تخته سفید

زمین تب کرده اما آسمان آبی ست
برایت می نویسم نامه ای کوتاه
دلتنگم...
نشستم پشت قاب پنجره
شاید بیایی...
برایت من هزاران بار عهد را می خوانم
تمام چشم ها لبریز اشک و انتظاری آسمانی …

زمین تب کرده اما آسمان آبی ست

برایت می نویسم نامه ای کوتاه

دلتنگم...

نشستم پشت قاب پنجره

شاید بیایی...

برایت من هزاران بار عهد را می خوانم

تمام چشم ها لبریز اشک و انتظاری آسمانی ست

تمام دست ها غرق دعایی ارغوانی ست

دوباره جمعه شد

خورشید می سوزد در عشقت

دوباره زرد و دلگیر است آقا...

کی می آیی؟

نگاهم می رود تا آسمان آبی روشن

به دنبالش دو دستم، ای خدا پس تو کجایی؟

تمام جمعه ها محو و غبارآلود در تقویم هفته

دگر طاقت ندارم، دوری ات آقا چه سخته!

زمین تب کرده اما آسمان آبی ست

خدا توی تمام حرف های مادرم جاریست

نیلوفر حیدری