دکتر ترانه جوانبخت

● بیوگرافی دکتر ترانه جوانبخت:
دکتر ترانه جوانبخت نقاش،آهنگساز،نویسنده،پژوهشگر و متافیزیسین مقیم کانادا است. نقاشی های او به سبک های مدرن،پست مدرن، رئال، سوررئال و انتزاعی …

بیوگرافی دکتر ترانه جوانبخت:

دکتر ترانه جوانبخت نقاش،آهنگساز،نویسنده،پژوهشگر و متافیزیسین مقیم کانادا است. نقاشی های او به سبک های مدرن،پست مدرن، رئال، سوررئال و انتزاعی است. نقاشی های او در نمایشگاه بین المللی نقاشی واقع در مرکز فرهنگی مونترال در معرض بازدید عموم قرار گرفت. او در زمینه آهنگ سازی فعالیت دارد. آهنگ هایی که او برای گیتار و پیانو ساخته به سبک های کلاسیک و مدرن است. او در زمینه نگارش نمایش نامه و فیلم نامه نیز فعالیت دارد.

نمایش نامه های او عبارت است از:

ـ شطرنج،

ـ دریا،

ـ آسیاب،

ـ چند نفر،

ـ سردرد.

فیلم نامه های او عبارت است از:

ـ راه پنجم،

ـ آبی،

ـ معما،

ـ جستجو،

ـ اتاق آخر.

متافیزیک او با نام «نتیسم یا شبکه گرایی» شامل دیدگاه های او درباره هستی، تاثیرگرایش به تکرار بر عقل و نقد عقل محض کانت است. گفتنی است که این پژوهشگر در حال حاضر در حوزه ژنتیک مولکولی در کانادا تحقیق می کند.

ترانه جوانبخت از فعالان جنبش زنان است. او درباره لزوم چند شغله بودن زنان می نویسد: «زنان بهتر است چند شغله باشند به این معنی ست که در چند زمینه مختلف فعالیت کنند و افکار و آموخته هایشان را روی کاغذ بیاورند چرا که با نگارش افکار و آموخته ها می توان پیشرفت واقعی کرد.

اگر زنان می خواهند تفکرات خود را به زبان های مختلف به مردم سراسر دنیا ارائه کنند و نیز از نوشته های آنها بهره برند تا سریع تر و گسترده تر پیشرفت کنند لازم است زبان های مختلف را یاد بگیرند. زنی که به چند زبان زنده دنیا بتواند اندیشه اش را مطرح کند سربازی ست که در میدان کارزار رقابت واقعی با مردان گوی سبقت را از آنان خواهد ربود.».

نقد متافیزیک او و نقد اشعار او را با هم‌ بخوانیم‌

نگاهی به «نتیسم» متافیزیک ترانه جوانبخت حسین مولوی (فوق لیسانس فلسفه از دانشگاه مک گیل کانادا):

ترانه جوانبخت در مقاله متافیزیکش با نام "عقل در شبکه عادتها" درباره ریشه کلمه نتیسم توضیحی نداده و این کلمه در بحث از شبکه عادتها مشخص نیست. کلمه نتیسم تشابه به computer networking دارد. بهتراست او درباره کاربر این کلمه توضیح دهد تا خوانندگان مقاله اش فکر او را بهتر درک کنند.

در نتیسم مشخص نیست آیا شبکه به معنای اراده انسانی (عقلانی) است یا وضعی طبیعی (داده های موجود)؟ بهتر است ترانه جوانبخت فلسفه متفکرانی چون کانت و دکارت را که در نتیسم از آنها انتقاد کرده برای مخاطبانش شرح دهد تا بیشتر مشخص شود که چرا او فلسفه آنها را رد می کند. این باعث خواهد شد که خوانندگان مقاله دچار سوءتفاهم و قضاوت ناپخته درباره متافیزیک او نشوند. به نظر میرسد که منظور او از کلمه عادت در نتیسم بیشتر impression باشد تا habit و چون دیوید هیوم درباره تاثیرپذیری یا impression در فلسفه اش بحث کرده در این صورت این قسمت از نوشته ترانه جوانبخت مبنی بر این که قبل از او در فلسفه درباره آن بحث نشده درست نیست. دکارت در متافیزیکش هرآنچه برای رسیدن به قطعیت شک برانگیز است از جمله عادتها impression و habit را حذف سیستماتیک کرده.از نظر دکارت عادتها باعث قضاوت نادرست می شوند و عادت اشتباه نمی تواند ما را به قطعیت برساند.

نقد اشعار ترانه جوانبخت (حمید شریف نیا):

هویت اجرایی شاعر در تسخیر واژه و تمکین فضا امر بدیهی است. آنچه پارادایمی از یک شعر تلقی می شود تنها از طریق رفتار آنارشیستی و بیان تردید ها و دلهره ها نیست و شاید بهتر باشد این سخن کلی را تعمیم به هر متن هنری بدهم. آنچه از ونگوک نقاش می سازد، بیان دقیق تصویر میزی نیست که عده ای به دور آن در حال خوردن سیب زمینی هستند، بلکه حس و تاثیر نگاهش بر پدیده "سیب زمینی خورها" است.

