سندرم ريوى هانتاويروس

اپيدميولوژى

اپيدميولوژى عامل سندرم ريوى هانتاويروس را هانتاويروس (Hantavirus)‌هائى که تشکيل مى‌دهند که با زيرخانواده‌اى از جوندگان مسوم به سيگمودونتينا (Sigmodontinae) ارتباط دارند. ويروس بى‌نام (Sin Nomber Virus) به‌طور مزمن موش گوزن را آلوده مى‌کند و مهم‌ترين ويروسى است که باعث سندرم ريوى هانتاويروس در ايالات متحده مى‌شود.

تظاهرات بالينى

در ابتداى بيماري، ۴-۳ روز علائم پرودرومال به‌صورت تب، ميالژي، بى‌حالى و (در بسيارى از موارد) اختلالات گوارشى ديده مى‌شود. بيماران معمولاً در شروع فاز ريوى مراجعه مى‌کنند. يافته‌هاى تيپيک شامل افت مختصر در فشار خون، تاکى‌کاردي، تاکى‌پنه، هيپوکسمى خفيف، و ادم زودهنگام ريوى مى‌باشد. طى چند ساعت نارسائى تنفسى ايجاد مى‌شود.

تشخيص

تشخيص اختصاصى با تست IgM در سرم فاز حاد صورت مى‌گيرد RT-PCR معمولاً وقتى مثبت است که از لخته خون يا بافت در ۹-۷ روز اول بيمارى استفاده شود.

درمان

درمان مناسب در چند ساعت اول پس از ظهور بيمارى حياتى است. هدف اين است که با اکسيژن‌درمانى و در صورت لزوم لوله‌گذارى و مراقبت‌هاى تنفسى ويژه از هيپوکسمى شديد پيشگيرى کنيم. با درمان مناسب هم ميزان مرگ و مير تقريباً در حد ۴۰-۳۰ درصد باقى مى‌ماند. ريباويرين در شرايط آزمايشگاهى ويروس را مهار مى‌کند اما در يک مطالعه Open-Label تأثير بالينى واضحى بر بيماران نداشت.

تب لاسا

اپيدميولوژى

تب لاسا نوع بيمارى بسيار مسرى است که اولين‌بار در سال ۱۹۶۹ در شهر لاسا در شمال شرقى نيجريه و پس از آن در سيرالئون، گينه و ليبرى به‌دست آمد. موش ناقل اين ويروس در سرتاسر آفريقا وجود دارد. انتقال ويروس از طريق قطرات ريز آئروسل و گاهى از شخص به شخص صورت مى‌گيرد.

تظاهرات بالينى

دوره کمون ۱۸-۷ روز است. بيمارى به‌صورت کم سر و صدا و تب، لرز، سردرد، بى‌حالى و ميالژى شروع مى‌شود. به‌طور معمول، بيمارى با شروع تدريجى به‌سمت خستگى و علائم سرشتى بيشتر پيش مى‌رود. خونريزى در ۳۰-۱۵ درصد از موارد اتفاق مى‌افتد، در پوست‌هاى روشن نوعى راش ماکولوپاپولر ايجاد مى‌شود، و افيوژن (به‌ويژه پريکارديت در مردان) نيز رخ مى‌دهد. ناشنوائى در ۲۰ درصد موارد اتفاق مى‌افتد و گاهى دائمى است. تعداد WBC ممکن است کمى بالا و تعداد پلاکت، کمى پائين باشد. AST بالا خبر از پيامدى مرگبار مى‌دهد و ۱۵۰IU/mL < AST نياز به درمان با ريباويرين وريدى را مطرح مى‌کند.

تشخيص

تشخيص با نشان دادن افزايش چهار برابر آنتى‌بادى بين سرم‌هاى فاز حاد و نقاهت صورت مى‌گيرد. اگر پس از گذشت ۱۴ روز از بيمارى آنتى‌بادى‌هاى IgM وجود نداشتند، تشخيص اين بيمار غير محتمل مى‌باشد.

درمان

به نظر مى‌رسد ريباويرين در کاهش ميزان مرگ و مير مؤثر باشد و بايستى در بيمارانى که ۱۵۰IU/mL < AST دارند، تجويز گردد. اين دارو بايد به‌صورت انفوزيون آهسته وريدى مصرف و با دوز ۳۲mg/kg شروع شود، سپس به‌صورت ۱۶mg/kg هر ۶ ساعت براى ۴ روز و بعد ۸mg/kg هر ۸ ساعت براى ۶ روز ادامه يابد.