درمان

هدف از درمان، طولانی کردن پرهیز از مصرف می‌باشد. عود مصرف شایع می‌باشد. درمان اولیه مستلزم سم‌زدائی بیمار می‌باشد و همچنین درمان نشانه‌های ناشی از ترک نیز ضروری است. اختلالات روانی همراه نیز پس از ترک باید درمان شود.


- بینش:

به‌وجود آمدن بینش در بیمار لازم می‌باشد، اما غالباً رسیدن به آن مشکل است. بیمار باید معترف به اینکه ”مشکل دارد“ بشود. انکار شدید باید قبل از اینکه بیمار به دنبال درمان باشد از بین برود، و این موضوع مستلزم همکاری خانواده، دوستان، همکاران و سایرین می‌باشد. در صورت ادامه مصرف ممکن است بیمار با از دست دادن شغل، خانواده و سلامتی مواجه گردد. از روان‌درمانی فردی استفاده شده است. اما ممکن است گروه‌درمانی مؤثرتر باشد. برای کسانی‌که وابستگی به الکل را به‌عنوان یک شکل اجتماعی می‌دانند و نه یک مشکل روانی شخصی، گروه‌درمانی ممکن است پذیرفتنی‌تر از روان‌درمانی انفرادی باشد.


- الکلی‌های گمنام (alcohlics anonymous - A.A):

سازمان‌های حمایتی، مثل A.A (مخصوص بیماران) و Al-Anon (مخصوص خانواده‌های بیماران) می‌تواند برای استمرار دوره ترک و همچنین حمایت خانواده مفید و مؤثر باشد. سازمان A.A بر این تأکید دارد که فرد به تنهائی قادر به مقابله با اعتیاد به الکل نمی‌باشد؛ و وابستگی به گروه را به‌منظور حمایت از فرد تشویق و ترویج می‌کند. سازمان A.A سیاری از تکنیک‌های گروه‌درمانی را نیز استفاده می‌کند.


- مداخله‌های روانی - اجتماعی:

که معمولاً لازم و مؤثر می‌باشد. خانواده درمانی؛ بر تأثیر استفاده از الکل بر دیگر اعضاء خانواده تأکید دارد. بیماران به‌منظور چشم‌پوشی از حق خود برای مصرف الکل تحت‌فشار قرار می‌گیرند و به آنها کمک می‌شود تا آثار زیان‌بخش مصرف الکل بر خانواده را تشخیص بدهند.


- داروشناسی روانی:

۱. دی‌سولفیرام (disulfiram):

مصرف روزانه ۲۵-۵۰۰ میلی‌گرم دی‌سولفیرام برای بیماری که تمایل به پرهیز اجباری دارد توصیه می‌شود. دوز معمول، ۲۵۰ میلی‌گرم در روز می‌باشد. بیمارانی که دی‌سولفیرام را مصرف می‌کنند وقتی‌که حتی مقدار کمی الکل مصرف می‌کنند واکنش‌های بیش از حد نامطلوبی نشان می‌دهند. این واکنش‌ها به‌دلیل تجمع استالدئید است که در نتیجه مهار آلدئید دهیدروژناز به‌وجود می‌آید. واکنش‌ها شامل برافروختگی، سردرد، احساس ضربان در سر یا گردن، تنگی نفس، نفس نفس زدن، تپش قلب، پائین آمدن فشار خون، اضطراب، ضعف و کنفوزیون می‌باشند. عوارض مرگبار اگرچه غیرمعمول است اما می‌تواند بروز کند. بیماران دارای سابقه امراض قلبی، دیابت و ترومبوز مغزی، و چندین اختلال دیگر، به‌دلیل خطر واکنش‌های مهلک می‌توانند از این دارو استفاده بکنند. این دارو به‌صورت موقتی و به‌منظور ایجاد الگوی طولانی‌مدت پرهیز و تغییر مکانیسم‌های سازگاری دیرپای مرتبط با مصرف الکل می‌تواند مفید باشد.


۲. نالترکسون (naltrexone)

این دارو میل به مصرف الکل را با مهار ترشح مواد شبه‌افیونی درونزاد کاهش می‌دهد و به این وسیله به بیمار کمک می‌کندتا به هدف پرهیز دست یابد و از بازگشت مصرف جلوگیری می‌کند. دوز ۵۰ میلی‌گرم یک بار در روز برای اکثر بیماران توصیه می‌شود.


