۱) ‎از جایگاه همسرمان حمایت کنیم. در باب دوم انجیل یوحنا می‌‎خوانیم که عیسی در یک جشن عروسی ‏شرکت می‌‎کند و در ادامه می‌‎خوانیم که شراب تمام می‌‎شود. او می‌‎دانست که ‏این اتفاق، تا چه حد می‌‎تواند به جشن لطمه وارد آورد. بنابراین عملی شگفت آور انجام می‌‎دهد، ‏یعنی شرابی بهتر و بیشتر بوجود می‌‎آورد. اگر عیسی برای بیگانگان این چنین کرد، چقدر بیشتر ما باید ‏از همسرانمان در برابر تحقیرات حمایت کنیم. گاهی اوقات توضیحات و اصلاحات ما ( مخصوصا در جمع) ‏جراحات عمیقی بر دل همسرمان وارد می‌‎آورد. از او بپرسید: آیا من همیشه به تو احترام ‏می‌‎گذارم؟‎

۲) ‎همواره همسر خود را تغذیه کنید. هروقت عیسی درباره‏‌‎ی غذایی که نمی‌‎دیدند صحبت ‏می‌‎کرد، ذهن شاگردانش مغشوش می‌‎شد. آن غذا، نان حیات و آب زنده بود. من هرگز ندیدم ‏کسی برایش غذا ببرد. می‌‎دانیم که منظورعیسی این بود که تعلیمات او از هر غذای جسمانی بهتر است. ‏چه غذای روحانی به همسرتان می‌‎دهید؟ آیا با بکار بردن حرفهای مسیح در کنار مکالماتتان غذای مفید و ‏سالمی به او می‌‎دهید؟ از همسرتان بپرسید که آیا من از نظر روحانی تو را تغذیه میکنم؟‎

‎( ‎۳‎شفا را از خود دور نکنید. با شفا‌‎دادن مردم در روز سبت، عیسی با رهبران یهودی به مشکل بزرگی ‏برخورد. وضعیت مرد لنگ را مجسم کنید. عیسی می‌‎توانست روز بعد به حوض سیلوحا بازگردد؛ آن ‏شخص نیز مسلماً همانجا می‌‎بود. اما عیسی مردم را دوست داشت ... و می‌‎خواست که شفا و ‏شفقت از هرچیز دیگری سبقت بجوید. وقتی بعد از بگومگو با همسرمان، قهر می‌‎کنیم و احساس انزجار ‏و بی میلی به ما دست می‌‎دهد، این داستان چیزی را بیادمان می‌‎آورد: مسیح برای اینکه برای ‏مردمش شادی بیافریند، در اولین فرصت ، سعی در حل مسائل می‌‎کرد‎. ‎از همسرتان بپرسید‎: ‎"‎آیا زمان زیادی طول می‌‎دهم تا مسائل میان‌‎مان حل شود؟"

‎ ‎‎ ( ۴‎پایهای همدیگر را بشویید. عیسی در آفرینش همکار خدا بود. پادشاه و انسانی بی گناه بود. اما با این حال حوله ‏بدور کمر بست و پایهای غبارآلود شاگردانش را شست. کار دلپذیری نیست، ولی یکنفر باید آنرا انجام بدهد. آیا ‏عملی از این فروتنانه تر در تاریخ می‌‎توانیم بیابیم؟ او برتری و مباهات خود را بکنار نهاد تا محبت را به ‏انسانهایی آمی و گناهکار بیاموزد. در زندگی زناشویی خیلی ساده است که حساب کارهای دیگری را نگاه داریم و ‏مواظب باشیم تا سنگینی مسئولیت و کارها را برابر حمل کنیم، نه کمتر و نه بیشتر. لیکن عیسی همه آنچه را که ‏داشت برای محبت داد. از همسرتان بپرسید: آیا وقتی نوبت به مسئولیتهای خانواده می‌‎رسد من به ‏اندازه‌‎ی کافی فروتن هستم؟‏‎

۵) ‎برای اتحادتان دعا کنید. اگر بدانید که امشب خواهید مرد چه مطالبی را با خانواده و دوستانتان در آخرین ‏لحظاتتان درمیان خواهید گذاشت؟ شاید درمورد مسائل مالی و تقسیم میراث بحث کنید. روشن است که بدرود ‏اشکباری خواهید داشت. عیسی در آخرین لحظات زندگیش دعا کرد و بر روی اتحاد متمرکز بود. البته که در ذهن ‏او، یگانگی بر هر چیز دیگری مقدم‏‌‎تر بود. در کلیسا درمورد اتحاد موعظه می‌‎کنیم، اما در ‏خانه چطور؟ آیا از خداوند می‌‎خواهیم که ما را در مواردی که با هم اتفاق نظر نداریم متحد کند و آرامش ‏و صلح را به خانواده‌‎مان عطا نماید؟ از همسرتان بپرسید: در چه مسائلی باید بیشتر با هم هماهنگ و ‏متحد شویم؟‎

