ناتورآلیسم به مفهوم فلسفی به آن دسته از روشهای فلسفی اطلاق می گردد که معتقد به قدرت محض طبیعت است و هرگز طبیعت را آلتی در دست نظم بالاتری نمی شناسد. از نظر ادبی،بیشتر به تقلید دقیق از طبیعت گفته می شود و چهارچوبهُ تنگ تر و محدودتری از رئالیسم دارد و به مکتبی اطلاق می گردد که امیل زولا و طرفدارانش بنا نهادند و مدعی شدند که هنر و ادبیات باید جنبه علمی داشته باشد و کوشیدند که ” روش تجربی ” و ” جبر علمی ” را در ادبیات رواج دهند. این مکتب مدت ده سال یعنی از سال ۱۸۸۰ تا سال ۱۸۹۰ بر ادبیات اروپا حکومت می کرد. طبیعت پردازان این قرن گذشته از پذیرفتن و پیروی ” آئین طبیعت ” و ” جبر علمی ” و روش های آزمایشی به موضوع هم خونی یا وراثت نیز پروای فراوان نشان می دادند و به تاثیر خون پدر در فرزند باوری کامل داشتند. همچنین وضع جسمانی در دیدهً آنان از حالت روانی مهمتر و اصیل تر بود. ناتورآلیست ها در افسانه های خود به هیچ وجه انسان را با اراده و آزاد نشان نمی دادند،بلکه او را بی اراده در برابر نیروهای جسمی و طبیعی و ماوراء طبیعی توصیف می کردند. از نویسندگان بزرگ این مکتب می توان ” امیل زولا ” و ” ویلیام فالکنر ” را نام برد.