واژهٔ مینیاتور که مخفف کلمهٔ فرانسوی «مینی موم ناتورال» (Minimum Natural) و به معنی طبیعت کوچک و ظریف است، در نیمه اول قرن بیستم و حدوداً از دورهٔ قاجاریان همراه با اولین درس‌خوانده‌های ایرانی در فرانسه، به ایران راه یافت و وارد زبان فارسی شد.

اصولاً به هر نوع پدیدهٔ هنری ظریف – به هر شیوه‌یی که ساخته شده باشد – اطلاق می‌شود تابلوهای مینیاتور اروپایی صددرصد با تابلوهای کلاسیک آنها یکی است منتهی در ابعاد بسیار کوچک و با قلم بسیار ظریف و از جهت طرح و پردازش به هیچ عنوان قابل مقایسه با مینیاتورهای آسیایی نیست.

مینیاتور در ایران برای شناسایی نوعی نقاشی که دارای سابقه و قدمتی بسیار طولانی است به کار می‌رود.

این هنر به اعتقاد بسیاری از محققان در ایران تولد یافته، بعد به چین راه برده است. این که می‌نویسند کتاب ارژنگ مانی با نقشهایی از او مشهور شده بود باید این نقشها را اگر نه صددرصد مینیاتور امروزی ولی باید نوعی مینیاتور بنامیم، چرا که در شرح معجزات نقاشی مانی گفته شده است که او با دستی کاملاً آزاد و بدون هیچ گونه اتکاء با قلم مویی نازک بر روی یک پارچه خطی می‌کشید که با کشیدن یک نخ از پارچه آن خط محو می‌شد.

این گونه قلمزنی و تسلط بر قلم نقاشی کاری است که از یک مینیاتوریست استاد برمی‌آید و مهاجرت مانویان از ایران و رفتن آنها به چین که سبب تاثیرپذیری دو فرهنگ کهن از یکدیگر شده است یکی همین نقاشی مینیاتور بوده که از ایران به چین رفت و در مقابل هنر تئاتر و بازیگری از چین به ایران آمد و در ایران داستان‌های مربوط به سیاوش وارداویراف به صورتی که به تعزیه امروزی شبیه است در ایران رواج یافت. و این کار را اولین بار مانویان با نمایش مرگ مانی به اجرا درآوردند.

به هر حال هنر مینیاتور که مجدداً از چین به ایران آمد مستقیماً توسط چینی‌ها نبوده بلکه خوانین مغول که هنرمندان چینی را در التزام داشتند به ایران آمدند و این بار مینیاتور با روش چینی در ایران جاباز کرد. چهره‌ها چینی بود، نقشها با نقوش رایج در چین بسیار شبیه بود.

مینیاتور چینی اکثراً یک تصویر در میان یک صفحه است و حواشی آن یا به همان رنگ کاغذ دیده می‌شود و یا با رنگی ملایم تصویر را در بر گرفته است. در حالی که در مینیاتورهای ایرانی، هیچ جای صفحه نیست که قلم موی نقاشی بر آن نقشی نیافریده باشد، حتی این نقش از متن در بسیاری از اوقات تجاوز کرده و به حاشیه نیز راه پیدا کرده است. در نقاشی‌های مینیاتور ایرانی نوعی پرسپکتیو مشاهده می‌شود و دوری و نزدیکی را از روی محل نقش در صفحه می‌توان حدس زد، در پائین صفحه نقاشی توجه به اشیاء نزدیک و افراد حاضر در صحنه دارد و تصویر هر چه بالاتر می‌رود نقشها دورتر است، اما این پرسپکتیو کاملاً دقیق و مطابق با قوانین آن نیست، در نقاشیهای رضا عباسی که به روش چینی‌ها نزدیک‌تر است چهره‌ها راکاملاً ایرانی می‌بینیم ولی نقاشان بعدی که در نحوه نقاشی نوآوری کردند و همان طور که گفته شد پرسپکتیو را تا اندازه‌یی رعایت نمودند چهره‌ها کاملاً مغولی و چینی است.

اولین بار در قرن بیستم مرحوم حسین بهزاد مجدداً به چهره‌های ایرانی توجه کرد و قوانین پرسپکتیو را کاملاً رعایت نمود و مینیاتور ایرانی را که کار با قلم ریز است بر تابلوهای بسیار بزرگ و در حقیقت هنر مینیاتور ایران با حسین بهزاد به تکامل رسید. در مورد مینیاتور و مینیاتورسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی در آینده صحبت خواهیم داشت.