کودکانی هستند که از ۱۰ ماهگی به راه می‌افتند در صورتی که برخی دیگر تا ۱۸ ماهگی دست مادرشان را ول نمی‌کنند. اگر تا ۱۸ ماهگی کودک به تنهائی راه نرفت، آن وقت می‌توان از تأخیر در راه رفتن سخن گفت و باید او را به پزشک نشان داد.

علل تأخیر در راه رفتن بسیار است: برای اینکه کودکی شروع به راه رفتن کند، لازم است شرایطی فراهم باشد و اگر در یکی از شرایط خلل وارد شود، تأخیر ایجاد خواهد شد.

شرایط راه رفتن:

رشد کودک باید عادی باشد، حالت عمومیش رضایت‌بخش و تکامل هوشی و حسی وی هماهنگ باشد. بنابراین برای راه رفتن، طفل نه تنها به ماهیچه‌ها و استخوان‌های خوب احتیاج دارد بلکه به اراده قوه ابتکار و شجاعت نیز محتاج است. همچنین اعتماد اطرافیان برای وی لازم است. بر طبق این‌که یکی از این شرایط اشکالی داشته باشند، تأخیر در راه رفتن کم و بیش طولانی خواهد شد. اگر در حالت عمومی طفل ضعفی ایجاد شود، (به بیماری‌های متعددی دچار شده و مدت طولانی بستری بوده است و غیره) تأخیر در راه رفتنا چند هفته و یا چند ماه خواهد بود. به همین ترتیب اگر کودک به‌دنبال ناکافی بودن مواد غذائی، کمبود آفتاب، هوا و تحریک دچار راشیتیسم شده باشد، تأخیر در راه رفتن بستگی به حاد بودن وضع او دارد. کودک بیش از اندازه چاق، به دلیل سنگینی وزن، دیرتر از کودک دیگر راه برود.

جدی‌تر از همه حالت کودکی است که نیاز به محبت و اعتمادش ارضاء نشده است. کودکی که خیلی مورد توجه نیست دوست ندارد به زندگی ادامه دهد ـ و یا اصلاً آرزوی زندگی کردن ندارد ـ بنابراین به چه دلیل مایل به راه رفتن باشد؟ چه کسی را می‌خواهد خوشحال کند؟

درمان:

ارضاء کردن کمبودهای جسمی و روانی او، استراحت کافی، تأمین کمبود ویتامین‌های مختلف، تمرین راه رفتن، نشان دادن علاقه و جلب اعتماد اطرافیان.

علل دیگر تأخیر مربوط به استخوان‌ها و ماهیچه‌ها می‌شود. کودک نمی‌تواند راه برود. چون وجود نقصی در ران‌ها از این کار ممانعت می‌کند. همین تأخیر در راه رفتن باعث می‌شود که والدین و یا پزشک به این نقص پی‌‌ببرند، ناراحتی کف پا یکی دیگر از علل است. گاعی علت تأخیر در نزد کودک ۲ ساله‌ای که هنوز راه نمی‌رود مربوط به لاغری ماهیچه‌های ساق پا وی است. این لاغری مربوط به فلج اطفال است که تا آن هنگام مشاهده نشده بود و یا به یک بیماری ارثی ماهیچه‌ای ارتباط پیدا می‌کند. بالاخره آخرین علت تأخیر در راه رفتن مربوط به نارسائی مغز می‌شود. طفل دارای هوش عادی است اما یک ضایعه مادرزادی و یا اکتسابی باعث فلجی تصلب و یا اختلال در تعادل وی می‌گردد. (امروزه آن‌را نقص تحرک مغزی می‌نامند)

در این زمینه اگر در کودک ضعف مغزی وجود داشته باشد و در نتیجه وی تکامل حاصل نیابد، معمولاً در چنین حالت‌هائی تأخیر در راه رفتن تنها علامت نارسائی مغز نیست. طفل نه تنها راه نمی‌رود بلکه قادر به نگه‌داشتن ادرار خود نیست تنها چند کلمه حرف می‌زند و اشیاء از دستش می‌افتند. سن عقلی او از سن حقیقی‌اش کمتر است و راه رفتن را یا خیلی دیر شروع می‌کند و یا اصلاً شروع نمی‌کند.

پزشک معالج سفارش‌های لازم را خواهد کرد. تمرین‌های فیزیکی به این نوع کودکان اجازه خواهد داد تا اندازه‌ای پیشرفت کنند. صبر و حوصله و محبت باعث می‌شود که کودک از عقب‌ماندگی خود زیاد رنج نبرد.

برای آماده کردن کودک برای راه رفتن وسائل زیادی وجود دارد. در این مورد باید دو نکته را در نظر گرفت:

۱) به کودک نباید راه رفتن را آموخت. زیرا برتر از تمام وسائلی که در جهان موجود هستند، طبیعت خود به موقع عمل می‌کند. بنابراین هیچ‌گونه وسائلی باعث زودتر به راه افتادن طفل نمی‌شود. برخی از والدین علاقه بیش از حدی به زودتر راه انداختن فرزندشان دارند که عملی است اشتباه.

۲) اگر کودکی را برای مدت زیادی سر پا نگه دارند ولو این‌که پشتش به چیزی تکیه داشته باشد یا آن‌را بگیرند، ستون فقرات کودک خسته می‌شود.

اگر علاقه‌مند به خرید روروک هستید، و همچنین فرزندتان از آن خوشش می‌آید روروکی برایش تهیه کنید، ولی توجه کنید از نوعی باشد که برای جلو بردن آن کودک مجبور نگردد پاهایش را بیش از حد باز نگه دارد و به نشیمنگاهش فشار زیادی وارد آورد.

بهترین روش برای سهولت راه رفتن کودک این است که اجازه دهید وی کالسکه و یا یک صندلی را به جلو هل دهد. زمانی که فرزندتان راه رفتن را یاد گرفت به تناوب یکی از بازوهای او را بگیرید تا خسته نشود.

groohashpazi.blogfa.com