فرزندان دوست دارند والدین به حرف آن ها گوش کنند، با آن ها آرام صحبت کنند و از اشتباهات کودکان و فرزندانشان چشم پوشی کنند شاید این ها به نظر پدر و مادر انتظارات زیادی باشد اما برای تربیت صحیح کودکان باید به حالت روحی آنان توجه داشت و انتظارات به جای آنان را برآورده کرد. به مطلبی از MSNBC در این مورد توجه کنید:

۱) صبر: والدین انتظار دارند فرزندانشان یادگیری سریع داشته باشند. اما کودکان بنا به ظرفیت خود می توانند در زندگی پیشرفت کنند. شما باید این امر را قبول کنید پس به او کمک کنید تا با اعتماد و اطمینان به هدف خود برسد، شاید نتیجه این کار، شما را متحیر کند. بی صبری، عصبانیت و درماندگی باعث کندی تغییر و هدر رفتن زمان و انرژی خواهد شد.

۲) درک کردن: کودکی یک دوره پرچالش و بنیادی است و با هم دردی شما، کودک احساس می کند که از سوی شما حمایت می شود و جرات تجربه کردن پیدا خواهد کرد و بدون حمایت والدین کودک احساس تنهایی خواهد کرد.

به دوره ۱۰، ۸ و یا ۵ سالگی خود باز گردید. شما چگونه کودکی بودید؟ چه چیزهایی را از والدین خود پنهان می کردید؟ از داشتن چه چیزی که آن ها درک نمی کردند به خود می بالیدید؟ برخورد آن ها چگونه بود؟ چه نوع رفتار را ترجیح می دادید؟ لزومی ندارد با نظر کودک موافقت کنید و برای رفتارهای نادرست می توانید آن ها را تنبیه کنید اما حداقل کاری که می توانید بکنید این است که احساس آن ها را درک کنید و علت کارشان را متوجه شوید.

۳) گوش دادن: بعضی اوقات کودکان نیاز به هم دردی دارند. آن ها راه حل فوری نمی خواهند. دوست دارند به حرف هایشان گوش دهید.

۴) داد نزدن: هیچ کس داد زدن را دوست ندارد و کودکان کلمات والدین که به آرامی گفته می شود را بهتر می فهمند. هنگام داد زدن، تنها چیزی که متوجه می شوند فریاد والدین است و پیغام اصلی آن ها را متوجه نمی شوند.

۵) نظم: از آن جا که بیشتر زندگی غیرقابل پیش بینی است، ایجاد محدودیت و ضوابط مشخصی، می تواند مفید باشد. زیرا نظم چارچوب قابل اعتمادی برای زندگی او ایجاد می کند که به او احساس امنیت می دهد. سعی کنید برنامه روزانه به گونه ای تنظیم شود که برای آن ها جالب باشد. مانند انجام کارهای سرگرم کننده قبل از خواب، کارهای مشترک خانوادگی و...

۶) ثبات قوانین مستحکم: انتظارات و رفتارهای منطقی والدین به کودک احساس امنیت می دهد. او باید از این بابت اطمینان حاصل کند.

اگر حرف های شما به عنوان والدین تغییر کند، روی کودک تاثیر منفی خواهد گذاشت.

۷) محبت: شکی در عشق والدین به فرزند وجود ندارد اما باید به زبان و به طور عملی آن را نشان داد. کودکان عشق والدین را احساس می کنند و می توانند بی حوصلگی و عصبانیت والدین را به نفرت تعبیر کنند. بنابراین از هر طریقی که شده محبت خود را به او بیان کنید.

۸) آزادی: آزادی مهم است. هر کودک تا حدی نیاز به آزادی دارد تا بتواند فرد مستقلی بار آید اما این آزادی باید با مسئولیت همراه باشد، تا بتواند اعتماد به نفس و توانایی های اجتماعی خود را تقویت کند. به عنوان مثال او اجازه بازی را در خارج از منزل با دوستان دارد (آزادی) به شرطی که در ساعت معین به منزل باز گردد (مسئولیت) .

۹) اعضای فامیل و نزدیکان: هرچه قدر هم تلاش کنید نمی توانید محبت و توجه کاملی که فرزند شما نیاز دارد فراهم کنید. همکاری دیگران بخش مهم تربیت کودک است و اصل خانواده شما، اعضای دور و نزدیک اند. محبت و همکاری آن ها برای همه یک حمایت و کمک است. شاید نمی توانید به فرزند خود در درس تاریخ کمک کنید اما شاید پدربزرگ بتواند. اگر بین شما تنش ایجاد شود او می تواند به عمه، عمو، مادر و یا پدربزرگ پناه ببرد. پس ارتباط خود با نزدیکان را تقویت کنید تا حامی کودک شما و شما باشند.

۱۰) الگو: فرزندان از عملکرد و رفتارهای شما الگو می گیرند. والدین اولین و مهم ترین الگوی آن ها هستند. پس آن چه را دوست دارید فرزند شما در آینده شود، باشید. به آن ها نشان دهید که می توانید مرتکب‌اشتباه‌شوید، عذرخواهی کنید و از آن درس بگیرید.