"گریس" نیز در فیلم داگویل به بی ثباتی رفتار های انسانها و به سخره گرفتن اخلاق می پردازد آنجا که حتی مُبلغ و فیلسوفش هم به این نتیجه می رسد که از دیگر مردهای آن ده چیزی کم ندارد که نتواند از گریس سوئ استفاده کند. آنچه آنها را به تباهی می کشاند رفتار باطنی آنهاست و عدم توازنی که بین فاصله جلوه گری حیات و اجرای نقش در متنی صریح آشکار می شود. اما در قبال شعر، شاعر وظیفه ای چند گانه و شگرف بازی می کند. آنجا که واژه ای تنها در حال پوسیدن و مرگ است به شعر کشانده می شود و نفس مسیحایی شاعر آن را باز نمایی و باز تعریف می کند. من با نظر سارتر که بیان می دارد "شاعران تن به استعمال زبان نمی دهند و آن را چون وسیله ای به کار نمی برند"موافق هستم. نیرویی که در زبان وجود دارد جریان پرقوه و اصیلی را می آفریند که زایش فضا حاصل برخورد عملکردی (پراتیک) آنهاست. بنابراین آشکارسازی بینامتنیتی کلام و رها سازی آنها از ارواح مرسوم نقطه عطفی در تمام آثار بزرگ است.

این پیش بیان مرا برا آن داشت تا با نگاهی خاص به دو کتاب شعر "وقتی که بدون وقت صیادم" و "شهر شعر تبعیدی ندارد" از شاعر، ترانه جوانبخت، چاپ انتشارات آٰروین ۱۳۸۴ بپردازم. ترانه جوانبخت در مقدمه کتاب "وقتی که بدون وقت صیادم" تاکید می کند که با شعر ها نقبی به نقاشی می زند و راه تازه ای برای ترسیم شعر پیش می گیرد. حتی خودش نیز اذعان دارد که شعر فراسوی واژه هاست(ص۴). شاعر با فلسفه ای ذاتی هنر مخاطب خود را مواجه می سازد، تکلیف خودش را همان ابتدا به دست خواننده می دهد و اعتراف به فراتر بودن شعر از آنچه هست می کند. در این کتاب جوانبخت حول موتیف هایی چون : دار/ قتل/ شعر/ واژه و ... دائم پرسه می زند و تلاشی جهت راهیابی به امکاناتزبانی را می جوید. زبان را رها نمی کند تا هنجارهای تازه را تجربه کند. ذاتاً و ناخودآگاه پای فلسفه هایش را به میان می کشد و تلاش می کند از انواع امکاناتش بهره جوید تا به تصویرهای فلسفی خود رنگ دهد. بخشهایی از این کتاب را که در ص۸ و ۷ آمده را بیشتر می پسندم و برای من خلق تصویر و فضای آشنا می کند:

ـ من به سیگار تو فکر می کردم تو به نقاشی من تا ستون دردهای هنوز نکشیده. ترانه جوانبخت در پی یافتن پویایی کلام است. خلق موقعیت، گذار به جنبه های زندگی روزمره اجتماعی، بیان زبانی گسیخته، ساخت ابعاد دستوری از ابعاد دیگر . مثلاً ص۵۶ کتاب "شهر شعر تبعیدی ندارد":

ـ پلنگ، پلنگیده بود و یا ص۵۸: دوزخید/ سنگید! تصاویر در مجموعه کارهای ترانه جوانبخت از عناصر و ابزار های روزمره زندگی گرفته شده است. در واقع پدیده های نوظهور عناصر خیال او را متبلور می کند. در شعر ص۵۲ کتاب "شهر شعر تبعیدی ندارد" با کلام روزمره حکایتی با مفاهیم "جامعیت تجربه " را به خواننده القا می کند. جوانبخت آنقدر در پی یافتن تجربه های نو تلاش می کند که واقعیت ذهنیتخیل خود را در بازی های زبانی و تصویر سازی های خود به سطر های گفتگوی دو طرفه بدل می کند.

این گفتگوهای دوطرفه ذاتاً ماهیت اجتماعی دارند و در ژرفای خود به مضامین عینی و عمومی مردمی می پردازند. تلاش جهت هنجار گریزی، نوگرایی، تغییر لحن نوشتاری به کلام روزمره، اپیزود های پی در پی کلامی از دیگر ویژگی های شعرهای او است.

شاعر تجربه های پخته تری در زمینه شعر ارائه کرده است و در شعرهای جدیدش تصاویر ملایم تر و بدون در نظر گرفتن تلاشهای ابراز وجود گرایانه بیان می شوند. اگرچه برای هر شاعری گذر از گذار امری واجب است

و شاعری نبوده که مدعی باشد این مرحله را برای رسیدن به ثبات طی نکرده است. ترانه جوانبخت جز شاعران نسل زن امروز من است که باری نه تنها شاعرانه بر دوش دارد که از بعد زنانگی وظیفه ای بس مهم از زنان کشور من را بر دوش گزارده است. ترانه جوانبخت شاعر نسل شرقی من است آنجا که به زیبایی می گوید :تا زنی که زن بودنش را به سپیده ترجیح می دهد.

ترانه جوانبخت لوح تقدیر از رییس سازمان انرژی اتمی ایران و معاون رییس جمهور مهندس رضا امراللهی در دومین کنفرانس بین المللی لیزر و کاربردهای آن در سال ۱۳۷۲ دریافت کرد.

او برنده جایزه شعر منتقدان آمریکا در سال ۱۳۸۲ شد.

ابوالفضل عطار کارگردان و فیلم ساز درباره ترانه جوانبخت می نویسد:« ترانه جوانبخت زنی است که روح بلندی دارد. او به عنوان زنی متفاوت شناخت لازم را دارد از فلسفه تا عرفان، ادبیات، علم، مسئله زبان و ... ذهن همه و همه چیزهایی است که او را فراتر از آنچه هست می کند.»

هاوارد الی منتقد شعر آمریکایی درباره اشعار ترانه جوانبخت می نویسد:

«ترانه جوانبخت از دیدگاه منحصربه فرد و خلاقیتی بکر برخوردار است که در شعرهایش به طور ویژه یافت می شود.