اتيولوژى و اپيدميولوژى

اتيولوژى گونوره (سوزاک) عفونت اپى‌تليوم استوانه‌اى و متغير است و توسط .N گونوره (يک ديپلوکوک گرم منفي) ايجاد مى‌شود.


اپيدميولوژى بروز سوزاک در ايالات متحده به ميزان قابل توجهى کاهش يافته است، ولى هنوز حدود ۳۱۵،۰۰۰ مورد جديد در سال گزارش مى‌شود. سوزاک عمدتاً افراد جوان، غير سفيد، مجرد و کم‌سواد جمعيت شهرى را مبتلا مى‌کند. انتقال بيمارى از مردان به زنان بسيار بالا است، به‌طورى‌که بعد از يک بار تماس جنسى واژينال بدون حفاظ با يک مرد آلوده، ميزان انتقال به زن ۶۰-۴۰% است.

تشخيص

تشخيص وجود ديپلوکوک‌هاى گرم منفى داخل سلولى در رنگ‌آميزى گرم اگزوداى اورترا يا آندوسرويکس تشخيص احتمالى سوزاک اورترا را مطرح مى‌سازد. ولي، رنگ‌آميزى گرم دهانه سرويکس براى تشخيص سوزاک در زنان حساسيت ندارد؛ به جاى اين اقدام، بايد نمونه‌هاى اگزوداى سرويکس را جهت کشت و انجام بررسى‌هاى ديگر به آزمايشگاه فرستاد. نمونه را بايد بر روى سواب داکرون يا ابريشمى جمع‌آورى کرد و در محيط اختصاصى تاير مارتين در محيط مرطوب و غنى از CO2 کشت داد. نمونه‌هاى قابل قبول را مى‌توان با سواب‌هاى اورترا، آندوسرويکس، آنورکتوم، و حلق به‌دست آورد. کشت آندوسرويکس در ۹۰-۸۰% موارد سوزاک در زنان مثبت است؛ اين ميزان را مى‌توان با کشت‌هاى همزمان رکتال، اورترال، و حلق افزايش داد. .N گونوره در کمتر از ۵% ضايعات پوستى DGI جدا مى‌شود. در موارد مکشوک، کشت‌هاى خون جداکننده ممکن است نتايج مثبت بيشترى داشته باشند. گونوکوکسى‌ها در موارد زيادى از افوزيون‌هاى اوليه مفصل جدا مى‌شوند و ممکن است از افوزيون‌هاى داراى بيشتر از ۸۰،۰۰۰ گلبول سفيد خون در ميکروليتر جدا شوند.


امروزه از تست‌هاى بررسى اسيد نوکلئيک براى شناسائى .N گونوره در نمونه‌هاى ادرارى تناسلى به‌طور وسيعى استفاده مى‌شود. اما، استفاده از روش‌هاى غير کشت به‌عنوان تنها تشخيص، آزمايش حساسيت آنتى‌بيوتيکى را امکان‌ناپذير مى‌کند.

تظاهرات بالينى

تظاهرات باليني. مردان اورتريت ۷ - ۲ روز بعد از تماس ايجاد مى‌شود و علايم آن عبارت است از ترشح چرکى مجرا (۹۵ - %۹۰)، سوزش ادرار، واريتم منفذ خروجى مجرا، بعضى از سوش‌هاى گونوکوک ممکن است علائم خفيف‌ترى ايجاد نمايند. در مردان ختنه نشده ممکن است بالانيت ايجاد شود. در دوران آنتنى‌بيوتيک‌ها، عواض ناشى از .N گونوره (مانند اپيديديميت، پروستاتيت، لنفادنيت اينگوينال) نادر هستند.


