بى‌خوابى يا پرخوابى در اختلالات زمان خواب و نه توليد خواب، اتفاق مى‌افتد. چنين شرايطى ممکن است ۱.ارگانيک، به‌علت نقص در پيس‌ميکر سيرکادين هيپوتالاموس، يا ۲. محيطي، به‌علت به‌هم‌خوردن تحريکات دوره روز و شب (چرخه روشنائى / تاريکي)، باشد. مثال‌هاى شايع مورد دوم عبارتند از: سندرم تأخير جت، و تغيير شيفت کاري. سندرم فاز خواب عقب‌ افتاده داراى مشخصهٔ دير به خواب رفتن و بيدار شدن در حالى‌که ساختار خواب از هر نظر طبيعى است، مى‌باشد. اين بيماران معمولاً به يک رژيم برنامه‌ريزى مجدد که در آن ساعت خواب سه ساعت در روز عقب مى‌افتد تا ساعت خواب مطلوب به‌دست آيد (کرونوتراپي)، پاسخ مى‌دهند. سندرم فاز خواب جلو افتاده شروع خواب را به عصر مى‌کشاند. در حالى‌که بيدار شدن صبحگاهى نيز بسيار زود اتفاق مى‌افتد. نوردرمانى با نور زياد در ساعات صبح يا ملاتونين‌تراپى در ساعات عصر بيماران مبتلا به اين اختلالات و نيز بيماران مبتلا به اختلال تأخير جت و تغيير شيفت کارى را سودمند مى‌کند.