دوست من!

آیا می دانستی که شعر خواندن هم یک هنر است؟ البته منظورم از شعرخوانی، نحوه خواندن شعر به صورت آواز یا... نیست، بلکه منظورم مطالعه شعر، با دقت و چشمانی شاعرانه است.

برای لذت بردن و فهم شعر شاعری که بنای شعرش را با واژگان دقیقی ساخته است، لازم است بدانیم چگونه باید آن را مطالعه کرد؟

سرعت مطالعه شعر، با مطالعه اخبار روزنامه، لطیفه و حتی داستان فرق می کند. مطالعه شعر باید به آرامی و با ذره بین دقت انجام گیرد.

بگذار مثالی بزنم:

سوار اتوبوس شده ای و قرار است با بچه های شهرتان به اردو بروید. تو کنار پنجره نشسته ای و داری بیرون را تماشا می کنی. چه می بینی؟ جاده، کوه، دشت، درختان، خانه ها و...

بین راه اتوبوس- در کنار جنگلی- نگه می دارد تا همه کمی استراحت کنند. تو به همراه همسفرانت پیاده می شوی تا آبی به سر و صورت بزنی. درخت کهنسالی را می بینی که تنه اش پر از ترک های کوچک و بزرگ است.

نزدیک می شوی و در لابه لای ترک ها، کفشدوزکی را می بینی که دارد راه می رود. جلوتر می روی و انگشت نشانه ات را جلوی راهش می گذاری.

کفشدوزک، آهسته از انگشتت بالا می آید. تو به روپوش قرمز و خال های سیاهش نگاه می کنی. کفشدوزک، روی باند فرودگاه انگشت تو، آرام آرام حرکت می کند. او به قله انگشتت که می رسد، بال هایش را باز می کند تا پرواز کند.

از لابه لای درختان نور خورشید تابیده است روی تنه درخت، روی دست تو و کفشدوزک، نور که به بال های کفشدوزک می رسد، روی آن بال های ظریف، رنگین کمان کوچکی نقش می بندد.

کفشدوزک پرواز می کند و تو مسیر پروازش را دنبال می کنی. در همین موقع یکی از دوستانت به طرفت می آید و از تو می پرسد: «به چی نگاه می کنی؟ و تو می گویی «به رنگین کمان کوچکی که پرواز کرد!»

دوستت با تعجب می گوید: «کدام رنگین کمان؟ کدام پرواز؟ من که چیزی نمی بینم!»

¤ ¤ ¤

می بینی دوست من چطور می شود که یک نفر آن ظرافت و خط و خال ها را می بیند اما یک نفر دیگر نمی بیند؟

مطالعه شعر هم همین طور است. دو نفر شعری را می خوانند؛ اولی فقط کلمات را می بیند که مثل قطاری پشت هم ردیف شده اند ولی دومی هم قطار کلمات را می بیند و هم مقصد آن را می داند.

حالا بعد از این مقدمه برویم سراغ یک بیت شعر از «حافظ» و آن را با هنر شعرخوانی بخوانیم:

«مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو»

مفهوم این بیت برگرفته از همان حدیث زیبای ائمه معصومین علیهم السلام است که فرمودند:

«الدنیا مزرعه الاخره

دنیا مزرعه آخرت است.»

حافظ با نگاه کردن به آسمان شب، ستارگان را خوشه هایی دیده که در مزرعه آسمان سبز شده اند. خوب دقت کنید، این نگاه با نگاه سرسری به آسمان خیلی فرق می کند. همه با نگاه به آسمان، ماه و ستارگان را می بینند اما این شاعر است که ستارگان را خوشه خوشه و ماه نو را به شکل داس دیده است.

فرق چشم های شاعر و افراد معمولی در کشف همین ارتباط های ظریف است.

حالا بعد از کشف، تازه نوبت مهندسی واژگان است. شاعر باید ببیند چه کلماتی بهتر می توانند منظورش را به خواننده انتقال دهند؟

آیا هر کلمه ای را که به ذهنمان رسید ،می توانیم میهمان خانه شعرمان کنیم؟

هنر شاعر بعد از کشف در این است که از بهترین مصالح برای بنای شعرش استفاده کند.

منظورم از مصالح شاعر، همان کلماتی هستند که شاعر خانه شعرش را با آنها می سازد. هر چه مصالح شاعر سنجیده تر باشند، بنای شعرش مستحکم و زیباتر خواهد بود.

لازم است واژگان مورد استفاده چند ویژگی داشته باشند:

۱) بار عاطفی شعر را به مخاطب انتقال دهند.

۲) به راحتی نتوان آنها را حذف و یا جابجا کرد.

۳) با توجه به محتوای شعر، با سایر کلمات- از نظر ظاهر و باطن (معنا)- هماهنگی داشته باشند.

حالا بیایید باز برگردیم به مثالمان از شعر حافظ و آن را از نظر مهندسی کلمات بررسی کنیم.

«مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو»

می خواهیم ببینیم آیا به راحتی می توانیم کلمات دیگری را جایگزین واژگان بیت مورد نظرمان کنیم یا نه؛ طوری که به شعر لطمه ای نخورد و آن را ضعیف تر نکند.

ما می آییم در مصراع دوم کلمه «خود» را جایگزین «خویش» می کنیم.

در نگاه اول وزن به هم نمی خورد و هر دو کلمه هم یک معنا را می رسانند اما ذره بین دقت را در دست می گیریم می بینیم که کلمه «خویش» در هنگام خواندن «خیش» یعنی گاوآهن را هم به یادمان می آورد. تازه متوجه ظریف اندیشی و هنر حافظ می شویم و در دل به او آفرین می گوییم. به راستی کلمه «خویش» در ساختمان بیت مورد نظر مناسب تر است چون با کلمات دیگر مثل مزرع سبز، داس، کشته و درو هماهنگی بیشتری دارد.

دوست من!

همان طور که می بینی کلمات در یک شعر خوب، اتفاقی و بدون برنامه در کنار هم قرار نمی گیرند بلکه بسیار دقیق و حساب شده انتخاب می شوند.

حالا تو با دقت در عمق کلمات و چیدمان حساب شده یک شعر می توانی به میزان هنرمندی شاعرش پی ببری.

راستی!

اگر شعر خوبی را خواندی و از آن لذت بردی. برایمان بفرست و بنویس که چه نکته هایی از آن شعر برایت جالب بوده است.

نقد شعرهای چاپ شده در مدرسه هم می تواند به پرورش قلم تو یاری رساند. اگر نامه نوشتی بنویس: «برسد به دست مسئول کارگاه شعر».

چشم انتظار آثار خلاق تو هستم.

محمد عزیزی (نسیم)