به گمان من ضرب المثل معروف "کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را هم فراموش کرد" در حوزه ی اندیشه و هنر یکسره نارواست است. در این قلمروها، تنها راه ِ "راه ِ خود رفتن"، در آغاز، به "راه ِ دیگری" رفتن است.
تنها وقتی به راه خود می رویم که راه رفتن دیگری را در ابتدا بیاموزیم. آن وقت است که می توانیم به گونه خود راه برویم و آن وقت است که "راه ِ دیگری ِ" دیگری می شویم.
نشنیده و نخوانده ام که شاعری یا نقاشی یا معماری یا فیلسوفی، از پیش خود چیزی شده باشد، یا بی تاثیر به جایی رسیده باشد.
و این نکته را شیخ اجل، سعدی، چه زیبا به کلام آورده که: هیچ کس از پیش خود چیزی نشد*هیچ آهن خنجر تیزی نشد