پژواک‌گوئی (echolalia)

تکرارپلسیکوپاتولوژیک کلمات یا عبارات یک شخص توسط شخص دیگر؛ گرایش به تکرار شدن و استمرار دارد. در انواع مشخصی از اسکیزوفرنی، به‌ویژه در نوع کاتاتونیک مشاهده می‌شود.

سرخوشی (elation)

خلق مرکب از احساس شادی، اوفوری، پیروزی، خودپسندی شدید یا خوش‌بینی. موقعی‌که اساس واقعی نداشته باشد، در مانیا دیده می‌شود.

اوفوری (euphoria)

احساس مبالغه‌آمیز نشاط که با رویدادهای واقعی نامتناسب است و ممکن است با استفاده از داروهائی مثل شبه‌افیو‌ن‌ها، آمفتامین‌ها، و الکل به‌وجود آید.

خلق طبیعی (euthyma)

طیف طبیعی خلق، حاکی از فقدان خلق افسرده یا سرخوش

شعف (exaltation)

احساس سرخوشی شدید و بزرگ‌منشی

ترس (fear)

حالت هیجانی ناخوشایند شامل تغییرات پسیکوفیزیولوژیکی در پاسخ به تهدید یا خطر واقع‌گرایانه مقایسه کنید با اضطراب

عاطفه سطحی (flat effect)

فقدان کامل یا تقریبی هرگونه علایم ابراز عاطفی

پرش افکار (flight of idea)

توالی سریع افکار چندپاره با تکلم به‌صورتی که محتوای آن به سرعت تغییر می‌کند و ممکن است تکلم بی‌ارتباط به‌هم باشد در مانیا مشاهده می‌شود.

توهم لمس حشره (formication)

توهم لمسی شامل این احساس که حشرات ریز، رو یا زیر پوست بدن راه می‌روند. در کوکائینیسم و دلیزیوم ترمنس مشاهده می‌شود.

بزرگ‌منشی (grandiosity)

احساس مبالغه‌آمیز اهمیت، قدرت، دانش، و شخصیت در فرد، در اختلالات هذیانی، و حالات مانیک رخ می‌دهد.

توهم (hallucination)

ادراک حسی غلطی که در غیاب هرگونه محرک خارجی حسی مرتبط رخ می‌دهد. جهت اطلاع از انواع توهمات به‌اصطلاح اختصاصی هر یک مراجعه کنید.

توهم لمسی (haptic hallucination)

توهم لمس

پیش‌فعالی (hyperactivity)

فعالیت عضلانی افزایش‌یافته. این اصطلاح معمولاً به‌منظور توصیف اختلالی به‌کار می‌رود که در کودکان دیده می‌شود و با ببی‌قراری مداوم، پیش‌فعالی، حواس‌پرتی، و مشکلاتی در یادگیری تظاهر می‌کند. در اختلال نقص توجه / پیش‌فعالی مشاهده می‌شود.

حدت حافظه (hyperamnesia)

افزایش بیش از حد ذخیره و یادآوری خاطرات ممکن است به‌وسیله هیپتوتیسم به‌وجود آید و امکان دارد در نوابغ دیده شود. ممکن است کیفیتی از اختلال وسواس فکری - عملی؛ بعضی از موارد اسکیزوفرنی، و اپیزود مانیای اختلال دوقطبی I باشد.

گوش به زنگی (hypervigilance)

توجه و تمرکز مفرط روی محرک‌های درونی و برونی، معمولاً در حالات هذیانی یا پاراتوئیدی مشاهده می‌شود.

توهم پیش‌خوابی (hypnopompic hallucination)

توهمی که در حالات به خواب رفتن شخص رخ می‌دهد آن را یک عامل پاتولوژیک در نظر نمی‌گیرند.

توهم پس‌خوابی (hypnompic hallucination)

توهمی که در حالت بیدار شدن شخص خواب رخ می‌دهد. به‌صورت پاتولوژیک در نظر گرفته نمی‌شود.

هیپومانیا (hypomania)

نابه‌هنجاری خلقی با مشخصه‌های کیفی مانیا، اما با شدت کمتر در اختلالات دوقطبی II و سیکلوتایمیک مشاهده می‌شود.

