با استفاده از تاريخچه مى‌توان در حدود ۸۰% بيماران به يک تشخيص فرضى رسيد. مشکل تنها در جامدات است که حکايت از ديسفاژى مکانيکى دارند. مشکل جامدات و مايعات در روند ديسفاژى مکانيکى به‌طور تأخيرى اتفاق مى‌افتد ولى خود به‌عنوان يک علامت زودرس ديسفاژى حرکتى مى‌باشد. بيماران گاهى محل چسبيدن غذا را دقيق نشان مى‌دهند. کاهش وزن نامتناسب با درجه ديسفاژى مى‌تواند يک علامت بدخيمى زمينه‌اى باشد. خشونت صدا مى‌تواند به‌علت درگيرى لارنکس در روند بيمارى اوليه (مانند اختلالات نوروموسکولار)، انهدام عصب رکورنت لارنژه‌آل توسط نئوپلاسم، يا لارنژيت در اثر رفلاکس گاستروازوفاژيال باشد.


معاينه فيزيکى مى‌تواند علائم بيارى‌هاى عضله اسکلتال، نورولوژيک، يا اوروفارنژه‌آل را آشکار کند. معاينه گردن مى‌تواند توده‌هائى را که بر مرى فشار وارد مى‌کنند آشکار نمايد. تغييرات پوستى مى‌توانند حاکى از طبيعت سيستميک بيمارى زمينه‌اى باشند (مانند اسکلرودرما).


ديسفاژى تقريباً هميشه يک سمپتوم بيمارى ارگانيک است تا يک شکايت فونکسيونل. اگر شک به وجود ديسفاژى اوروفارنژه‌آل وجود دارد. ويئوفلوئوروسکوپى غذاى بلع شده جنبه تشخيصى دارد. مى‌توان ديسفاژى مکانيکى را به‌وسيله آزمايش بلع باريم و ازوفاگوگاستروسکوپى به‌وسيلهٔ بيوپسى با استفاده از آندوسکپى مورد ارزيابى قرار داد. بلع باريم و مطالعات موتيليته مرى مى‌توانند وجود ديسفاژى حرکتى را نشان دهند.