۱) این ممکن است که بتوان هر چیزی را به صورت علمی شرح داد،اما این بی احساس و بی معنی خواهد بود،درست مثل این که اگر شما سمفونی بتهوون را همچون یک موج نوسانی فشرده شرح دهید.

۲) مسلما نیروی جاذبه هیچ مسئولیتی در قبال افتادن انسانها در عشق ندارد.

۳) وقتی شما به مدت دو ساعت با دختر زیبایی می نشینید به نظر می رسد که دو دقیقه بر شما گذشته،ولی وقتی روی یک اجاق داغ برای دو دقیقه می نشینید گویی به نظر می رسد که دو ساعت بر روی آن نشسته اید.((این نسبیت است)).

۴) تخیلات بسیار مهم تر و با ارزش تر از دانش و دانسته ها هستند.

۵) اشخاص مختلف به کمک تکلم می توانند تا حدودی تجربیات خود را با هم مقایسه کنند،از این راه نشان داده می شود که برخی ادراکات حسی اشخاص مختلف نظیر یکدیگر است،در حالی که برای ادراکات حسی دیگر چنین تناظری را نمی توان اثبات کرد.ما عادت داریم که آن دسته از ادراکات حسی را که بین افراد مختلف مشترک هستند و بنابراین ،تا حدودی،غیر شخصی هستند را،واقعی بدانیم.

۶) در طول یک قانون ریاضی به یک واقعیت اشاره می شود ولی یقین وجود ندارد. در طول زمانی که یقین وجود دارد،کسی به واقعیت اشاره نمی کند.

۷) گاهی اوقات ما بهای هنگفتی را برای هیچ می پردازیم.

۸) زمانی که از آلبرت اینیشتین خواسته شد که درباره ی رادیو شرح دهد،پاسخ داد:

((ببینید،سیم تلگراف شبیه یک گربه ی بسیار بسیار طویل می باشد.شما دم او را در نیویورک می کشید،و او در لس آنجلس میومیو می کند.آیا شما این را درک می کنید؟رادیو نیز دقیقا این چنین عمل می کند؛شما سیگنال را در اینجا ارسال می کنید وآنها در انجا ان را دریافت می کنند.فقط با این تفاوت که در آنجا گربه ای وجود ندارد.))

۹) اگر من فقط شهرت داشتم ، من فقط یک قفل سازمی بودم.

۱۰) انسان عموما از نسبت دادن صفت زیرکی به دیگران اجتناب می کند، مگر به دشمن.

۱۱) هیچ گاه به آینده فکر نمی کنم ،آینده خیلی زود از راه می رسد.

۱۲) انسان جزئی است از یک کل،که ما آن را ((عالم))می نامیم.جزئی که محدود به زمان و فضا است.او خود افکار و احساساتش را به عنوان چیزی جدای بقیه عالم تجربه می کند.که می توان ان را نوعی خطای باصره در خود آگاهیش دانست.این خطا برای ما نوعی زندان است که ما را به امیال شخصی و ابراز عواطف نسبت به چند نفری که از همه به ما نزدیکترند محدود می کند.

وظیفه ی دشوار ما باید این باشد که خود را از این زندان نجات دهیم و دایره ی عواطف خود را گسترش دهیم،تا همه موجودات زنده و سراسر طبیعت را با تمام زیبائیهایش در بر گیرد.هیچ کس قادر نیست کاملا به این هدف دست یابد.اما تلاش برای نیل به آن خود بخشی از روند آزادی برای امنیت درونی است.

۱۳) فقط دو چیز لایتناهی وجود دارد،جهان هستی و نادانی انسانها،البته من راجع به اولی زیاد مطمئن نیستم.

۱۴) در مقابل خداوند همه ی ما به یک اندازه خردمند و به یک اندازه احمق هستیم.

۱۵) لذت نگریستن و درک طبیعت والاترین نعمت است.

