سرب تاریخی تصویری در سینما

فیلم سینمایی «سرب» یکی از آثار خاص و متفاوت کیمیایی است که بر خلاف دیگر آثار او زمینه و قالبی داستان گو دارد.این فیلم به فضا و سیاست های حاکم بر تهران دهه ۳۰ می پردازد.فیلم سرشار …

فیلم سینمایی «سرب» یکی از آثار خاص و متفاوت کیمیایی است که بر خلاف دیگر آثار او زمینه و قالبی داستان گو دارد.این فیلم به فضا و سیاست های حاکم بر تهران دهه ۳۰ می پردازد.فیلم سرشار از هیجان و اتفاقات داستانی است که هم اکنون سینمای ایران از کمبود آن رنج می برد.زمان ساخت این فیلم، تهران و لوکیشن های آن در معرض بمباران بوده است، جالب است بدانید در یکی از صحنه ها (صحنه دادگاه) ۸ بمب به اطراف محل فیلم برداری اصابت کرد(دل و جرات و سعی و تلاش گروه مثال زدنی است) بعد از این بمباران شدید فیلم برداری فیلم در شمال ادامه یافت.یکی دیگر از مشکلات موجود در زمان کمبود خودرو بوده است، به طوری که در این پروژه فیلم سازی (سرب) تنها ۳خودرو در اختیار دست اندرکاران که هر بار آن ها را رنگ و در صحنه ای دیگر استفاده می کرده اند.سرب از لحاظ به تصویر کشیدن تهران قدیم یکی از منحصر به فردترین آثار سینمای ایران می باشد.یکی از ایراداتی که توسط منتقدان بر این سینمایی وارد بوده، شباهت آن با سینمای گانگستری آمریکاست.

البته کیمیایی در جواب این منتقدان می گوید که اوایل دهه ۳۰ که فیلم سرب در آن می گذرد این نوع موسیقی در خیابان ها شنیده می شد، کلاه شاپو، کراوات و این گونه خودروها جزئی از زندگی خیابانی مردم بود و فضاهای فیلم کاملا منطبق با همان دوره می باشد.یکی دیگر از جذابیت ها و شگفتی های این فیلم در زمان خودش حضور فریماه فرجامی در نقشی متفاوت بود.جالب تر این که این بازیگر جوان سینما برای ایفای نقش شخصیت موردنظر دست به حرکتی منحصر به فرد و عجیب زد او مجبور شد بدون هیچ گونه گریمی با سر تراشیده جلوی دوربین ظاهر شود و نقش خود را بازی کند.به عقیده بعضی از سینماگران سرب تنها اثر قابل توجه و قابل پذیرش کارگردان، بعد از انقلاب بوده است.این فیلم کاندیدای بهترین چهره پردازی و فیلم برداری جشنواره فجر شد و به نظر و عقیده منتقدین اگر بیشتر و کامل تر به این رویداد فرهنگی در سینما پرداخته می شد، شاید با افول و سقوط کیمیایی و آثارش مواجه نمی شدیم.

کلاه شاپو، ابزاری همیشگی در فیلم های کیمیایی نوعی یادآوری و بازنگری تاریخی است و علاوه بر جنبه نمادین بودن آن که بیانگر تاریخ و زمانی خاص است، نوعی نوستالژی و یادآور خاطرات هم می باشد.کلاه شاپو کارهای کیمیایی به نوعی نماد قدرت، استقامت و ثروت می باشد.کارگردانی که با مهارت در سرب به مضامین موجود در جامعه پرداخته، چه علتی باعث پسرفت و در جا زدنش در نوع نگرش و فیلم سازی اش شده است؟ به طور خلاصه کیمیایی را چه شده است؟