مواجهه با آنتى‌ژن‌ها از راه پارگى پوست يا مخاط باعث مى‌شود آنتى‌ژن‌ها توسط سلول‌هاى ارائه‌کنندهٔ آنتى‌ژن برداشت شده و از طريق کانال‌هاى لنفاتيکى به نزديک‌ترين گروه لنفاوى حمل شوند. کانال‌هاى لنف در سراسر بدن غير از مغز و استتخوان‌ها وجود دارند. لنف از طريق رگ‌آوران وارد گره شده و از ره رگ وابران آن را ترک مى‌کند. همانطور که سلول‌هاى ارائه‌کننده آنتى‌ژن از گره‌هاى لنفاوى عبور مى‌کنند آنتى‌ژن را به لنفوسيت‌هاى ساکن در آنجا ارائه مى‌کنند. لنفوسيت‌هاى يک گره دائماً به‌وسيله لنفوسيت‌هاى فاقد - آنتى‌ژن خون جايگزين مى‌شوند. آنها در گره به‌وسيله گيرنده‌هاى اسکان‌دهنده خاص نگهداشته مى‌شوند. سلول‌هاى B فوليکول‌هاى لنفوئيد را در کورتکس اشغال مى‌کنند. سلول‌هاى T نواحى پاراکورتيکال را اشغال مى‌کند. وقتى يک سلول B با يک آنتى‌ژن مواجه مى‌شود که ايمونوگلوبولين سطحى آن مى‌تواند متصل شود، چند روزى در فوليکول مى‌ماند و يک مرکز ژرمينال (زايا) تشکيل مى‌دهد تا ژن ايمونوگوبولين در تلاش براى ساختن يک آنتى‌بادى با تمايل بيشتر براى آنتى‌ژن دچار تغيير و تحول شود. سپس سلول B به ناحيه مدولا مهاجرت مى‌کند و به پلاسماسل تمايز مى‌يابد، و ايمونوگلوبولين به داخل لنف وابران ترشح مى‌کند.


هنگامى‌که سلول T در يک گره با يک آنتى‌ژن آشنا برخورد مى‌کند تزايد حاصل مى‌کند و به لنف وابران مى‌پيوندد. لنف وابران مشعون از آنتى‌بادى‌ها و T سل‌هاى اختصاصى براى تحريک آنتى‌ژن در سر راه خود تا مجراى توراسيک از چندين گره عبور مى‌کند و لنف را از اکثر قسمت‌هاى بدن درناژ مى‌نمايد. لنف از مجراى توراسيک، وارد جريان خون در وريد ساب‌کلاوين چپ مى‌گردد. لنف سر و گردن و دست راست، به وريد ساب‌کلاوين راست مى‌ريزد. از جريان خون آنتى‌بادى‌ها و سلول‌هاى T در محل عفونت استقرار مى‌يابند.


لنفادونوپاتى مى‌تواند در اثر عفونت، بيمارى‌هاى ايمونولوژيک، بدخيمى‌هاى ذخيره‌ چربي، يا تعدادى از اختلالات با اتيولوژى نامعين (مانند سارکوئيدوز، بيمارى کسل‌من جدول بيمارى‌هاى همراه با لنفادنوپاتي) به‌وجود مى‌آيد.

جدول بيمارى‌هاى همراه با لنفادنوپاتى

۱. بيمارى‌هاى عفونى
   a. ويرال - سندرم‌هاى منونوکلئوز عفونى ، هپاتيت عفوني، هرپس سمپلکس، هرپس ويروس - ۶، ويروس واريسال زوستر، سرخجه، سرخک، آدنوويروس، ، کراتوکنژنکتيويت اپيدميک، واکسينيا، هرپس ويروس - ۸
   b. باکتريال - استرپتوکوک، استافيلوکوک، بيمارى خراش گربه، بروسلوز، تولارمي، پلاگ، شانکروئيد، آميلوئيدوز، گلاندرز، توبرکولوز، عفونت‌هاى آتيپيک ميوباکتريائي، سيفليس اوليه و ثانويه، ديفتري، جذام
   c. قارچى - هيستوپلاسموز، کوکسيديوئيدومايکوز، پاراکوکسيديوئيدومايکوز
   d. کلاميديائى - لنفوگرانولوما و نروم، تراکوما
   e. پارازيتى - توکسوپلاسموز، لشمانيازيس، تريپانوزوميازيس، فيلاريازيس
   f. ريکتزيال - تيوفس اسکراب، آبله ريکتزيال
۲. بيمارى‌هاى ايمونولوژيک
   a. آرتريت روماتوئيد
   b. آرتريت روماتوئيد جوانى
   c. بيمارى بافت همبند مخلوط
   d. لوپوس اريتماتوز سيتميک
   e. درماتوميوزيت
   f. سندرم شوگرن
   g. بيمارى سرم
   h. افزايش حساسيت داروئى - دى‌فنيل هيدانتوئين، هيدرالازين، آلوپورينول، پريميدون، طلا، کاربامازپين، و غيره.
   i. لنفادنوپاتى آنژيوايمونوبلاستيک
   j. سيروز صفراوى اوليه
   k. بيمارى گرافت در مقابل ميزبان
   l. بيمارى همراه با سيليکون
۳. بيمارى بدخيم
   a. هماتولوژيک - بيمارى هوچکين، لنفوم غير هوچکين، لوسمى لنفوسيتيک حاد يا مزمن، لوسمى سلول موئي، هيستيوسيتوز بدخيم، آميلوئيدوز
   b. متاستاتيک - از محل‌هاى اوليه مختلف
۴. بيمارى‌هاى ذخيره ليپيد - گوشه، نيمن‌پيک، فابري، تانژيه
۵. بيمارى‌هاى اندوکرين - هيپرتيروئيدى
۶. اختلالات ديگر
   a. بيمارى کسل‌من (هيپرپلازى گره‌هاى لنفاوى غول‌آسا)
   b. سارکوئيدوز
   c. لنفادنيت درماتوپاتيک
   d. گرانولوماتوز لنفوماتوئيد
   e. لنفادنيت نکروزان هيستيوستيک (بيمارى کيکوشى)
   f. هيستيوسيتوز سينوز همراه با لنفادنوپاتى ماسيو (بيمارى روزائى - دورف‌من)
   g. سندرم گره‌هاى لنفاوى موکوکوتانه (بيمارى کاوازاکى)
   h. هيستيوسيتوز X
   i. تب مديترانه‌اى فاميلى
   j. هيپرترى‌گليسيريدمى شديد
   k. ترانسفورماسيون عروقى سينوس‌ها
   l. سودوتومور التهابى گره‌هاى لنفاوى


دو مکانيسم عمدهٔ لنفادونوپاتى عبارتند از: هيپرپلازى در پاسخ به تحريکات ايمونولوژيک يا عفوني، و ارتشاح توسط سلول‌هاى سرطانى يا ماکروفاژهاى آکنده از ليپيد يا گليکوپروتئين.