بازی ها بطور اعم و بازی های پرورشی به طور اخص دامنه وسیعی داشته و می تواند شامل همه افکار، حرکات و افعال بوده و جسم و روح را تحت تاثیر قرار داده و موجب تقویت همه قوای فکری، روحی، جسمی، مادی و معنوی شود.

مجموعه حاضر شامل بازی هایی است که هر کدام به گونه ای هدفی پرورشی را با خود همراه دارد و چون در بسیاری از بازی ها، برخی از فعالیت های مربوط به تربیت بدنی و ورزش هم نهفته است و در انجام آنها باید مقدماتی مانند مهارت های پایه و آمادگی ورزش هم نهفته است و در انجام آنها باید مقدماتی مانند مهارت های پایه و آمادگی جسمانی فراهم شود.

ابتدا به بعضی از آن چه باید مورد توجه قرار گیرد اشاره می کنیم و سپس به انواع بازی های سنتی و شیوه ها و مراحل اجرای آنها پرداخته و در مواردی برای روشنی چشم دل مربیان و دانش آموزان محترم از قصص، حکایات و اشعاری بهره گرفته و برای تنوع و تفریح به بیان لطایفی پرداخته ایم.

قابل ذکر است که در بیان قصص، حکایات، اشعاری بهره گرفته و برای تنوع و تفریح به بیان لطایفی پرداخته ایم البته که در بیان قصص، حکایات، اشعار و لطایف چند نکته را در نظر گرفته ایم.

۱) سعی شده است در حد امکان آن چه بیان می شود ارتباطی هر چند مختصر با اهداف بازی ها داشته باشد.

۲) در صورت لزوم قابلیت تبدیل به نمایشنامه های کوتاه را داشته و با اندکی دخل و تصرف، مخاطبین بتوانند با راهنمایی های مربیان محترم به اجرای آن اقدام نمایند.

فواید بازی:

بازی فواید بسیار دارد که می توان آنها را به اختصار در ۳ بخش بیان کرد:

۱) جسمانی

۲) عقلانی

۳) اجتماعی و عاطفی

الف) ارزش جسمانی: بازیکن دائما در حال فعالیت بدنی است. همین فعالیت های بدنی سبب رشد جسمانی و هماهنگی آن با حواس بازیکن می شود. مربی با برنامه ریزی آموزشی هدفدار، می تواند از این خصوصیت کودکان حداکثر استفاده را بنماید و آنها را به انجام حرکات و تمرینات مناسب رهنمون شود و زمینه لازم را برای رشد جسم فراهم آورد از جمله:

ـ رشد عضلات بزرگ و کوچک

ـ پرورش نیروی استقامت

ـ سرعت و کشش صحیح عضلانی

ـ کمک به حرکت سریع مفاصل

ـ پرورش سلسله اعصاب

ـ تسریع گردش خون

ـ تنظیم عمل دفع مواد زائد از بدن

ب) ارزش عقلانی: بخشی از آشنایی بازیکنان با جهان خار ج، از طریق بازی ها انجام می شود بازیکن از راه عمل و تجربه در محیط به ابداع می پردازد. با پدیده ها و مسائل جدید آشنا می شود. به هنگام مشاهده دقت خود را به کار می اندازد و با استفاده از این زمینه ها (یعنی مشاهده، تجربه، دقت و ابداع) قدرت انتخاب بهترین راه حل را به دست می آورد و قادر می شود که شناخت صحیح تری از پدیده های محیط خود کسب کند. بازیکن به هنگام بازی به استدلال می پردازد قضاوت می کند، به حل مسائل می پردازد و در نهایت از فعالیت خود نتیجه گیری می کند. این فعالیت به او کمک می کند تا در آینده بتواند متکی به نفس، مستقل و در حل مشکلات توانمند باشد.

ج) ارزش اجتماعی و عاطفی: بازیکنان گاه ساعت ها با خود مشغولند و با مخاطبی غایب سخن می گویند و آن زمان که از قالب خود بیرون می آیند، دیگران را مخاطب خود می سازند. یک بازیکن عادی به محض برخورد با بازیکن دیگر، اغلب رابطه انسانی و دوستانه برقرار می کند و به طور کلی بازی وسیله ای است که بازیکن متوجه دیگران نیز می شود. او یاد می گیرد چگونه دیگران را در هنگام بازی در وسایل و فعالیت خود سهیم کند. حس همکاری و تعاون و احترام به زندگی دیگران، در وی عالیت خود سهیم کند. حس همکاری و تعاون و احترام به زندگی دیگران، در وی رشد می کند، روح فرمانبرداری از مقررات وضع شده در بازی ها او را به فرمانبرداری از مقررات اجتماعی عادت می دهد. قدرت سازماندهی، مدیریت و سلسله مراتب را به او می آموزد. بازیکنی که سعی می کند به هنگام بازی با آجرها، موازنه آنها را حفظ کند و یا در بازی های دسته جمعی وظیفه خاصی را به عهده گیرد، به تدریج به میزان توانایی و علاقه خود پی می برد و نقش خود را در گروه و فعالیت های اجتماعی باز می یابد.

او متوجه می شود که از چه نوع کار و فعالیتی بیشتر لذت می برد و چه نقش های خاصی را در بازی ترجیح می دهد البته برخی از بازیکنان در هماهنگی با گروه بازیکنان مشکلاتی دارند عدم آگاهی از آداب و عادات اجتماعی بازی و یافتن جایی مناسب در فعالیت های گروهی از مشکلات آنان است زیرا ممکن است بازیکنی در فعالیتهای فردی، مانند نقاشی، از بهترین ها باشد ولی در بازی های گروهی، خود را آدمی بی دست و پا و منزوی نشان دهد. بازیکنان در فعالیت گروهی با راهنمایی مربیان و والدین به نقاط ضعف و توانایی های خود پی می برند. توجه به دیگران و جلب توجه دیگران را به خود فرا می گیرند. علائق و عواطف خود را ناخود آگاه بروز می دهند و آنان رفتار خود را با ساده ترین روش منطقی ارزشیابی می کنند. آنها یاد می گیرند چه کسی را دوست داشته باشند و در ضمن بازی در می یابند هیچ محبتی به اعضای گروه بی پاسخ نمی ماند و کمتر خشونتی بی جواب می ماند.

بازی های گروهی به بازیکنان می آموزد که حالات تهاجمی خود را مهار کنند و با همبستگی و تعاون و همکاری فعالیتی را به نتیجه مطلوب برسانند. فعالیت دسته جمعی در بازها به بازیکنان کمک می کند تا به بیان احساسات و مکنونات قلبی که از روح لطیف و بی آلایش آنها سرچشمه می گیرد بپردازند. هیجانات، کمبودها و ترس های خود را از دل بیرون بریزند و به فراموشی سپارند. بازیکنی که به هنگام بازی قایم باشک برای یافتن دیگران حتی به بیغوله های تاریک سر می کشد و در مکان ها و زیر سقف های مترو که تنها به جستجو می پردازد در واقع به طور غیر مستقیم ترس های موهوم بازیکنان را از تاریکی و تنهایی، او وجود خود دور می سازد. بازیکنان قادر نیستند که آنچه را احساس می کنند به طور روشن و واضح بیان کنند. ترتیب دادن بازی های نمایشی و همچنین استفاده کودکان از ابزار و وسایل بازی های فردی در بیان احساسات و افزایش خزانه لغات و مفاهیم کلمات آنها را کمک خواهد کرد.