ساواک؛ بازوی حکومتی نامشروع

یکی از ویژگی های حکومت های نامشروع سرکوب است. این رژیم ها به دلیل آنکه فاقد مشروعیت و محبوبیت هستند برای آنکه قدرت خود را مستقر ساخته و تداوم ببخشند همواره از روش های خشونت و …

یکی از ویژگی های حکومت های نامشروع سرکوب است. این رژیم ها به دلیل آنکه فاقد مشروعیت و محبوبیت هستند برای آنکه قدرت خود را مستقر ساخته و تداوم ببخشند همواره از روش های خشونت و سرکوب بهره می بردند. حکومت های مذکور دارای قوهٔ قهریه و سرکوبگر قوی بوده که همواره آمادگی اعمال فشار و خشونت را دارند. از نمونه های بارز چنین حکومت هایی می توان از رژیم پهلوی نام برد. این رژیم در طول مدت حاکمیت خود بر ایران با استفاده از خشونت توانست چندی بر مردم حکمروا باشد. مهم ترین قوه سرکوب رژیم (در دوره دوم حکومت) سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک) بود. تشکیل ساواک به سال ۱۳۳۵ بر می گردد زمانی که به عنوان لایحهٔ پیشنهادی آمریکایی ها، توسط نخست وزیر وقت، حسین علا به مجلس برده شد و اسفند همان سال مجلسین به تأسیس آن رأی دادند. اما آغاز به کار این سازمان فروردین ۱۳۳۶ بود که با تعیین سپهبد تیمور بختیار از سوی منوچهر اقبال به عنوان معاون نخست وزیر و رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور کار خود را آغاز کرد. ‏

پس از تصویب و تشکیل ساواک مهم ترین مسئله برای آمریکایی ها مسئلهٔ آموزش نیروهای ساواک بود. آنان به خوبی می دانستند که اگر می خواهند ساواک را در راستای اهداف خود قرار دهند، باید به نیروهای ساواک یاد بدهند چگونه فکر کنند، چطور عمل نمایند، چه کسانی را دشمن و چه افرادی را دوست بدانند، نیز اطلاعات را با چه اهدافی تأمین نمانید و چگونه به این اهداف برسند. بنابراین به سرعت کار آموزش نیرو ها را آغاز کردند. بر همین اساس عده ای از مأموران امنیتی ایران به "ستاد ‏C.I.A‏ در لنگلی" اعزام شدند تا یک دوره آموزشی را طی نمایند. این روند در سال های بعد نیز تکرار شد. علاوه بر این سازمان سیا تعدادی از مأموران خود را با ایران فرستاد تا ضمن آموزش در محل بر نحوه اجرا نیز نظارت داشته باشند. ‏

علاوه بر سیا، سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد، نیز در آموزش نیرو های امنیتی ایران پیشقدم شد. ابتدا چند تیم ده نفری "از ادارات کل دوم، سوم و هشتم برای آموزش به اسرائیل اعزام شدند. مدت آموزش هر تیم بین ۱ تا ۲ سال و نتیجه آموزش عالی ارزیابی شد." رابطه موساد و ساواک به همین جا ختم نشد بلکه تا پایان عمر حکومت پهلوی ارتباطات امنیتی و جاسوسی بین ایران و اسرائیل برقرار بود. ‏

ساختار ساواک که توسط سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل سازمان یافته بود به گونه ای طراحی شده بود که سازمانی علنی ـ نیمه مخفی باشد تا بتواند تظاهر به قدرت کند و با ایجاد فضای رعب، مخالفین را قبل از هر عملی محتاط کند. قدرت نمایی ساواک چنان محیط رعب و وحشتی ایجاد کرده بود که حتی برخی از درباریان نیز خود را مصون از آن نمی دیدند. ‏

ساواک تلاش می کرد تا بیش از آنچه قدرت واقعی اوست خود را نشان دهد و از خود غولی وحشت آور بسازد. یکی از اقدامات ساواک در این زمینه شایعه ای بود که تعداد اعضای رسمی و غیر رسمی این سازمان را سه میلیون ( تقریبا یک هشتم جمعیت ایران در آن زمان) نفر اعلام می کرد.‏

سازمان امنیت و اطلاعات از کسانی که به نحوی مورد سوء ظن قرار گرفته بودند، تعهد می گرفت تا اخبار دوستانش را به اطلاع این سازمان برساند و یا از سپاهیان دانش می خواست افراد ناراضی در روستا ها را به ساواک معرفی کنند.

ساواک با شایعه پراکنی و جو سازی ودامن زدن به توان اطلاعاتی و داشتن منابع گسترده، چنان جوی از بی اعتمادی را در بین مردم دامن زده بود که هر کسی می پنداشت دیگری عامل ساواک است. ساواک نیز از این حربه استفاده می کرد و بر این پندار غلط دامن می زد. اما سازمانی چنین عریض و طویل با به کار گیری شدیدترین شکنجه ها، قتل، فشار، تهدید و هزاران شیوه مختلف نتوانست مدت زیادی حکومت نامشروع پهلوی را روی کار نگه دارد و بزودی کار به جایی رسید که موج انقلاب ملت قبل از پیروزی این سازمان مخوف را مجبور به انحلال کرد.

ساناز علیمحمدی