اتيولوژى

اتيولوژى کمپلکس مايکوباکتريوم آويوم (MAC، که شامل مايکوباکتريوم آويوم (M. Avium) و مايکوباکتريوم اينتراسلولر (M. Intracellulare) است) نوعى هنوان ميکروبيولوژيکت مى‌باشد که در طب بالينى باقى‌مانده است اما روش‌هاى تشخيصى مولکولى پيشرفته آن را مهجور ساخته‌اند. در ايالات متحده، اکثر عفونت‌هاى مايکوباکتريائى در افراد دچار نقص ايمنى (از جمله همه آنهائى که قبلاً به MAC نسبت داده مى‌شد) در اثر مايکوباکتريوم آويوم ايجاد مى‌شوند. مايکوباکتريوم ژناونس گهگاه عفونت‌هاى مشابهى را به‌وجود مى‌آورد.

اپيدميولوژى و عوامل مربوط به ميزبان

عفونت احتمالاً از راه دهان کسب مى‌شود. شاهدى براى انتشار بيمارستانى شخص به شخص وجود ندارد. عفونت‌هاى منتشر ناشى از NTM تقريباً فقط در بيماران دچار ضعف ايمنى شددى (معمولاً مبتلايان به ايدز) ديده مى‌شود. موارد نادرى از عفونت در دريافت‌کنندگان پيوند، بيماران مبتلا به لوکمى (به‌ويژه لوکمى سلول مودار)، لنفوم، يا بعضى از نقايص ايمنى مادرزادى اتفاق مى‌افتد. در بيماران مبتلا به ايدز، عفونت NTM پديده ديررسى است. بيماران مبتلا به ايدزى که تعداد سلول CD4 آنها به‌مدت يک‌سال کمتر از ۱۰ عدد در ميکروليتر است، به احتمال ۴۵ درصد کشت خون مثبت از نظر NTM دارند.

تظاهرات بالينى

براى تشخيص، هيچ‌ ويژگى متمايزکننده‌اى وجود ندارد. در موارد تب طول کشيده و کاهش وزن بايستى به عفونت منتشر NTM مشکوک شد. لنفادنوپاتى شکمى و / يا هپاتواسپلنومگالى مى‌تواند در بالين يا راديوگرافى ديده شود؛ اسهال و درد شکم هم ممکن است اتفاق بيفتد. کم‌خونى و لکوپنى به‌وفور همراه بيمارى هستند ولى ممکن است ارتباط اتيولوژيک با NTM نداشته باشد. در صورت شک به اين بيماري، بايستى کشت خون انجام داد.

تشخيص

کشت خون در محيط‌هاى اختصاصي، اصلى‌ترين روش تشخيص عفونت NTM محسوب مى‌شود. معمولاً ۲ يا ۳ عدد از چنين کشت‌هائى کافى است. با استفاده از سيستم يک تک مايع (Liquid Bactec)، نتايج مثبت طى ۱۴-۷ روز به‌دست مى‌آيند؛ به‌دست آوردن مايکوباکتريوم ژناونس (M. Genavense) ممکن است نياز به زمان طولانى‌ترى داشته باشد. رنگ‌آميزى اسيد فاست مواد به‌دست آمدهاز بيوپسى کبد يا مغز استخوان امکان تشخيص فرضى سريع‌تر را فراهم مى‌سازد. نتيجه دادن بيوپسى کبد در بيمارانى که LFTهاى واضحاً غير طبيعى دارند نزديک به ۵۰ درصد است اما در آنهائى که کشت خون منفى و LFTهاى نرمال يا تقريباً نرمال دارند، بسيار پائين‌تر مى‌باشد.

درمان

مؤثرترين داروها بر MAC، ماکروليدهاى کلاريترومايسين و آزيترومايسين هستند. درمان تک داروئى ممکن است باعث مقاومت شود لذا بايستى از آن پرهيز نمود. رژيم ارحج در درمان عفونت منتشر MAC ترکيبى از کلاريترومايسين (۱ گرم هر ۱۲ ساعت)، اتامبوتول (۹۰۰ ميلى‌گرم روزانه)، و ريفابوتين (۶۰۰-۳۰۰ ميلى‌گرم روزانه) است. داروهاى جايگزين شامل کلوفازيمين، ريفامپين، سيپروفلوکساسين، آميکاسين مى‌باشند. مدت لازم براى درمان مشخص نيست. در بيمارانى که علائم‌ آنها کاهش يافته، کشت‌هاى خون آنها منفى شده، و تعداد لنفوسيت‌هاى CD4 آنها با HAART به بيش از ۱۰۰ عدد در ميکروليتر بازگشته است، درمان ضدٌ مايکوباکتريائى بايستى قطع شود. بهترين رويکرد براى پيشگيرى از عفونت‌هاى MAC، پيشگيرى و برطرف نمودن نقص ايمنى با واسطهٔ HAART است. در بيمارانى که به HAART پاسخ کافى نمى‌دهند و تعداد سلول‌هاى CD4 آنها در ميکروليتر زير ۱۰۰ است، پروفيلاکسى ضدٌ MAC با ريفابوتين (۳۰۰ ميلى‌گرم روزانه)، کلاريترومايسين (۵۰۰ ميلى‌گرم روزانه يا هر ۱۲ ساعت)، يا آزيترومايسين (۱۲۰۰ ميلى‌گرم هر هفته) انتخاب مناسبى مى‌باشد.