به صحنه‌های بسیار دور از ذهن فیلم‌های جنگی فکر کنید. به طور مثال «اینک آخرالزمان» (فرانسیس فورد کاپولا-۱۹۷۹). جایی که رابرت دووال در حالی که برهنه است، سخنرانی می‌کند (در حالی که بمب‌ها از آسمان فرو می‌ریزند و آتشِ انفجار گسترده می‌شود)، یا «من عاشق بوی ناپالم سر صبحم» و یا در فیلم «سقوط شاهین سیاه» (ریدلی اسکات-۲۰۰۱) جایی که سربازی آمریکایی در خیابان‌های خالی از سکنه‌ی سومالی در برابر حملات شدید دشمن گیر افتاده است، چه حس شومی بر شما غلبه می‌کند. یادآوری فضای زد و خورد و کشمکش که باعث دل‌پیچه می‌شود. چطور یادآوری آن ذهن شما را در بر می‌گیرد حتی اگر حوادث به سمت دراماتیک شدن پیش برود.

بزرگ‌ترین فیلمی که به افشاگری جنگ می‌پردازد، عظیم‌ترین طرح انیمیشنی که در اسرائیل ساخته شده است. تمامی این توضیحات برای فیلم «والس با بشیر» مناسب به نظر می‌رسد. فیلم، طرح اعترافات آری فِلمَن از تجربه‌اش به عنوان یک سرباز جوان طی تهاجم اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ است. در این فیلم کم هم زیاد به نظر می‌رسد. فیلم از خشونت اشباع شده، اما طرح فِلمَن بوسیله‌ی لایه‌هایی از درون نگری به خوبی پرداخته شده است. در حقیقت این لایه‌های درونی ست که این انیمیشن و روایتش از ترس‌های غیر قابل تصور جنگ را تا این اندازه درخشان کرده است. «والس با بشیر» یکی از فیلم‌های فراموش‌نشدنی است.

فِلمَن تنها شخصی نیست که تلاش می‌کند تا با شرایط موجود در لبنان وفق پیدا کند، بلکه گروه سربازان اسرائیلی همراهش (همگی میان‌سال و اخراج شده از ارتش) نیز با کزکردن‌ها، گریه‌ها و خنده‌های عصبی‌شان دلتنگ به نظر می‌رسند. «والس با بشیر» حقایق بسیاری را از دردهای روحی و جسمی فِلمَن، سربازان همقطارش و جمعیت غیر نظامی لبنان، به خصوص فلسطینی‌هایی که بوسیله‌ی نیروهای مسیحی فالانجی در سابرای بیروت و کمپ‌های آوارگان شلیتا قتل عام شدند، نشان می‌دهد.

فِلمَن به عنوان یک سرباز، تقریبا حوالی قتل عام سال ۱۹۸۲ آنجا بوده است. در ابتدای «والس با بشیر» فِلمَن نمی‌داند که باید به چه چیزی فکر کند. وقتی که یکی از دوستانش (سربازی کهنه‌کار) کابوس‌هایش را از تهدید و تعقیب لبنانی‌ها تعریف می‌کند، فِلمَن دچار اضطراب می‌شود و یادآوری ضعف و سستی ناشی از حجامتی که ۲۰ سال پیشتر دیده بود، بر او غلبه می‌کند. فیلم در پرداخت به دیگر سربازان و ارجاع به گذشته‌ی خاطرات آنها در لبنان و سال‌های قبل از جنگ (بعضی خاطرات‌شان بامزه هستند) آهنگ منظم خوبی دارد. کل فیلم شبیه یک سفر جان‌گداز است، آلیس در سرزمین عجایبی برای جهان بعد از فجایع ۱۱ سپتامبر در حالی که جنگ همچنان ادامه دارد و تمام زیبایی فیلم «والس با بشیر» در همین نکته خلاصه شده است.

فلمن برای تبدیل فیلم به انیمیشن دو سال کار کرده با گروهی از هنرمندان که طراحی‌های دستی خود را با آخرین تکنولوژی روز ترکیب کرده‌اند. این فیلم به تماشاگر اجازه می‌دهد تا به مناطق ممنوعه‌ی دنیای فانتزی شخصیت‌ها وارد شود، در حالی که فضای آن به اندازه‌ی مرگ‌بار بودن گلوله‌های واقعی، حقیقی به نظر می‌رسد.

اگر چه «والس با بشیر» مقطع زمانی خاصی را روایت می‌کند و با روایت برخی از بازماندگان آن فجایع ادامه می‌یابد، اما طرح داستانی آن جهان‌شمول است. ما سربازی را می‌بینیم که مشتاق است تا به ارتش بپیوندد، چون در دبیرستان شاگرد بی‌عرضه‌یی بوده و می‌خواهد خودش را اثبات کند (و دخترها را تحت تاثیر قرار دهد). رهبر ایده‌آل‌گرای کشور بشیر گِمایِلِ لبنانی را می‌بینیم که تحریک‌کننده‌ی قتل‌عام‌ها و اقدامات وحشیانه و انتقام‌جویانه بر علیه زنان، مردان و بچه‌های بی‌گناه است. بسیار شبیه به چهره‌های غیرمردمی اسرائیل (آریِل شارون و مِناخیم بِگین)، به همراه چهره‌های ناآشنا (پسران فلسطینی و شبه‌نظامیان فالانجی) که تماشاگر را به یاد حوادث اخیر غزه می‌اندازد.

شاید به نظر برسد که «والس با بشیر» قصد متهم ساختن رهبران ---------- اسرائیل را دارد، اما فِلمَن داستان مهم‌تری برای بازگو کردن دارد: این جنگ بر تمامی کسانی که در آن شرکت دارند، عوارض بدی خواهد داشت. حتی نسل‌های آینده هم ممکن است دچار چنین سطحی‌نگری در مسیر یافتن یک زندگی موفق بشوند. هنگام تماشای «والس با بشیر» ما شاهد، شاهدان این جنگ هستیم، و آسیب‌هایی را که در این مسیر دیده‌اند، ما هم تجربه می‌کنیم.

(فلمن) به فیلم خود عنوان مستند انیمیشنی داده است، و می‌گوید ساختن این فیلم مانند یک روان‌درمانی برای او عمل کرده است. این چنین است که شیوه درمانی فِلمَن تبدیل به هدیه‌ای به تمامی سینما دوستان سراسر دنیا شده است. تا این قسمت از زندگی را که با هنرمندی به تصویر کشیده شده، تماشا کنند. آن هم به صورت فیلمی کاملا متاثر‌کننده و در حین حال سرگرم‌کننده، مانند کار پیکاسو (گورنیکا) این فیلم پرده‌ی نقاشی وسیعی است که با مناظری که از جنگ نشان می‌دهد، همه را شوکه می‌کند. «والس با بشیر» رویداد مهمی است که می‌تواند الهام‌بخش ایجاد ترس و بحث پیرامون موضع ارزش دادن به زندگی بشر در مقابل ایجاد جنگ باشد.