۳. سایر داروها

آکامپروسات (acamprosate)، در دوز ۲۰۰۰ میلی‌گرم در روز، به‌نظر می‌رسد به‌عنوان قسمتی از برنامه درمانی جامع و فراگیر در ترک مؤثر باشد. این دارو ممکن است بر سیستم‌های گاماآمینوبوتریک اسید (GABA) یا NMDA تأثیر بگذارد. مصرف این دارو در آمریکا هنوز رایج نشده است. بوسپیرون نیز ممکن است در درمان الکلیسم استفاده شود.


- پس از بهبودی:

اکثر کارشناسان توصیه می‌کنند که بیمار بهبود یافته از وابستگی به الکل می‌تواند با یادگیری این مطلب که به‌هنجار مصرف کند، دوره پرهیز از خود را طولانی‌تر کرده و تشویق به ادامه آن بشود (یکی از شعارهای سازمان A.A این است، ”اولین نوشیدن است که شما را الکلی می‌کند“.

عوارض طبی

الکل برای بسیاری از سیستم‌ها و اعضاء بدن سمی است. عوارض سوءمصرف مزمن الکل و وابستگی به الکل (یا کمبود موادغذائی همراه آنها) در جدول زیر فهرست شده‌اند. مصرف الکل در طول دوره بارداری بر روی رشد جنین اثر می‌گذارد و باعث نقص‌های مادرزادی علاوه بر سندرم جنین الکلی می‌شود.


- عوارض نورولوژیک و طبی مصرف الکل:
   ۱. مسمومیت الکلی
      - مسمومیت حاد
      - مسمومیت پاتولوژیک (غیرمعمول - آتیپیک)
   ۲. فراموشی‌های هستی
      - سندرم‌های ترک الکل
      - ترمور (لرزش)
      - هالوسینوز الکلی
      - حمله تشنجی ناشی از ترک
      - دلیریوم ترمنس
   ۳. بیماری‌های تغذیه‌ای سیستم عصبی ثانویه به سوءمصرف الکل
      - سندرم ورنیکه - کورساکوف
      - دژنراسیون مخچه‌ای (cerebellar degeneration)
      - نوروپاتی محیطی
      - نوروپاتی اُپتیک (آمیلوپی توتون - الکل)
      - پلاگر (pellagra)
   ۴. بیماری‌های الکلی با آسیب‌شناسی نامشخص
      - بیماری مارکیافاوا - بینیامی (Marchaiafava-Bigneami disease)
      - سندرم جنین الکلی
      - میوپاتی
      - دمانس الکلی (؟)
      - آتروفی  مغزی الکلی
   ۵. بیماری‌های سیستمیک ناشی از الکل با عوارض ثانویه نورولوژیک
      - بیماری کبد
      - آنسفالوپاتی کبدی
      - دژنراسیون اکتسابی مزمن کبدی مغزی (غیرویلسونی)
   ۶. بیماری‌های گوارشی (gastrointestinal)
      - سندرم‌های سوءجذب
      - سندرم‌های پس از گاسترکتومی
      - آنسفالوپاتی لوزالمعده‌ای
   ۷. بیماری‌های قلبی - عروقی
      - کاردیومیوپاتی یا آمبولی از قلب و بیماری‌ مغزی عروقی
      - فشار خون غیرطبیعی که منجر به ییماری مغزی - عروقی گردیده است.
   ۸. اختلالات خونی
      - آنمی، لوکوپنی، ترومبوسیتوپنی (که ممکن است منجر به خونریزی‌های مغزی       عروقی گردد).
   ۹. بیماری عفونی، به‌خصوص مننژیت (به‌خصوص پنوموکوکی و مننگوکوکی) هیپوترمی    و هیپرترمی
   ۱۰. هیپوتانسیون و هیپرتانسیون
   ۱۱. تضعیف تنفسی همراه با هیپوکسی
   ۱۲. آنسفالوپاتی سمی (با الکل و سایر مواد)
   ۱۳. عدم تعادل الکترولیتی که منجر به حالت‌های کنفوزیون حاد، و به‌ندرت علایم    نورولوژیک موضعی می‌گردد.
      - هیپوگلیسمی
      - هیپرگلیسمی
      - هیپوناترمی
      - هیپرکلسمی
      - هیپومنیزیمی
      - هیپوفسفاتمی
   ۱۴. افزایش بروز تروما
      - هماتوم مغزی، اپیدورال و ساب‌دورال
      - آسیب نخاعی
      - اختلالات تشنجی پس از تروما
      - نوروپاتی فشاری و آسیب‌های شبکه بازوئی (براکیال) (فلج شنبه‌شب)
      - هیدروسفالی علامت‌دار پس از تروما (هیدروسفالی با فشار طبیعی) آسیب‌های       له‌شدگی عضله و سندرم‌های کمپارتمان.