اتيولوژى

اتيولوژى به‌دليل نارسائى بيضه (هيپوگناديسم اوليه) يا نقايص هيپوتالاموس - هيپوفز (هيپوگناديسم ثانويه) ايجاد مى‌گردد.


هيپوگناديسم اوليه با تستوسترون پائين و گونادوتروپين بالا مشخص مى‌شود. سندرم کلاين‌فلتر شايع‌ترين علت آن است و به‌دليل وجود يک يا چند کروموزوم X اضافى که معمولاً ۴۷ کروموزومى و به‌صورت کاريوتايپ ۴۷XXY است تظاهر مى‌کند. نارسائى اوليه و اکتسابى بيضه معمولاً ناشى از ارکيت ويروسى است اما مى‌تواند به‌دليل تروما، آسيب ناشى از پرتوتابى يا بيمارى‌هاى سيستميکى نظير آميلوئيدوز، بيمارى هوچکين، بيمارى سيکل‌سل يا بيمارى‌هاى گرانولوماتوز هم باشد. نارسائى بيضه مى‌تواند جزئى از سندرم نارسائى چندغده‌اى خودايمنى باشد که در آن نراسائى اوليه چند غده به‌طور هم‌زمان وجود دارد. سوء تغذيه، ايدز، نارسائى کليه، بيمارى کبدي، ديستروفى ميوتونيک، پاراپلژى و توکسين‌هائى نظير الکل، مارى‌جوانا، هروئين، متادون، سرب و ضدٌ نئوپلاسم‌ها و داروهاى شيمى‌درمانى هم مى‌توانند موجب نارسائى بيضه شوند. کتوکونازول ساخت تستوسترون را متوقف مى‌کند و اسپيرونولاکتون و سايمتيدين با رقابت در محل گيرنده آندروژن عملکرد تستوسترون را کاهش مى‌دهند.


هيپوگناديسم ثانويه با تستوسترون و گونادوتروپين‌هاى پائين (هيپوگناديسم هيپوگونادوتروپيک) مشخص مى‌شود. سنردم کالمن (Kallmann's Syndrome) ناشى از اختلال در ساخت و يا آزادسازى هورمون آزادکننده گونادوتروپين (GnRH) است و با سطوح پائين هورمون لوتئينيزان (LH) و هورمون محرک فوليکول (FSH) و آنوسمى مشخص مى‌شود. در بيماران ديگر کمبود مادرزادى و ايديوپاتيک GnRH بدون آنوسمى است. بيمارى‌هاى وخيم، سندرم کوشينگ، هيپرپلازى مادرزادى آدرنال، هموکروماتوز هيپوگنادوتروپيک ايزوله هستند. تخريب غده هيپوفيز به‌وسيله تومورها، عفونت، تروما يا بيمارى متاستاتيک موجب هيپوگناديسم به‌همراه اختلال در توليد ساير هورمون‌هاى هيپوفيزى مى‌شود.

علائم بالينى

اگر ميزان آندروژن در قبل از شروع بلوغ ناکافى باشد تکامل جنسى صورت نمى‌گيرد (خواجگي) که شواهد مربوط به آن بچه‌گانه بودن ميزان توزيع موى بدن، تکامل ناکافى عضلات اسکلتى و بسته شدن تأخيرى اپى‌فيز است. در سندرم کلاين‌فلتر، بيضه‌ها کوچک و سفت هستند، ژنيکوماستى شايع است و معمولاً آزوسپرمى وجود دارد. سطح تستوسترون پائين و گنادوتروپين‌ها افزايش يافته‌اند (FSH > LH). علائم متغير شامل صفات خواجگي، عقب‌ماندگى ذهنى خفيف و ديابت قندى است.


در مورادى که هيپوگناديسم پس از بلوغ رخ دهد ممکن است بيماران کاهش ميل جنسي، عملکرد جنسي، قدرت عمومى و سطح انرژى را عنوان کنند. کاهش سرعت رشد ريش مى‌تواند نشان‌دهنده کاهش صفات مردانه باشد. ممکن است در معاينه بالينى ژنيکوماستى و بيضه‌هاى کوچک يا نرم عرضه شود.


ممکن است در مردانى که کمبود آندروژن ندارند به‌طور ايزوله سطح تستوسترون در طى روز - خصوصاً بعدازظهر - زير مقدار طبيعى باشد به‌طورى‌که ممکن است براى تأييد کمبود تستوسترون نيازمند نمونه‌هاى تکرارى يا ذخيره شده بود. مى‌توان از سطوح پلاسمائى LH و FSH در افتراق بين هيپوگناديسم اوليه (افزايش گنادوتروپين‌ها) و ثانويه (کاهش گنادوتروپين‌ها) استفاده کرد.

درمان

هدف درمان مردان مبتلا به هيپوگناديسم به‌وسيله آندروژن‌ها ايجاد مشخصات جنسى ثانويه (ريش، موى بدن و دستگاه تناسلى خارجي)، سائق جنسى مذکر و نمو جسمى (هموگلوبين و توده عضلاني) است. در هيپوگناديسم قبل از بلوغ تستوسترون تجويز مى‌گردد و دوز آن به‌تدريج افزايش مى‌يابد. با تجويز وريدى استر طولانى‌اثر تستوسترون (۲۰۰-۱۰۰ μg تستوسترون انانتات هر ۳-۱ هفته) يا مصرف روزانه مشمع‌هاى ترانس‌درمال يا ژل تستوسترون مى‌توان مقادير طبيعى تستوسترون را به‌دست آورد.