من یک ترنسم

همیشه معتقد بودم سوژه خوب یکی از مهمترین ارکان فیلم است اما شرط کافی نیست. "آیینه های روبرو" می توانست فیلم قابل تاملی باشد و آن را در رده فیلم های خوب اجتماعی دسته بندی کرد. انتخاب موضوع تابو شکن تغییر جنسیت بسیارحساس وبحث بر انگیز است به شرطی که داستان امکان تبدیل شدن به یک فیلم نود دقیقه ای را داشته باشد. آینه های روبرو قربانی همان مشکل قدیمی سینمای ایران شده است. عدم وجود فیلم نامه.

داستان شروع خوبی دارد. اینبار دو ضلع داستان دو زن جوان هستند که یکی سنتی و دیگری دختری با تمایلات مردانه است نیمه اول داستان با روایت جاده ای و مونولوگ هایی که دو کاراکتر از زندگی خود بیان می کنند ارتباط خوبی با بیننده برقرار می کند اما درست در زمانی که قصه باید اوج بگیرد داستان به شهر منتقل می شود و فیلم درجا می زند . و کارگردان ریتم را فدای تغییر لحن فیلم نامه می کند . شایسته ایرانی در نقش ادینه موفق ترین کاراکتر داستان است . غزل شاکری برای ایفای نقش رعنا همه تلاشش را کرده است و انتخاب های غلط همایون ارشادی در نقش پدری صرفا تک بعدی و نیما شاهرخ شاهی در نقش برادر به هیچ وجه با ساختار فیلم هماهنگ نیست . در کل آیینه های روبرو می توانست یکی از فیلم های خوب جشنواره باشد به شرطی که فیلم نامه خوبی داشت

دیالوگ منتخب:

درد من عمل کردن نیست زندگی بعد از عمله

سکانس منتخب:

صحنه درگیری غزل و ادینه در ماشین

سیده مریم مطلب پور