ورتيگوى پاتولوژيک

ورتيگوى پاتولوژيک غالباً همراه با تهوع، بى‌ثباتى حالت بدون و آتاکسى راه رفتن مى‌باشد. ورتيگو با حرکات سر ايجاد و يا بدتر مى‌شود. ممکن است در اثر يک ضايعه سيستم اعصاب محيطى (عصب لابيرنت يا هشتم) يا مرکزى به‌وجود آيد. افتراق بين علل محيطى و مرکزى اولين قدم ضرورى در تشخيص مى‌باشد. (جدول افتراق ورتيگوى محيطى و سانترال).

افتراق ورتيگوى محيطى و سانترال

علامت يا نشانه محيطى
(لابيرنت)
سانترال
(ساقه مغز يا مخچه)
جهت نيستاگموس همراه يک جهته، فاز سريع خلاف ضايعهa دو جهته يا يک جهته
نيستاگموس افقى خالص بدون جزءِ چرخشي ناشايع شايع
نيستاگموس عمودى يا چرخشى خالص هرگز وجود ندارد ممکن است وجود داشته باشد
فيکساسيون بينائى نيستاگموس و ورتيگو را مهار مى‌کند بدون مهار
شدت ورتيگو قابل ملاحظه است اغلب خفيف
جهت چرخش به طرف فاز تند متغير
جهت سقوط به طرف فاز آهسته متغير
طول مدت سمپتوم محدود (دقايق، روزها، هفته‌ها) ولى راجعه مى‌تواند مزمن باشد
تينيتوس / يا کرى اغلب وجود دارد معمولاً وجود ندارد
اختلالات مرکزى همراه وجود ندارد بسيار شايع است
علل شايع عفونت (لابيرنتيت)، منير، نورونيت، ايسکمي، تروما، توکسين واسکولار، بيمارى‌هاى دميلينيزان، نئوپلاسم


a: در بيمارى منير، جهت فاز تند متغير است.

ورتيگوى محيطى

ورتيگوى محيطى معمولاً شديد است، همراه با تهوع و استفراغ، تينيتوس، احساس پرى در گوش يا از دست دادن شنوائى ممکن است ايجاد شود. بيمار ممکن است رنگ پريده و عرق کرده باشد. تقريباً هميشه يک نيستاگموس تکانه‌اى اختصاصى وجود دارد. تيستاگوس با تغيير در جهت خيره شدن چشم، تغيير جهت نمى‌دهد، افقى است و داراى يک جزءِ چرخشى بوده و داراى فاز سريع به طرف گوش طبيعى است. در صورت فيکس کردن بينائى مهار مى‌شود. بيمار احساس حرکت چرشخى در راستاى فاز آهسته مى‌نمايد و به آن طرف سقوط کرده يا به اشتباه به نقطه‌اى در آنجا مى‌ِسد. هيچ ناهنجارى نورولوژيک ديگرى وجود ندارد.


ديسفونکسيون لابيرنتى يک طرفه حاد ممکن است در اثر عفونت، تروما يا ايسکمى به‌وجود آيد. اغلب هيچ اتيولوژى خاصى پيدا نمى‌شود و عبارت غير اختصاصى لابيرنتيت حاد (يا نورونيت وستيبولار) براى توصيف آن به‌کار مى‌رود. حملات مختصر بوده و بيمار چند روزى دچار ورتيگوى وضعيتى خفيف است. ممکن است اپيزودهاى راجعه به‌وجود آيد. ديسفونکسيون لابيرنتى دو طرفه هحاد معمولاً به‌علت داروها (آنتى‌بيوتيک‌هاى آمينوگليکوزيدي) يا الکل به‌وجود مى‌ايد. ديسفونکسيون لابيرنتى راجعه با علائم بيمارى کوکلئار معمولاً در اثر بيمارى منير ‌(Menier's disease) (ورتيگوى راجعه همراه با تينيتوس و کري) ايجاد مى‌شود. ورتيگوى وضعيتى معمولاً به‌دنبال وضعيت خميدهٔ سر به‌وجود مى‌آيد. ورتيگوى وضعيتى ناگهانى خوش‌خيم (BPPV) مربوط به کانال سمى‌سيرکولار (نيم‌دايره‌اي) خلفى به‌خصوص شايع است، الگوى نيستاگموس اختصاصى است (جدول ورتيگوى وضعيتى ناگهانى خوش‌خيم BPPV و ورتيگوى وضعيتى سانترال). BPPV ممکن است به‌دنبال تروما ايجاد شود ولى معمولاً ايديوپاتيک است. به‌طور کلى اين اختلال پس از هفته‌ها يا ماه‌ها خود‌به‌خود فرو مى‌نشيند. شوانوماى عصب کرانيال هشتم (نوروم آکوستيک) معمولاً با سمپتوم‌هاى شنوائى مانند ناشنوائى و تينيتوس بروز مى‌کند، بعضى مواقع همراه با ضعف عضلات صورت و از دست رفتن حس به دليل درگيرى اعصاب کرانيال VII و V مى‌باشد شک به ورتيگوى سايکوژنيک در بيماران مبتلا به ورتيگوى ناتوان‌کننده مزمن که از طرفى به آگوروفوبيا دچار بوده ولى معاينه نورولوژيک طبيعى داشته و نيستاگموس هم ندارند ايجاد مى‌شود.

ورتيگوى وضعيتى ناگهانى خوش‌خيم (BPPV) و ورتيگوى وضعيتى سانترال

ويژگى‌ها   BPPV سانترال
a lantency s ۳-۴۰ وجود ندارد: ورتيگو و نيستاگموس فوراً ايجاد مى‌شود
خستگى‌پذيرى b   بله خير
عادت کردن  c بله خير
شدت ورتيگو   شديد خفيف
قابليت توليد مجدد  d   متغير خوب


a: فاصله زمانى بين نگهداشتن پوزيسيون سر و آغاز سمپتوم‌ها


b: از بين رفتن سمپتوم‌ها با قرار دادن در پوزيسيون مخالف


c: کاهش سمپتوم‌ها با تکرار کارآزمائى‌ها


d: احتمال توليد سمپتوم در هر جلسه معاينه

ورتيگوى سانترال

ورتيگوى سانترال در صورت توأم بودن با علائم غير طبيعى ساقه مغز يا مخچه مانند ديس‌آرتري، پارستزي، سردرد، ضعف و آتاکسى اندام شناخته مى‌شود. نيستاگموس ممکن است تقريباً هر شکلى داشته باشد مثلاً عمودى يا چند جهتى باشد ولى غالباً افقى خالص و بدون يک جزءِ چرخشى مى‌باشد. نيستاگموس سانترال به‌وسيله فيکساسيون مهار نمى‌گردد. ورتيگوى سانترال مى‌تواند مزمن و خفيف بوده و اغلب با ناشنوائى يا تينتيوس همراه نيست. اين بيمارى معمولاً علامت ديسفونکسيون ساقه مغز است و علت آن يک بيمارى دميلينيزان، عروقى يا نئوپلاستيک مى‌باشد. به‌ندرت به‌عنوان يک تظاهر صرع لوب تامپورال تلقى مى‌شود.