عقاید انتساب (ideas of reference)

تغییر نادرست رخدادها و حوادث بیرونی به‌صورت انتساب مستقیم شخصی به فرد. در اشخاص طبیعی به‌ندرت مشاهده می‌شود، اما در بیماران پاراتوئید با فراوانی زیادی مشاهده می‌شود. عقاید انتساب اگر با فراوانی یا شدت کافی یا اگر سیستماتیزه و سازمان‌یافته باشد، به شکل هذیان درمی‌آید.

تفکر غیرمنطقی (illogical thinking)

تفکری که شامل نتیجه‌گیری غلط یا تناقض درونی است، تنها وقتی‌که محسوس و قابل ملاحظه باشد و ناشی از ارزش‌های فرهنگی یا نقص هوشی نباشد، پسیکوپاتولوژیک می‌شود.

ایلوزیون (illusion) (خطاهای ادراکی)

سوء تعبیر ادراکی محرک‌های برونی واقعی با توهم مقایسه کنید

عاطفه نامتناسب (inappropriate affect)

ناهماهنگی بین احساس هیجانی و فکر، عقیده یا گفتار همراه با آن. در اسکیزوفرنی مشاهده می‌شود.

گسیختگی (incoherence)

تکلمی که بی‌ربط، سازمان‌نیافته، و غیرقابل فهم می‌باشد.

الحاق (icorporation)

مکانیسم دفاعی ناهشیار ابتدائی که در آن بازنمائی روانی فردی دیگر یا جنبه‌هائی از شخص دیگر از طریق فرآیند مجازی بلع دهانی نمادین، در فرد درونی می‌شود. نشانگر فرم خاصی از درون‌فکنی می‌باشد و اولین مکانیسم همانندسازی است.

بینش (insight)

شناسائی هشیارانه اختلال خود، در روانپزشکی اشاره به آگاهی هشیار و فهم شخص از علایم رفتار غیرتطابقی و پویش روانی خود دارد، اهمیت فوق‌العاده‌ای در تغییر شخصیتی و رفتاری فرد دارد.

تحریک‌پذیری (irritability)

برانگیختگی بیش از حد یا نابه‌هنجار، یا زود به خشم آمدن، ناراحت شدن یا بی‌صبر بودن.

Jamais Vu

پدیده تحریف حافظه که مشخصهٔ آن احساس غلط ناآشنائی با موقعیتی است که شخص آن را قبلاً تجربه کرده است.

قضاوت (Judgement)

عمل روانی مقایسه با ارزیابی موقعیت‌ها در چارچوب یک سری ارزش‌های مفرض، یا هدف انتخاب اقدام مناسب، اگر عمل انتخاب شده هماهنگ با واقعیت یا با استانداردهای رفتاری بزرگسالان بالغ باشد، ذکر می‌شود که قضاوت طبیعی و بی‌نقص است. اگر عمل انتخاب‌شده به‌طور واضحی غیرتطابقی باشد ذکر می‌شود که قضاوت آسیب دیده است که در نتیجه تصمیم‌های تکانشی و متکی بر نیاز به ارضاء فوری به‌وجود می‌آید؛ یا به‌عبارت دیگر، با واقعیتی که توسط استانداردهای رفتاری بزرگسالان بالغ سنجیده می‌شود، همخوانی ندارد.

بی‌تفاوتی زیبا (la belle indifference)

نگرشی نامتناسب نسبت به ناتوانی خود به‌صورت خونسردی بی‌جا، بی‌تفاوتی و عدم نگرانی ممکن است در بیماران دچار اختلال تبدیلی مشاهده شود.

عاطفه بی‌ثبات (labile affect)

ابراز عاطفه که با تغییر سریع و ناگهانی غیرمرتبط با محرک خارجی مشخص می‌شود.

پرگوئی (logorrhea)

تکلم منطقی، مربوط و پرحجم، غیرقابل کنترل، و صحبت بیش از حد، در اپیزود مانیک اختلال دوقطبی I مشاهده می‌شود. به‌نام‌های تاکی‌لوژیا (tachylogia)، پرحرفی مرضی (verbomania)، حرّافی (volubility) نیز معروف است.

