- متخصص بالینی سعی بر برقراری تفاهم و به‌وجود آوردن جو اطمینان و اعتماد را دارد.


- مدت زمان مشاوره معمولاً ۴۵ تا ۶۰ دقیقه است و باید پیشاپیش در مورد آن توافق بشود.


- مشاوره باید در اتاقی راحت با نور مناسب صورت گیرد. مصاحبه‌کننده از قطع کردن صحبت بیمار، مانند تلفن‌زدن‌های معمولی، اجتناب کند.


- مشاوره را با یک سؤال باز و عمومی شروع کنید (”چطور می‌توانم امروز به شما کمک کنم؟“ و ”اجازه دهید بیمار آزادانه تا چند دقیقه صحبت کند. سؤالات ساخت یافته‌تر معمولاً با ادامهٔ مصاحبه ضرورت پیدا می‌کند.


- مصاحبه‌کننده در دهن خود اطلاعات لازم جهت تشخیص‌گذاری را دارد. به‌ هر حال، به‌ندرت یادداشت‌برداری دقیق لازم می‌شود.


- گاهی اوقات در صورتی‌که بیمار تمرکز ندارد یا دچار بی‌ربط‌گوئی شده است قطع مؤدبانه صحبت‌های او ضرورت می‌یابد. (”از اینکه صحبتتان را قطع می‌کنم معذرت می‌خواهم. اما من تمایل دارم برگردیم به مسئله‌ای که چند لحظه قبل درباره آن بحث می‌کردیم“).


- هم سؤالات باز و هم سؤالات بسته را به‌کار ببرید (جدول زیر):


۱. باز: ساختار یا سازمان‌یافتگی کمی دارد (راجع به بزر شدن خودتان برایم صحبت کنید):

- برای شروع مصاحبه مفید می‌باشند.

- محتوا با پیش‌فرض‌های مصاحبه‌کننده محدود نمی‌شود.

- احتمال بیشتری وجود دارد که اختلال فرم تفکر نمایان شوند.

- ممکن است بیماران احساس راحتی بیشتری را در تعریف داستانشان داشته باشند بدون اینکه حرفشان قطع شود.


۲. بسته: پاسخ‌های مبتنی بر واقعیات به سؤالات مشخص (”چند کلاس درس خوانده‌اید“):

- به‌منظور روشن شدن اطلاعات و جمع‌آوری داده‌های مبتنی بر واقعیات مفید است.

- کارآمدی مصاحبه را افزایش می‌دهد.

- ممکن است برای بیماران پسیکوتیک، پارانوئید، یا افسرده ضرورت یابد.

- برای توصیف پاسخ‌های منفی مرتبط ضروری است (به‌ندرت بیماران چیزی را که تجربه نکرده‌اند خودبه‌خود توصیف می‌کنند).

جدول منافع و مضار سؤالات باز و بسته

جنبه سؤالات وسیع و باز سؤالات محدود و بسته
میزان صحّت زیاد
فرمول‌های خودانگیخته به‌وجود می‌آورند
کم
بیمار را هدایت می‌کنند
پایائی کم
ممکن است به پاسخ‌های باز غیرقابل تکرار منجر شوند
زیاد
کانون محدود، اما ممکن است پاسخ‌ها را تلقین نماید
دقت کم
منظور سؤال، مبهم است
زیاد
منظور سؤال، روشن است
کارآمدی زمانی کم
بسط حاشیه‌پردازانه
زیاد
ممکن است مستلزم پاسخ‌های بلی / خیر باشند
کامل بودن از نظر پوشش کم
بیمار موضوع را انتخاب می‌کند
زیاد
مصاحبه‌کننده موضوع را انتخاب می‌کند
تشخیصی پذیرش توسط بیمار متغیر
بسیاری از بیماران ترجیح می‌دهند آزادانه اظهار نظر کنند، عده‌ای حالت دفاعی پیدا و احساس ناامنی می‌کنند
متغیر
برخی از بیماران از پرسش‌های صری لذت می‌برند، برخی دیگر از فشار وارده برای جواب بلی / خیر بیزارند.


