حتما با واژه‌ استرس آشنا هستید. عصر حاضر را عصر استرس می‌نامند و همه انسان‌ها در جوامع و فرهنگ‌های مختلف استرس را تجربه می‌کنند. با این حال کمتر کسی مفهوم و معنی واقعی این واژه را می‌داند. اگرچه بسیاری از اوقات، افراد از کلمه استرس استفاده می‌کنند مثلا می‌گویند: همیشه سر امتحانات استرس دارم یا موقعی که نگران هستند، می‌گویند: استرس دارم. ولی کاربرد کلمه استرس به این صورت کاملا اشتباه و نادرست است. زیرا استرس به معنای اضطراب، نگرانی، ترس و وحشت نیست، بلکه استرس یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت‌های جدید. هر جا که تغییری در زندگی روی دهد، ما با یک استرس روبرو هستیم.

زیرا شرایط زندگی تغییر کرده است و فرد باید دوباره با این شرایط و موقعیت جدید در زندگی خود سازگار شود.

همه افراد با استرس روبرو می‌شوند، زندگی بدون استرس یعنی مرگ، انسان در همه شرایط تحت استرس قرار دارد، ولی گاهی امکان دارد یک استرس بیماری‌زا و مشکل‌زا شود، این مسئله بستگی به مقابله‌های فرد دارد. منظور از مقابله، کوشش‌ها و تلاش‌هایی است که فرد انجام می‌دهد تا استرس را از میان بردارد، برطرف کند، یا به حداقل برساند و یا تحمل کند. البته همیشه نمی‌توان منبع استرس را از میان برداشت، بلکه در مواردی باید آن را کاهش داد و در مواردی هم باید استرس را تحمل کرد.

مثلا ما نمی‌توانیم کاری کنیم که اختلاف قدیمی والدین حل شود. در این موارد باید سعی شود استرس‌های ناشی از این اختلاف را کاهش دهیم و یا به صورتی تحمل کنیم تا کمتر آزار دهنده باشد. کوشش‌های مقابله‌ای گاه به صورت انجامدادن کار، فعالیت و اقدام خاصی است و گاه به صورت انجام دادن فعالیت‌های ذهنی و درون روانی است.

به این ترتیب می‌توان گفت دو نوع مقابله وجود دارد؛ مقابله‌های مسئله‌ مدار و مقابله‌های هیجان مدار، در اکثر موارد ضروری است که هر دو نوع مقابله با هم مورد استفاده قرار گیرند.

در مقابله‌های مسئله‌ مدار فرد سعی می‌کند کاری انجام دهد تا استرس را از میان بردارد، کاهش دهد، یا آن را تحمل کند، نمونه‌هایی از مقابله مسئله‌ مدار عبارتند از:

اقدام به عمل نمودن

راهنمایی گرفتن

فعالیت خاصی انجام دادن

مشورت کردن و ...

مقابله‌های هیجان مدار

در مقابله‌های هیجانمدار فرد کار خاصی انجام نمی‌دهد، بلکه فقط سعی می‌کند خود را آرام سازد و ناراحتی خودش را کاهش دهد. زیرا، هنگامی که انسان با استرس روبرو می‌شود، تعادل و آرامش خود را از دست می‌دهد و هنگامی که فرد آرامش و تعادل روانی نداشته باشد، نمی‌تواند به خوبی از عهده کارها برآید و نخواهد توانست از عهده برخورد صحیح نیز برآید. این نوع مقابله به کمک فرد می‌آید تا بتواند آرامش و تعادل روانی خود را باز یابد و سپس به مقابله‌های مسئله‌دار بپردازد.نمونه‌هایی از مقابله‌های هیجان مدار عبارتند از:

دعا و نیایش

تخلیه و ابراز احساسات مانند:گریه کردن، بی‌قراری، ابراز خشم (به طور سالم) و ... گاهی مردم فکر می‌کنند که مقابله‌های هیجانمدار، ناسالم هستند چون بی‌فایده‌اند و کمکی به کاهش استرس نمی‌کنند. برخلاف تصور این عده مقابله‌های هیجان مدار در بسیاری از موارد بسیار کمک کننده و سالم هستند و باعث می‌شوند تا فرد آرامش خود را بازیابد و هنگامی که فرد آرامش یافت، بهتر می‌تواند فکر و برنامه‌ریزی کند و از مهارت حل مسئله کمک بگیرد.

در غیر این صورت ممکن است فرد به علت نداشتن آرامش و تعادل روانی مناسب از مقابله‌های ناسالم و خطرناک استفاده کند یا از راه‌حل‌های عجولانه و تکانشی برای بیرون آمدن از موقعیت استرس‌زا بهره ببرد.در این صورت نه تنها مشکل اصلی حل نشده، بلکه مشکلات دیگری نیز به دنبال خواهد داشت که گاهی این مشکلات ثانوی بسیار مخرب‌تر و زیان‌بار تر از مشکل اولیه خواهد بود.

نکته مهم آن است که در بعضی موارد ما می‌توانیم با انجام دادن کار استرس‌مان را کم کنیم، مثلا در مورد کنکور، می‌توانیم با برنامه‌ریزی، کمک گرفتن از دیگران، افزایش تلاش و کوشش و ... استرس را کاهش دهیم، ولی هنگامی که فردی فوت کرده است، با هیچ اقدامی نمی‌توانیم او را برگردانیم و در این شرایط تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم آن است که با انجام مقابله‌های هیجان مدار، خود را آرام سازیم.

زهرا ناجی الماسی