شل شدن تداعی‌ها (losening of associatoins)

اختلال مشخصه تکلم و تفکر اسکیزوفرنیک که موجب اختلال در پیشروی منطقی تفکرات می‌شود و به شکل ناکامی در ارتباط کلامی مناسب تظاهر می‌کند؛ عقاید از موضوعی به موضوع دیگر به‌صورت بی‌ربط عوض می‌شوند. به‌اصطلاح تفکر مماسی (tangenitiality) نیز مراجعه کنید.

درشت‌بینی (macropsia)

ادراک غلطی که در آن اشیاء بزرگ‌تر از اندازه واقعی دیده می‌شوند. با ریزبینی مقایسه کنید.

تفکر سحرآمیز (magical thinking)

نوعی تفکر واقع‌گریز، تفکری که به تفکر مرحله پیش‌عملیاتی کودکان (ژان‌پیاژه) شباهت دارد، که در آن افکار، کلمات یا اعمال دارای نیرو فرض می‌شوند (مثلاً؛ می‌توانند موجب یا مانع حادثه‌ای بشوند) (۱).


(۱) . بیماری معتقد است که همه روز صبح هنگام خروج از منزل حتماً می‌بایست سه مرتبه دستگیره در را لمس کند وگرنه ممکن است در طی روز اتفاق سوئی برای او یا خانواده‌اش رخ دهد این علامت چه نام دارد؟ (پذیرش دستیار اسفند ۷۷)


الف ـ Magical Thinking ب ـ Mannerism ج ـ Obsesstive Cheking د ـ Stereotypy


پاسخ: گزینه الف

مانیا (mania)

حالت خلقی که با سرخوشی، آژیناسیون، بیش‌فعالی، فزون‌خواهی جنسی، و تفکر و تکلم شتاب‌گرفته (پرش افکار) مشخص می‌شود. در اختلالات دوقطبی I مشاهده می‌شود. به‌اصطلاح هیپومانیا نیز مراجعه کنید.

منریسم (mannerism)

حرکات غیرارادی کلیشه‌ای

حافظه (memory)

فرآیندی که به‌وسیله آن، آنچه که تجربه می‌شود، یا یاد گرفته می‌شود، در سیستم اعصاب مرکزی ضبط می‌‌شود (ثبت)، که با درجات متغیر پایداری باقی می‌ماند (نگهداری) و می‌تواند در صورت تمایل فرا خوانده یا یاد آورده شود (یادآوری).

ریزبینی (micropsia)

درک غلطی که در آن اشیاء کوچک‌تر از اندازه واقعی دیده می‌شوند. گاه به آن توهم لیلی‌پوتی (lilliputian) هم گفته می‌شود.

خلق (mood)

هیجانی فراگیر و مستمر که به‌صورت درونی تجربه می‌شود و در نهایت می‌تواند نفوذ قابل‌ملاحظه‌ای در تمام جنبه‌های رفتاری و ادراک فرد از جهان داشته باشد. از عاطفه که ابراز خارجی حالت هیجانی درونی است، متمایز می‌باشد.

توهم هماهنگ با خلق (mood congruent hallucination)

توهمی که محتوای آن با خلق افسرده یا مانیک متناسب است (مثلاً شخص افسرده صداهائی می‌شنود که او را آدم بدی می‌خوانند؛ بیمار مانیک صداهائی می‌شنود که به او می‌گویند ثروت، قدرت و معلومات زیادی دارد).

هذیان هماهنگ با خلق (mood congruent delusion)

هذیانی که محتوای آن با خلق تناسب دارد (مثلاً بیمار افسرده‌ای که عقیده دارد مسئول نابودی جهان است).

هذیان ناهماهنگ با خلق

هذیانی که براساس انتساب نادرست یک واقعیت خارجی می‌باشد، محتوای آن با خلق رابطه‌ای ندارد یا نامتناسب با خلق است (مثلاً؛ بیمار افسرده‌ای که معتقد است مسیح جدید است).

توهم ناهماهنگ یا خلق

توهمی که رابطه‌ای با محرک واقعی خارجی ندارد، و محتوای آن با خلق افسرده یا مانیک متناسب نیست (مثلاً؛ در افسردگی توهماتی که شامل موضوعاتی مثل گناه، احساس عضویت، یا بی‌کفایتی نمی‌باشد. در مانیا شامل موضوعاتی مانند قدرت یا ثروت هنگفت نمی‌باشد).