کارگردان: رولند امریچ. فیلم‌نامه: رولند امریچ، جفری ناخمانف. بازیگران: دنیس کواید، جک جیلنهال، امی روسیوم، ایان هولم، سیلا وارد، جی‌او. ساندر، دش میهوک. مدت: ۱۲۴ دقیقه.

دنیس کواید در نقشی‌که پیش‌ترها برازندهٔ هریسون فورد بود، اقلیم‌شناسی است که معتقد است افزایش دمای کرهٔ زمین به عصر یخ جدیدی می‌انجامد و بدین ترتیب آیندهٔ سیاهی برای بشر پیش‌بینی می‌کند. معاون رئیس‌جمهور آمریکا که ظاهراً طوفان برف و تگرگ در دهلی و توکیو او را تکان داده نداده، حرف‌های او را نشنیده می‌گیرد. ولی دیری نمی‌گرد که طوفان و گردباد، لس‌آنجلس را نابود می‌کند. حتی علامت ”هالیوود“ بر روی آن تپه تکه‌تکه می‌شود. نیویورکی‌ها خود را تا خرخره در آب‌های یخ‌زده می‌یابند و تازه وضع از این هم بدتر خواهد شد. تغییر و تحولاتی که در دمای کرهٔ زمین به‌وجود آمده بدین معناست که نیمکرهٔ شمالی یخ می‌زند. در اشارتی شاهکار و پر از طنز و کنایه ـ که در هالیوود ”براندازانه“ تلقی می‌شود ـ بی‌خانمان‌های آمریکائی به‌طور غیرقانونی از مرز مکزیک ـ که گرم‌تر است ـ عبور می‌کنند.

کواید آب و هواشناس، به یک ”اکشن‌من“ تبدیل می‌شود و خود را به منهتن یخ‌زده می‌رساند، جائی‌که پسرش (جیلنهال) با عده‌ای دیگر به طبقهٔ بالای کتابخانه‌ای پناه برده‌اند و برای گرم شدن، کتاب می‌سوزانند.

جلوه‌های ویژهٔ خیره‌کننده (امواجی عظیم که آسمان‌خراش‌های نیویورک را در خود فرو می‌برد، هلی‌کوپترهای یخ‌زده‌ای که از آسمان فرو می‌افتند، طوفانی‌که لس‌آنجلس را با خاک یکسان می‌کند) روی پس از فردا را به تجربه‌ای تماشائی و سرگرم‌کننده تبدیل کرده است. نقطه ضعف فیلم، فقدان شخصیت‌پردازی‌های قرص و محکم است و گرایشی ناگزیر به‌سوی کلیشه‌کاری. ولی این فیلم را امریچ ساخته و بنابراین انتظار بیشتری نباید داشت؛ فیلمی‌که در عین سرگرم کردن بیننده‌اش، پیام حفظ محیط زیستی خود را نیز به‌وی منتقل می‌کند.