منظور از تئوری پیش بینی کردن و تشریح نمودن است . تئوری عبارت است از فرضیه ای که با موفقیت آزمون شده باشد . فرضیه را از طریق تطبیق نمودن مفروضات آن با واقعیت نمی آزمایند‍‍‍‍‍‌‌‌‍‍، بلکه آن را به وسیله توانایی اش در تبیین وپیش بینی دقیق و نیز نشان دادن این که نتیجه منطقاً و مستقیماً از مفروضات حاصل شده است، آزمون می نمایند .

مشکل کمیابی

واژه کمیابی مترادف اصطلاح محدودیت و اقتصادی بودن می باشد و مفهوم مخالف آن نامحدود و رایگان بودن را می رساند . کمیابی مشکل اصلی هر جامعه ای به حساب می آید .

وظیفه تئوری اقتصاد خرد

تئوری اقتصاد خرد یا تئوری قیمت ها به بررسی رفتار اقتصادی فرد فرد واحدهای تصمیم گیرنده انفرادی ، از قبیل مصرف کنندگان، صاحبان منابع و بنگاه های تجاری که در یک اقتصاد مبتنی بر آزادی بنگاه فعالیت دارند، می پردازد.

بازارها، توابع وتعادل

بازار به محل یا موقعیتی اطلاق می شود که در آن خریداران و فروشندگان، به خرید یا فروش کالاها و خدمات ومنابع اقدام می نمایند . برای هر کالا یا منبعی که خرید و فروش می شود، در اقتصاد، بازاری وجود دارد.

یک تابع، رابطه میان دو یا چند متغیر را نشان می دهد.تابع، چگونگی وابستگی، مقدار یک متغیر به نام متغیر (وابسته) را به یک یا چند متغیر دیگرکه (به نام متغیرمستقل) موسوم هستند بیان داشته و چگونگی تعیین مقدار وابسته را به وسیله مشخص نمودن مقدار متغیر یا متغیرهای مستقل نشان می دهد.

تعادل به وضعیتی از بازار اطلاق می شود که پس از نیل به آن، وضعیت مزبور، تمایل به ثبات وپایداری داشته باشد. تعادل نتیجه توازن نیروهای بازار است.

تجزیه و تحلیل به روش مقایسه ای ایستا و پویا

روش مقایسه ای ایستا به بررسی و مقایسه دو یا چند وضعیت تعادلی بدون توجه به دوره انتقال و فرآیند تعدیل در این وضعیت ها می پردازد.

از طرف دیگر تجزیه و تحلیل به روش پویا به بررسی مسیر زمانی و خود فرآیند تعدیل توجه دارد.

تجزیه وتحلیل تعادل جزئی و تعادل عمومی

تجزیه و تحلیل تعادل جزئی به بررسی رفتار و کردار واحدهای انفرادی تصمیم گیرنده و نحوه عملکرد بازارها به صورت انفرادی و مجزای از یکدیگر می پردازد.در صورتی که تجزیه و تحلیل تعادل عمومی به بررسی همزمان رفتار تمامی واحدهای تصمیم گیرنده انفرادی و کلیه بازارهای انفرادی می پردازد.

اقتصاد ثباتی و اقتصاد دستوری

اقتصاد ثباتی به بررسی و مطالعه آنچه هست ویا به چگونگی حل و فصل مسائل اقتصادی جامعه در عمل می پردازد.

اقتصاد دستوری، از طرف دیگر، به بررسی و مطالعه آنچه باید باشد و یا اینکه به چه نحو مشکلات اقتصادی مبتلا به هر جامعه باید حل شود، می پردازد.

نگاهی گذرا به موضوعات تقاضا، عرضه و تعادل

تقاضای فرد برای یک کالا

مقدار کالایی که یک فرد مایل به خرید آن در طی یک دوره زمانی معین می باشد، تابعی است از، قیمت آن کالا ، قیمت سایر کالاها، درآمد پولی و سلیقه شخصی خریدار. با تغییر قیمت کالا، در حالی که درآمد اسمی یا پولی فرد، سلیقه او و قیمت سایر کالاها ثابت بمانند(یعنی به فرض ثابت ماندن سایر شرایط)، می توان جدول تقاضای آن فرد را ارائه نمود. نموداری که نمایشگر جدول تقاضای فرد باشد را منحنی تقاضای آن شخص می نامند.

قانون منفی بودن شیب تقاضا

با کاهش قیمت کالا ، مقداری که از آن کالا توسط فرد تقاضا می شود، افزایش می یابد. این رابطه معکوس بین قیمت و مقدار در شیب منحنی تقاضا منعکس می باشد. به جز موارد بسیار نادر منحنی تقاضا، همواره شیبی نزولی دارد و این گویای این مطلب است که با کاهش قیمت یک کالا، مقدار بیشتری از آن کالا خریداری می گردد. از این مطلب معمولاً به عنوان قاعده یا قانون شیب منفی منحنی تقاضا یاد می شود.

انتقال منحنی تقاضای فردی

هر گاه یک یا چند عاملی که ثابت فرض می شوند ، تغییر نمایند، کل منحنی تقاضا انتقال یافته و تغییر مکان می یابد. این پدیده را تغییر تقاضا گویند که نباید آن را با تغییر در مقدار کالای تقاضا شده اشتباه کرد، چرا که مورد اخیر، حرکت در طول یا در امتداد یک منحنی تقاضا را بیان می کند نه انتقال از یک منحنی تقاضا به منحنی تقاضای دیگر.

تقاضای بازار برای یک کالا

تقاضای بازار یا تقاضای کل برای یک کالا، به مقادیر مختلف آن کالا که در یک دوره زمانی، به قیمت های مختلف، توسط کلیه افراد در بازار تقاضا می شود اطلاق می گردد. بنابراین تقاضای بازار برای یک کالا، علاوه بر اینکه به تمام عواملی که تعیین کننده تقاضای فردی می باشد وابسته است، به تعداد خریداران آن کالا در بازار نیز بستگی دارد. از نظر هندسی منحنی تقاضای بازار برای یک کالا از جمع افقی تمام منحنی های تقاضای افراد برای آن کالا به دست می آید.

عرضه کالا توسط تولید کننده انفرادی

مقدار کالایی که یک تولید کننده، حاضر به فروش آن، در طی یک مدت زمان معین می باشد، تابعی است از (بستگی دارد به) قیمت و هزینه های تولید آن کالا.

برای به دست آوردن جدول عرضه یک تولیدکننده، و سپس رسم منحنی مربوطه، بایستی عوامل معینی را که در هزینه های تولید موثرند ثابت فرض نمود (یعنی فرض ثابت ماندن سایر شرایط را رعایت کرد). این عوامل عبارتند از : تکنولوژی و قیمت نهاده های ضروری برای تولید یک کالا. علاوه بر این در مورد محصولات کشاورزی باید آب و هوا وسایر شرایط جوی نیز ثابت فرض شوند. با فرض ثابت ماندن تمامی عوامل فوق و تغییر دادن قیمت کالا، آن گاه می توانیم جدول عرضه تولید کننده و به تبع آن منحنی عرضه وی را به دست آوریم.

www.new-manager.blogfa.com