استافيلوکک‌ کوآگولاز منفى از علل مهم عفونت‌هاى بيمارستانى است که غالباً از خون بيماران بسترى جدا مى‌شود. اکثر اين عفونت‌ها بى‌سر و صدا هستند، توسط سوش‌هاى مقاوم به چند آنتى‌بيوتيک ايجاد مى‌شوند، و با نوعى وسيله طبى ارتباط دارند که مؤثر بودن درمان معمولاً نيازمند برداشتن آن وسيله مى‌باشد.

سندرم‌هاى بالينى

سندرم‌هاى بالينى استافيلوکک‌هاى کوآگولاز منفى شايع‌ترين پاتوژن‌هائى هستند که کاتترهاى وريدي، گرافت‌ها و شنت‌هاى همودياليز، شنت‌هاى CSF، کاتترهاى دياليز صفاقي، الکترودها و سيم‌هاى ضربان‌ساز، مفاصل مصنوعي، گرافت‌هاى عروقي، و دريچه‌هاى مصنوعى را عارضه‌دار مى‌کنند. عفونت کاتتر وريدى با استافيلوکک کوآگولاز منفى ممکن است با علائم التهاب در محل کاتتر و توکسيسيته سيتميک (از جمله تب) از مقادير خفيف تا شديد همراه باشد. تشخيص از طريق کشت خون کشيده شده از کاتتر يا خون ساير نقاط صورت مى‌پذيرد. عفونت شنت‌هاى CSF معمولاً طى چند هفته پس از گذاشتن شنت خود را نشان مى‌دهد؛ گاهى کار نکردن شنت تنها علامت عفونت است. عفونت مفصل مصنوعى غالباً مدت‌ها پس از قرار دادن مفاصل تظاهر مى‌کند، استافيلوکک‌هاى کوآگولاز منفى از علل مهم باکتريمى در افراد دچار ضعف ايمنى هستند. آنهائى که نوتروپنى دارند ممکن است با باکتريمى درجه بالا و در نتيجه توکسيسيته شديد سيتميک روبه‌رو شوند. يکى از عوارض مهم باکتريمى ابتلاء ثانويه اجسام خارجى است.


استافيلوکک‌هاى کوآگولاز منفى در رأس علل اندوکارديت دريچه‌هاى مصنوعى قرار دارند و عمده‌ترين عامل عفونت اين دريچه‌ها طى چند ماه پس ا زنصب يا زمان‌هاى بسيار فراتر، هستند. اين باکترى کمتر از ۵ درصد از اندوکارديت‌هاى دريچه‌هاى طبيعى (معمولاً دريچه‌هاى مشکل‌دار) را نيز پديد مى‌آورد.


استافيلوکک ساپروفيتيکوس از علل مهم عفونت ادرارى به‌ويژه در زنان جوان فعال از نظر جنسي، محسوب مى‌شود. اين سندرم که از سندرم‌هاى ناشى از ساير علل غيرقابل افتراق است، به اکثر داروهاى رايج در درمان عفونت‌هاى ادرارى پاسخ مى‌دهد.

تشخيص

هر چند استافيلوکک کوآگولاز منفى شايع‌ترين علت باکتريمى بيمارستانى است، شايع‌ترين عامل آلوده‌کنندهٔ کشت‌هاى خون نيز مى‌باشد. احتمال مثبت واقعى وقتى بيشتر است که شک بالينى به عفونت وجود دارد، کاتتر بلندمدت يا عوامل خطر ديگر مطرح باشند، يا در چندين کشت از نمونه خون‌هاى گرفته شده از نقاط مختلف بدن ارگانيسم‌هائى رشد کند که از لحاظ فنوتيپ و الگوى حسايت آنتى‌بيوتيکى مشابه باشند.

درمان

هنگامى‌که عفونت ناشى از استافيلوکک کوآگولاز منفى به جسم خارجى نسبت داده مى‌شود، برداشتن آن جسم اغلب براى درمان کفايت مى‌کند. اکثر اين عفونت‌ها، به همين روش درمانى نياز دارند اما درمان آنها با آنتى‌بيوتيک تنها نيز گزارش شده است. براى درمان عفونت کاتترهاى دياليز صفاتى آنتى‌بيوتيک به تنهائى اغلب کافى است به نحوى که اين روش درمانى را بايد به کار بست. عفونت کاتترهاى وريد مرکزى با استافيلوکک کوآگولاز منفى هم به درمان طبى پاسخ مى‌دهند ولى عود شايع است. باکتريمى مداوم طى درمان انديکاسيون مطلق برداشتن کاتتر و باکتريمى پس از برداشتن کاتتر مطرح‌کنندهٔ کاشته شدن ارگانيسم در محلى ديگر است.


اکثر سوش‌هاى استافيلوکک کوآگولاز منفى جدا شده در بيمارستان‌هاى ايالات متحده نه تنها به پنى‌سيلين بلکه به سفالوسپورين‌ها و پنى‌سيلين‌هاى مقاوم به پنى‌سيليناز نيز مقاوم هستند. موارد بيمارستانى معمولاً به آنتى‌بيوتيک‌هاى ديگر نيز مقاوم هستند. در حال حاضر اکثر استافيلوکک‌هاى کوآگولاز منفى به وانکومايسين حساس هستند و براى درمان تجربى عفونت‌ها يجدى ناشى از اين ارگانيسم بايستى از اين آنتى‌بيوتکى کم گرفت. در سوش‌هائى که حساسيت به نفيسيلين (اگزاسيلين) يا پنى‌سيلين ثابت شده است درمان با يکى از داروهاى فوق يا يک سفالوسپورين نسل اول صورت مى‌گيرد.


ترکيب سينرژيک آنتى‌بيوتيک‌ها اغلب در درمان مفيد است. ريفامپين به‌علت قدرت آن در برابر اکثر استافيلوکک‌ها، نفوذ بالاى آن به داخل بافت‌ها (حتى سلول‌هاى انساني، نقش مهم و منحصر به فردى را در اين زمينه بازى مى‌کند. متأسفانه به‌علت ظهور سريع و مکرر مقاومت ميکوربى در حين مونوتراپي، ريفامپين را بايستى همراه با ساير آنتى‌بيوتيک‌ها استفاده نمود. کاربرد همزمان يک بتالاکتام (که ارگانيسم به آن حساس است) و ريفامپين (۳۰۰ ميلى گرم خوراکي، دو بار در روز) به همراه يک آمينوگليکوزيد (معمولاً جنتامايسين) بيشترين موفقيت را در ريشه‌کنى عفونت ناشى از وسايل طبى بدون برداشتن آنها داشته است. در صورتى‌که به ترکيبات بتالاکتام مقاومت يا آلرژى وجود داشته باشد از وانکومايسين استفاده مى‌شود.