۶) ‎محبتتان را نشان دهید، حتی اگر مجبور به انجام آن نباشید. در یوحنا ۲۰: ۲۵‏‎ "‎توما" ‎سرسختانه ‏می‌‎گوید‎: «‎تا آثار میخها را بر دستانش نبینم و انگشتانم را بر آنها نگذارم و دستم را پهلویش ‏قرار ندهم، باور نمی‌‎کنم». ‎اگر من بجای عیسی بودم واقعا آزرده می‌‎شدم. مثلا ‏می‌‎گفتم‎: «‎من که این همه معجزه برایشان کردم! مردم را غذا دادم و از مرگ برخاستم. اگر با ‏وجود همه اینها مرا باور نمی‌‎کند، در اینصورت مشکل خود اوست‏‎!» ‎ولی چند آیه بعد، ‏می‌‎بینیم که عیسی دقیقا آنچه را که توما خواسته بود به او می‌‎دهد. بخاطر محبتش پا فراتر ‏می‌‎گذارد تا تردید دوستش را از بین ببرد. از همسرتان بپرسید: آیا هیچوقت از احساس من نسبت به خود ‏پرسیدی؟ چطور می‌‎توانم محبتم را عملی‌‎تر به تو نشان دهم؟‎ ‎

‎۷‎) برای بخشیدن محدودیت نگذارید. مجسم کنیم که پطرس هستید. البته که بسیار عالی است که عیسی را دوباره ‏زنده ببینید اما شما او را انکار کردید. کسی را که بسیار دوست می‌‎داشتید سه مرتبه پشت سر هم انکار ‏نمودید. حیرت نمی‌‎کردید که کجا قرار گرفته‏‌‎اید؟ در یوحنا ۲۱: ۱۵ عیسی از پطرس ‏می‌‎پرسد‎: "‎آیا مرا محبت می‌‎نمایی؟ ( آیا مرا دوست داری؟) پطرس با اطمینان پاسخ ‏مثبت می‌‎دهد. اما عیسی دو بار دیگر نیز می‌‎پرسد. ممکن است پطرس با خودش فکرکرده باشد ‏که‎: «‎چند بار باید به این سوال جواب بدهم؟» ‎سپس اتفاقاتی برایش می‌‎افتد که برای تمام ‏آن دفعات، خداوند را انکار می‌‎کند. اما عیسی نگفت‏‎: «‎من که به تو گفته بودم». ‎او نه ‏تنها پطرس را حقیر نکرد بلکه حقوق او را محفوظ و دست نخورده نگاه داشت. از همسرتان بپرسید‎: "‎آیا ‏من بی‌‎قید و شرط می‌‎بخشم، یا در خودم کینه نگه می‌‎دارم و منتظر فرصت تلافی ‏هستم؟"

۸) ‎ازدواجتان را به خدا تسلیم کنید. بارها و بارها عیسی به مردم می‌‎گوید‎: "‎پسر بدون پدر هیچ ‏نمی‌‎تواند بکند". ‎پس اگر پسر- بخشی از تثلیث اقدس و همیار آفرینش- نمی‌‎تواند بدون ‏خدا وظایفش را انجام دهد، چگونه می‌‎توانیم فکر کنیم که به تنهایی می‌‎توانیم زندگی زناشویی ‏خود را اداره نماییم؟ این یک دستور است که همچون عیسی با خدای پدر مشورت کنیم و از منبعی بس قدرتمندتر ‏از هر چیز دیگری بر روی این زمین، نیرو و توان، اندیشه و فهم ، تندرستی و شفا دریافت نماییم. از همسرتان ‏بخواهید تا با هم برای حاکم شدن خدا بر زندگیتان دعا کنید‎.

‎ ‎‎ عیسی هرگز همسری اختیار نکرد، اما بهترین نمونه برای مسائل احساسی و قلبی بوده و هست. پیش از اینکه ‏کتابی دیگر درمورد ارتباط و روابط زن و شوهر بخرید، یا بدنبال مقاله‏‌‎ای دیگر در مجلات در ‏این‌‎باره بگردید، کتابی را بیاد بیاورید که احتمالا بر روی میز کنار تخت خوابتان قرار گرفته است. ‏همچنانکه گرد و غبار را از روی آن پاک می‌‎کنید، از خدا بخواهید که راهنماییتان کند و بدانید که او زنده ‏است و منتظر شما است تا با شما صحبت کند