بی تردید، ادبیات عصر مشروطیت ایران، «ادبیات پایداری، مقاومت و بیداری» است. نویسندگان و شعرای وطن دوست و غیرتمند ایرانی، برای نخستین بار از «برج عاج» ادبیات اشرافی فرود می آیند، …

بی تردید، ادبیات عصر مشروطیت ایران، «ادبیات پایداری، مقاومت و بیداری» است. نویسندگان و شعرای وطن دوست و غیرتمند ایرانی، برای نخستین بار از «برج عاج» ادبیات اشرافی فرود می آیند، و ادبیات را آینه تمام نمای «خواست و اراده» توده های محروم ایرانی، برای رسیدن به «آزادی و دموكراسی» قرار می دهند. موتیف های (motife) اصلی شعر مشروطیت، هم در حوزه نظم و هم در حوزه نثر، موضوعات زیادی را دربر می گیرد. نظیر دشمنی و ستیز با استبداد، دعوت به اتحاد مسلمانان، تشویق به استقلال و خودكفایی، عشق وطن، دشمنی با استعمار، طرفداری از كارگر و زارع، دفاع از آزادی و آزادیخواهی، تنفر از خرافات، آزادی و حقوق مدنی زنان و سایر مسائل خاص اجتماعی.

شعر به لحاظ فرم و شكل، تغییر زیادی پیدا نمی كند ولی به لحاظ محتوا، دگرگونی وسیعی می یابد كه در دوره هزارساله شعر پارسی بی همتاست. ظهور ادیبانی نظیر ملك الشعرای بهار، ادیب پیشاوری، ادیب نیشابوری، وحید دستگردی، ایرج میرزا، ابوالقاسم لاهوتی، فرخی یزدی، اشرف الدین نسیم شمال و عارف، حوزه شعر اجتماعی و سیاسی را گسترش داده و «شعر متعهد» را ایجاد می نماید.

طنز اجتماعی شعر مشروطیت غنای زیادی پیدا می كند و نهایتاً به تصنیف های جانگداز عارف می رسد. نثر فارسی حتی پیشتازتر از شعر مشروطیت جلوه گری می كند و قید و بندهای نثر مصنوع و فنی را كنار گذاشته، كاملاً «گزارشی و ساده» می گردد. تحمیلات شعری (صنایع ادبی) از دامن نثر زدوده می شود و نثر فارسی پویا و توفنده در خدمت بیان خواست و آمال مردم قرار می گیرد. ظهور نویسندگانی چون طالبوف تبریزی، زین العابدین مراغه ای، میرزافتحعلی آخوندزاده، میرزا ملكم خان ناظم الدوله و سیدجمال الدین اسدآبادی نثر فارسی را جان تازه ای می بخشد و آثار آنان زمینه ساز پیداش ادبیات داستانی (Fiction) می شود و بعدها به دست نویسندگانی چون جمال زاده، چوبك، هدایت، آل احمد و... به ترقی شایانی ارتقا می یابد.

* هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا

مهدی شریفیان