایجاد می‌کند! اگر این امر را باور نمی‌کنید، کافی است به تماشای فیلم "چشم" بنشینید. …

نگاهی به فیلم "چشم"

سید آریا قریشی

سینمای ایران دارد مرزهای جدیدی برای سینمای پست‌مدرن ایجاد می‌کند! اگر این امر را باور نمی‌کنید، کافی است به تماشای فیلم "چشم" بنشینید. همه چیز در این فیلم به هجو نزدیک است. بدون این که کارگردان چنین هدفی را دنبال کند!

اولین مولفه جالب فیلم به نام آن برمی‌گردد. این که نام یکی از اعضای بدن به عنوان نام فیلم انتخاب شود، به خودی خود یک اتفاق منفی به شمار نمی‌رود اما نکته جالب درباره فیلم جمیل رستمی این است که آخرین عضو بدن بازیگران که در فیلم کارکرد پیدا می‌کند، چشم آنان است! با توجه به این که "چشم"، اولین بخش از سه‌گانه‌ای است که دو فیلم دیگرش را "گوش" و "زبان" تشکیل می‌دهند، بعید نیست که در دو فیلم بعدی، به ترتیب شاهد داستان زندگی آدم‌هایی ناشنوا و لال باشیم!

"چشم" ظاهراً قرار است یک ملودرام باشد، اما نتیجه کار به یکی از خنده‌دارترین کمدی‌های این سال‌های سینمای ایران مبدل شده است. ایرادات فیلم بزرگ‌تر و بیشتر از آن است که بتوان در حجمی چنین کم به آن پرداخت. از نمادپردازی‌های بسیار سطحی (مثل دو بادکنکی که در آسمان پرواز می‌کردند) گرفته تا بسیاری از خصوصیاتی که به عنوان ویژگی‌های شخصیت‌های اصلی در فیلم معرفی شده اما نهایتاً هیچ کارکردی پیدا نمی‌کنند (مثلاً اسکواش بازی کردن مهدی احمدی و تحقیق لادن مستوفی روی آهنگ‌های کردی). در زمینه داستان فیلم هم که حرفی نمی‌توان زد. داستان فیلم تازه در دقیقه ۶۰ شروع می‌شود و اتفاقاً با شروع داستان است که دست فیلمنامه‌نویسان برای تماشاگر رو می‌شود. در نهایت آنچه باقی می‌ماند، تأسفی است برای مهدی احمدی که بارها ثابت کرده که بازیگر بسیار خوبی است. احمدی حتی در چنین فیلمی هم اثبات می‌کند که در ایفای نقش شخصیت‌های تودار، آرام و کمابیش با چهره‌ای سنگی، مهارت قابل ستایشی دارد.