۱۶) آلبرت اینیشتین (متفکر و فیزیکدان بزرگ) Albret Einstein :

قرآن، کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعه‌ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که برزگ‌ترین فلاسفه از تعریف آن عاجزند ، هدایت می‌کند.

۱۷) نقطه اتصال دو زمان گذشته و آینده حال است قدر آنرا بدانید.

۱۸) راز ابدی دنیا دریافتنی بودن آن است.

از یافته های بزرگ امانوئل کانت یکی این است که فرض دنیای خارجی واقعی،بدون این دریافتنی بودن،بی معنی است.این واقعیت که دنیا دریافتنی است،یک معجزه است.

۱۹) قسم می خورم که توی این عالم یک خبری هست!!

۲۰) به هنگام رویارویی با مشکلات اساسی، نمی‏توانیم از همان سطح تفکری که آن مشکلات را به وجود آوردیم، آنها را برطرف کنیم.

۲۱.) عشق مثل ساعت شنی می ماند، هم زمان که قلب را پر می کند،مغز را خالی می کند.

۲۲) من می خواهم اندیشه های خداوند را بدانم...بقیه چیزها جزئیات هستند.

۲۳) من خودم را برای یک کار خیلی بزرگ آماده کرده بودم اما بعد از اینکه مسایل رو دیدم فهمیدم که کار بزرگی نمی خواهد انجام بدهم. فقط باید این قایق را روی آب انداخت و کمی پارو زد. همین!!

۲۴) تجاربی که تا کنون داشته ایم به ما این اجازه را می دهند که طبیعت را مصداق ساده ترین اندیشه های ریاضی قابل تصور بدانیم.

من قانع شده ام که می توان با استفاده از ابزارهای ریاضی حض،مفاهیم و قوانین مرتبط کننده آنها را که کلیه شناخت طبیعت هستند بدست آورد،آزمایش ممکن است الهام بخش مفاهیم ریاضی مناسب باشند اما به طور قطع و یقین نمی توان این مفاهیم را از تجربه استنتاج کرد،البته آزمایش همچنان یگانه معیار مفید بودن ساختارهای ریاضی خواهد بود اما خلاقیت در جنبه های ریاضی مطلب است،بنا براین به یک اعتبار عقیده دارم که همانطور که قدما تصورمی کردند،فکر محض می تواند به درک واقعیت نائل شود.

۲۵) من بافته های فکرم را با استفاده از تیشه ی ریاضی آنچنان ظریف و حساس کرده ام تا به فرکانسهای خدا، عکس العمل نشون بده.

۲۶) جالبه که هر کدام ما برای یک سفر روی زمین می آییم که نمیدونیم چرا؟ اما بنظر میرسه که هدف مقدسی وجود داشته باشه.

۲۷) در جهان چیزی هست که نمی دانیم چیست و کاری می کند که نمی دانیم چه کاری است.

۲۸) برای من چه لذتی عمیق تر و واقعی تر از این است که بدانم ،آیا خداوند هیچ انتخابی در آفرینش این جهان داشته است.

۲۹) دو راه برای زندگی در دوران زندگی وجود دارد: یکی آنکه تصور کنیم هیچ چیز یک معجزه نیست و دیگر آنکه تصور کنیم که همه چیز یک معجزه است.

۳۰) تو نمی توانی به طور همزمان هم آماده ی جنگ و هم مانع از وقوع جنگ شوی.

۳۱) نفهمیدنی ترین چیز در رابطه با دنیا آن است که اصلا قابل درک نیست.

۳۲) خداوند برای آفرینش جهان تاس نیانداخت.

۳۳) اگر A یک معادله ی موفق باشد،آنگاه فرمول آن به این قرار است: Z+Y+X=A که در آن،X : کار و Y: تفریح و Z : دهانت را بسته نگه دار، تعریف شده است.

۳۴) شما وقتی تبسم می کنید، جامه ی انسانیت می پوشید.

۳۵) از نظر من معادله مهم تر است زیرا سیاست برای حال است و معادله برای ابد.

نیره ملکلو