کارگردان: نیک‌هام. فیلم‌نامه: مارک بمبک. بازیگران: گرگ کینی‌یر، ربکا رومین استاموس، رابرت دونیرو، کامرون برایت. مدت: ۱۰۳ دقیقه.

مسئلهٔ تکثیر کردن موجودات زنده (Cloning) به هر بحثی سر میز شام، شور و هیجان می‌بخشد ولی هیچ‌وقت و در هیچ فیلمی مثل این یکی، تا بدین اندازه سطحی و احمقانه به آن پرداخته نشده است. انتخاب بازیگران خوش‌سیمائی مثل کینی‌یر و استاموس از همان ابتدا باعث جدی نگرفتن بحث از سوی تماشاگر می‌شود. با این‌حال فیلم تلاش کرده شخصیت‌پردازی باورپذیری داشته باشد و تقلا نموده فیلم‌نامهٔ محکمی را به تصویر بکشد ولی در نهایت در مایه‌های یک آگهی تبلیغاتی از کار درآمده است! کینی‌یر در نقش یک استاد زیست‌شناسی ظاهر شده و رومین استاموس نقش عکاسی بالقوه با استعداد را دارد که وظیفهٔ مادری و بزرگ کردن بچه‌ای ده‌ساله به نام ”آدام“، به استعدادش اجازهٔ پر و بال گرفتن نمی‌دهد.

موهبت الهی سعی دارد یک درام انسانی باشد، بحث اخلاقی قضایای تکثیر کردن را پیش می‌کشد و در عین حال می‌خواهد فیلمی ترسناک و دلهره‌آور نیز باشد، ولی در همهٔ این زمینه‌ها ناموفق است. افراد خانوادهٔ دانکن، آدم‌های ظاهراً خوشبختی به‌نظر می‌رسند و پل و جسی تمامی نیروی مادی و معنوی خود را برای بچه و خودشان هزینه می‌کنند. سپس اتفاقی غیرقابل تصور می‌افتد و پل و جسی در درد و بدبختی غرق می‌شوند. در اینجاست که دکتر ریچارد ولز (دونیرو)، یکی از استادان سابق جسی وارد صحنه می‌شود که پیشنهادی جسورانه را با آنها در میان می‌گذارد: به کمک تکنولوژی‌های پیشرفتهٔ ژنتیک، می‌تواند کاری کند که پل و جسی زندگی در هم ریخته‌شان را دوباره سر و سامانی دهند و با داشتن بچه‌ای تکثیر شده، همه چیز را از صفر شروع کنند. پس از مقادیری تردید و دودلی (و اینکه در صورت قبول این پیشنهاد، باید با تمامی دوستان و خویشان و همکاران سابق قطع رابطه کنند) پیشنهاد دکتر را می‌پذیرند و بدین ترتیب کار ایده‌آلی در اختیار پل گذاشته می‌شود و جسی نیز از آن پس می‌تواند به‌طور کامل، به‌کار مورد علاقه‌اش، عکاسی، بپردازد. آنچه به‌دنبال می‌آید تبدیل شدن رویای دانکن‌ها به کابوس وحشتناکی است و سلسله کلیشه‌هائی که از جن‌گیر و طالع‌نحس عاریه گرفته شده است.

تعلیق و هیجان در فیلم وجود دارد، ولی به محض آن‌که قلابی بودن موضوع فاش می‌شود، فیلم هم به ملودرامی مسخره تبدیل می‌شود.