هوا تاریک است و تنها قرص کامل ماه، دشت را روشن کرده، چند مرد، کاغذی را که از جنس پوست آهو است باز می‌کنند و با روشنایی چراغ قوه آن را با دقت می‌خوانند،‌ درست آمده‌اند. اگر قرص ماه کامل شود در دشتی که به کوه مثلثی منتهی است سنگی دیده می‌شود که سایه‌اش اندازه خودش است. زیر آن سنگ را باید کند تا به گنج رسید...

سودای گنج و گنج‌یابی از دیرباز بشر را مسحور خود کرده، چنانچه در ایران نیز طرفداران زیادی دارد. افراد زیادی را می‌توان یافت که سال‌ها تمام وقت و ثروت خود را صرف یافتن گنج کرده‌اند ولی هیچ نیافته و به خاک سیاه نشسته‌اند. اقبال ایرانیان برای یافتن گنج به اندازه‌ای است که قاچاقچیان بین‌المللی آثار تاریخی نیز به این مسئله پی برده و از طریق واسطه‌های متعدد سعی می‌کنند تا علاقه‌مندان به گنج‌یابی را تحریک به جستجو کنند و اگر در این میان چیزی پیدا کردند از طریق همان واسطه‌ها از مرزهای کشور خارج کنند و به گالری‌های خصوصی و مجموعه‌داران سرشناسی بفروشند.

هرچند طبق کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو، ورود، خروج و انتقال غیرقانونی اموال فرهنگی- تاریخی کشورهای عضو که به طور غیرقانونی از کشور خارج و به خاک کشور دیگری وارد شده‌اند ممنوع است و باید به کشور مبدا بازگردند اما راه‌های فرار بسیاری نیز وجود دارد چنانچه اگر از خروج آن شی ۳۰ سال بگذرد، این قانون ملغی به شمار می‌رود.

آیا واقعا گنج وجود دارد؟

اما آیا به راستی «گنج» وجود دارد. هنوز هم هستند افراد بسیاری که تصور می‌کنند گنج‌ها طلسم دارند و اگر غیر از صاحب خود به دست فرد دیگری برسند از دست او خارج شده و یا برایش مشکل می‌آفرینند. هنوز هم هستند کسانی که تصور می‌کنند اگر خمس گنج پیدا شده را بدهند،‌ آن مال حلال شده و می‌توانند پول آن را در خانه هزینه کنند.

تصور وجود و دستیابی به «گنج» سال‌های بسیاری است که در ذهن ایرانیان نقش بسته. «گنج» در واقع همان آثار تاریخی و تمدنی همه ایرانیان است که به عنوان میراث فرهنگی باید در موزه‌های کشور نگهداری و برای نسل‌های آینده حفظ‌ شود. اما سوداگران گنج از هیچ فرصتی برای کندوکاو در زمین‌های ایران فروگذار نیستند. آنها با صرف هزینه‌های بسیار،‌ اجاره یا خرید فلزیاب، خرید نسخه‌های گنج که اغلب تقلبی هستند و صرف زمان به دنبال گنج هستند.

هرگز نقشه گنج واقعی ندیده‌ام

علی آقا، یکی از گنج‌یابان حرفه‌ای استان مازندران است. او خاطرات زیادی از دورانی دارد که به دنبال گنج بود. حالا پس از ۲۵ سال جستجو در پی گنج خود را بازنشسته می‌داند چرا که در طی دوران گذشته هیچ نیافته و همان چیزهایی را هم که داشته، از دست داده است. او می‌گوید: «هیچگاه نقشه واقعی ندیده‌ام. همه اینها که به اصطلاح روی پوست‌آهو نوشته شده و شامل چند خط و نشانه است تقلبی هستند. کارشناسان میراث فرهنگی خودشان آدرس‌ها را به ما می‌دادند. فکر کنم الان هم همین‌طور باشد. بعد عده‌ای می‌رفتند دنبال آن آدرس. اگر چیزی پیدا می‌کردیم خودشان ارزیابی می‌کردند و می‌خریدند و یا اینکه ما را به عده دیگری معرفی می‌کردند که آنها این اجناس را می‌خریدند».

او حتی به حضور چند خارجی و دخالت برخی از سفارتخانه‌های خارجی در ایران در خرید و فروش آثار مکشوفه از حفار‌ی‌های غیرمجاز خبر می‌دهد. «آنها اشیایی را که پیدا می‌کردیم به قیمت خیلی پائین‌تر از قیمت واقعی از ما می‌خریدند. چون امکان خرید و فروش این آثار در داخل وجود نداشت و ما هم هیچ راهی نداشتیم تا بتوانیم آنها را از کشور خارج کنیم». او از واقعیت تلخ دیگری نیز پرده برمی‌دارد و آن این است: فروش آثار زرین هم وزن خودشان! علی آقا در این باره می‌گوید: «معمولا طلاها به وزن خودشان خریدار دارند. طلاسازها آثار زرین را می‌خرند و آب می‌کنند». او از شایعه اعدام قاچاقچیان آثار تاریخی خبر و ادامه می‌دهد: «معمولا وقتی کسی مجموعه‌ای پیدا می‌کند تا چند سال جرات نمی‌کند درباره آن به کسی چیزی بگوید. در حقیقت باید حتما مطمئن باشد که خریدار پیدا کرده و سپس از راز عتیقه‌های خود پرده بردارد وگرنه ممکن است به قیمت دستگیری او تمام شود».

علی آقا کسانی را به یاد می‌آورد که یک مجموعه مجسمه طلا در ابعاد کوچک پیدا کرده بودند ولی جرات نداشتند آن را بفروشند. علی آقا درباره قدمت آثاری که قاچاقچیان پیدا می‌کند نیز می‌گوید: «کسی چیزی درباره قدمت آنها نمی‌‌داند چرا که هیچکس کارشناس نیست. حفاران غیرمجاز فقط آثار را پیدا می‌کنند». او همچنین تاکید می‌کند که در این کار تقلب خیلی زیاد است و خیلی‌ها همه هستی خود را بر سر خرید آثار تقلبی از دست می‌دهند».

اینها واقعیت‌های تلخی است که درباره گنج‌یابان وجود دارد هرچند به دلیل برخی محدودیت‌ها قسمت‌های اعظمی از صحبت‌های علی آقا حذف شد ولی می‌توان با همین حرف‌ها هم فهمید که وضعیت تا چه حدی فاجعه‌آمیز است.

زهرا سوهانی