- جمله هرگز بدون رضایت بیمار ثبت نمی‌شود. میزان یادداشت‌برداری باید حداقل باشد.


- مداخلات حمایتی (Why questions) و بازدارنده (obstructive):

علاوه بر جمع‌آوری اطلاعات، مصاحبه‌کننده بازخورد (Feedback) می‌دهد، اطمینان‌بخشی می‌کند، و به آن چیزی که بیمار می‌گوید همدلانه پاسخ می‌دهد. وضعیت بدن و حالت چهره مصاحبه‌کننده اطلاعات را منتقل می‌کند. مداخلات تحت‌عنوان‌های ”حمایتی“ و ”بازدارنده“ با توجه به میزان افزایش جریان اطلاعات و افزایش یا کاهش تفاهم دسته‌بندی شده‌اند. مثال‌هائی در این زمینه در جدول زیر ارائه شده است.

جدول مداخلات حمایتی و بازدارنده

حمایتی
۱. تشویق بیمار: ”من در بیان کردن مسائل خیلی وارد نیستم“
پزشک ”من فکر می‌کنم شما موقعیت را خیلی خوب توصیف کرده‌اید“
۲. اطمینان‌بخشی پزشک ”می‌توانم تصور کنم آن تجارب تا چه حد باید هولناک بوده باشند، اما من فکر می‌کنم به احتمال زیادی به درمان پاسخ می‌دهند“.
۳. شناسائی هیجان پزشک: ”حتی حالا هم وقتی راجع‌به مادرتان صحبت می‌کنید اشک در چشمانتان حلقه می‌زند“.
۴. ارتباط غیرکلامی وضع بدن و حالت چهره که دلبستگی، علاقه و توجه را منتقل می‌کند
بازدارنده
۱. سؤالات مرکب پزشک: ”آیا صداهائی به گوشتان می‌رسد و آیا احساس می‌کنید که مردم در پی آزار رساندن به شما هستند؟“
۲. سؤالات قضاوتی پزشک: ”آیا به همان شدتی که با همسرتان رفتار کرد‌ه‌اید با دیگران نیز رفتار کرده‌اید؟“
۳. سؤالات ”چراگونه ـ Why questions“ پزشک: ”چرا وقتی بیرون می‌روید احساس اضطراب می‌کنید؟“
۴. دنبال نکردن صحبت بیمار بیمار: ”شب‌ها خوب خوابم نمی‌برد“.
پزشک: ”آیا اشتهایتان فرقی کرده است؟“
بیمار: ”به‌دلیل کابوس‌هائی که راجع‌به دخترم می‌بینم مدام از خواب می‌پرم“
پزشک: ”آیا کمتر از حد معمول انرژی دارید؟“
۵. کوچ جلوه دادن یا بی‌اعتنائی یا انفصال (minimization or dismissal) بیمار: ”قادر نیستم که دسته چک خود را به روشی که به آن احتیاج دارم میزان کنم“.
پزشک: ”در این مورد نگران نباشید. اکثر افراد حتی در این مورد سعی هم نمی‌کنند“.
۶. نصبحت زودرس بیمار: ”کار برای من تقریباً غیرقابل تحمل است. سرپرست من مانند یک عقاب به من نگاه می‌کند و از کوچک‌ترین اشتباه من انتقاد می‌کند“.
پزشک: ”چرا برای او یک یادداشت نمی‌نویسید و شکایت خودتان را مطرح نمی‌کنید؟“
۷. ارتباط غیرکلامی خمیازه کشیدن، نگاه کردن به ساعت خود بیماران معمولاً می‌توانند بی‌توجهی مصاحبه‌کننده را با غیاب حالت چهره یا حرکات بدن، دریابند.