زنان عفونت گونوکوکى در زنان (به‌ ترتيب شيوع) آندوسرويکس، اوترا، مجراى آنال و حلق را گرفتار مى‌سازد. دوره نهفته در زنان نسبت به مردان کمتر مشخص است؛ در صورت بروز علائم، معمولاً تظاهرات آنها ظرف ۱۰ روز روى مى‌دهد. افزايش ترشح واژينال و سوزش ادرار شايع‌ترين علايم هستند. سرويست گونوکوکى حاد بدون عارضه موجب ترشح موکوسى چرکى (زرد) از اندوسرويکس مى‌شود، باعث مى‌شود سرويکس با کمترين تحريک خونريزى کند، و ممکن است با .C تراکوماتيس يا ارگانيسم‌هائى که واژينيت گونوکوکى شايع هستند، التهاب حاد يک طرفه غده بارتولن در موارد زيادى ناشى از سوزاک است. در مواردى‌که بيمار از مقاربت دردناک، درد پائين شکم، يا کمردرد شاکى است، بايد تشخيص بيمارى التهابى لگن (PID) را، که در حدود ۲۰% از موارد سرويست گونوکوکى ايجاد مى‌شود، مدنظر داشت.

سوزاک آنورکتال

سوزاک آنورکتال عفونت گونوکوکى آنورکتال علاوه بر مردان، در زنان نيز ايجاد مى‌شود. علايم عبارتند از: درد يا خارش آنورکتال، تنسم، ترشح چرکى از رکتوم، و خونريزى رکتال. سوش‌هاى .N گونوره جدا شده از رکتوم مردان هم‌جنس‌گرا در مقايسه با ساير گونوکوک‌ها نسبت به آنتى‌بيوتکى‌ها مقاوم‌تر هستند.

سوزاک حلقى

سوزاک حلقى تحريک دهانى آلت مرد راه مؤثرترى براى ابتلاء به سوزاک حلقى است تا تحريک دهانى دستگاه تناسى زن، علايم معمولاً خفيف است يا وجود ندارد، ولى اين سندرم تقريباً همواره با عفونت ژنيتال همراه است. انتقال از حلق به اعضاءِ تناسلى نادر است. عفوت حلقى ممکن است در دوران باردارى شايع‌تر باشد که علت آن تغيير رفتارهاى جنسى است.

سوزاک چشمى در افراد بزرگسال

سوزاک چشمى در افراد بزرگسال عفونت گونوکوکى چشم ممکن است منجر به تورم شديد پلک، کموزيس، و ترشح چرکى شديد گردد. زخم قرنيه و در موارد نادر، سوراخ شدن آن ممکن است اتفاق افتد. تشخيص و درمان فورى اهميت فوق‌العاده‌اى دارد.

عفونت منتشر گونوکوکى

عفونت منتشر گونوکوکى (DGI) دو سوم بيماران مبتلا به DGI زن هستند؛ علايم باکتريمى اغلب در جريان قاعدگى شروع مى‌شود. سوش‌هاى عامل DGI معمولاً باعث التهاب يا (متعاقب آن) علايم تناسلى يا حلقى نمى‌شوند. بيماران معمولاً با تابلوى گونوکوکسمى (تب، درد مفاصل متعدد، و پيدايش ۲۰-۳ ضايعه پوستى پايولي، پتشي، پوستولي، هموراژيک يا نکروتيک - معمولاً بر روى انتهاى اندام‌ها) يا اليگوآرتريت چرکى مراجعه مى‌نمايند. تظاهرات اوليه مفصلى به‌طور مشخصى محدود به تنوسينوويت است که چند مفصل، به‌ويژه زانو، مچ دست، مچ پا، و آرنج را به‌صورت غير قرينه گرفتار مى‌سازد. آرتريت عفوني، غالباً بدون وجود تب قبلي، پلى‌آرترالرژي، يا ضايعات پوستي، ممکن است متعاقباً ايجاد شود؛ اين عارضه معمولاً سبب درد و تورم در يک مفصل مى‌شود و از آرتريت عفونى ناشى از ساير پاتوژن‌ها غير قابل افتراق است. بالغ بر ۱۳% از بيماران مبتلا به DGI دچار کمبودهاى کمپلمان هستند.