کارگردان: ژان پل راپنو. فیلم نامه: ژان پل راپنو، پاتریک مودیانو، ژروم تونر. بازیگران: ایزابل آجانی، ژرارد دوپاردیو، ویرجینی لدوین، ایوان اتال، گریگوری درانژه، پیتر کویوت، ائورور کلمان، ادیت اسکوب. مدت: ۱۱۴ دقیقه.
توقع از کارگردانی به ظرفیت راپنو، همیشه بالاست. فیلم آخر او هم، مثل کارهای قبلی، پرستاره است و اشرافی، ولی متفاوت از آنها.
داستان، در روزهای متلاطم قبل از اشغال پاریس توسط نازی ها می گذرد. اما فیلم، یک نمایش خنده دار و شلوغ است که گاهی صاف و ساده و گاهی با شور و حرارت پیش می رود. فردریک (درانژ) دوست داشتنی و خوش قیافه، نقش رمان نویس جویای نامی را دارد که برای ویویان دنور (ایزابل آجانی) که خیلی عجیب و غریب به نظر می رسد، با حرکاتی عجیب تر جان اش در می رود. ویویان، در مرز ۴۹ سالگی است و به نظر می رسد، دستکاری های جدی روی چین و چروک صورت اش انجام شده. به هر حال، بسیار مورد توجه است و حتی، بعضی (از جمله دوپاردیو)، به پایش می افتند. شخصیت های قابل توجه دیگری هم حضور دارند مثل اتال که کلاهبرداری است با قلب طلائی. لدوین هم خوب است و هیچ گاه در طنز، اغراق نمی کند و فیلم با او، نفسی تازه می کند. در حالی که فیلم راپنو، ضرباهنگ سریع و پرهیجانی دارد، ولی حالت آن مرتباً در نوسان است. فیلم، از نظر بصری بسیار باشکوه است و به خاطر استفاده از چشم اندازهای پاریس و بوردو و پس زمینهٔ اشرافی، چشم نواز به نظر می رسد.
البته خیلی سعی دارد خنده دار باشد ولی فقط توانسته یک فیلم سرگرم کننده از کار دربیاید.