گلومرولونفريت حاد

گلومرولونفريت حاد يک بيمارى است که با آغاز ناگهانى هماچوري، ادم، هيپرتانسيون، اليگورى و افزايش BUN و کرآتينين، همراه است. ممکن است احتقان ريوى خفيفى وجود داشته باشد. ممکن است يک عفونت قبلى يا همزمان با يک بيمارى چند عضوى عامل ايجاد آن باشد و با بيمارى گلومرولي، به‌تنهائى وجود داشته باشد. معمولاً هماچوري، پروتئينورى و پيورى وجود دارند و مشاهدۀ کست‌هاى RBC، تشخيص را تأييد مى‌کند. ممکن است در برخى شرايط به‌خصوص، سطح کمپلمان سرم کاهش يافته باشد.

نارسائى مزمن کليه

از بين رفتن پيشرونده و دائمى عملکرد کليه در عرض چند ماه تا چند سال است و تا زمانى‌که GFR به حدود ۱۵-۱۰% ميزان طبيعي، کاهش نيافته باشد، علائم اورمى ظاهر نمى‌شوند. ممکن است در اوايل سير بيماري، هيپرتانسيون ايجاد شود. تظاهرات بعدى آن عبارتند از بى‌اشتهائي، تهوع، استفراغ، بى‌خوابي، کاهش وزن، ضعف، پارستزي، خونريزي، سروزيت، کم‌خوني، اسيدوز و هيپرتانسيون ايجاد شود. تظاهرات بعدى آن عبارتند از بى‌اشتهائي، تهوع، استفراغ، بى‌خوابي، کاهش وزن، ضعف، پارستزي، خونريزي، سروزيت، کم‌خوني، اسيدوز و هيپرکالمي. علل آن شامل ديابت مليتوس، هيپرتانسيون شديد، بيمارى گلومرولي، انسداد مجارى ادرارى و نفريت بينابيني، مى‌باشند. معيارهاى مزمن بودن بيمارى عبارتند از ازتمى پايدار طولانى‌مدت، کم‌خوني، هيپرفسفاتمي، هيپوکلسمي، کليه‌هاى جمع شده، استئوديستروفى کليوى که با اشعهٔ X مشخص شده باشد و يا يافته‌هاى بيوپسى کليه.

سندرم نفروتيک

تعريف آن عبارت است از آلبومينورى شديد (۵/۴ g/d < بزرگسالان) با يا بدون ادم، هيپوآلبومينمي، هيپرليپيدمى و درجات متغيرى از عدم کفايت کليوي. مى‌تواند ايدئوپاتيک يا ناشى از مصرف دارو، عفونت‌ها، نئوپلاسم‌ها و بيمارى‌هاى چندعضوى يا ارثى باشد. عوارض آن عبارتند از: ادم شديد، رخدادهاى ترومبوآمبوليک، عفونت و سوء تغذيهٔ پروتئين.

اختلالات ادرارى بدون علامت

هماچورى ممکن است در نتيجهٔ نئوپلاسم، سنگ، عفونت در هر سطحى از دستگاه ادراري، بيمارى سلول داسى‌شکل و يا سوء مصرف داروهاى مسکن، ايجاد شود. در صورت مشاهدهٔ کست‌هاى RBC، پروتئينورى يا RBCهاى ديس‌مورفيک در ادرار، علل پارانشيمى کليه، مطرح مى‌گردند. الگوى هماچورى واضح مى‌تواند به‌ مشخص نمودن مکان ضايعه کمک کند. هماچورى با پروتئينورى خفيف مى‌تواند ناشى از هماچورى راجعهٔ خوش‌خيم يا نفروپاتى IgA باشد. پروتئينورى خفيف مى‌تواند يک يافتهٔ منفرد باشد و به‌دليل تب، فعاليت، CHF و يا وضعيت ايستادهٔ بدن، ايجاد شده باشد علل کليوى آن عبارتند از ديابت مليتوس، آميلوئيدوز و يا ديگر علل بيمارى‌هاى گلومرولي. پيورى ممکن استناشى از UTI، نفريت بينابيني، گلومرولونفريت يا رد پيوند کليه باشد. پيورى ”استريل“. همراه با UTI درمان‌شده با آنتى‌بيوتيک، درمان با گلوکوکورتيکوئيدها، حملات تب‌دار حاد، درمان با سيکلوفسفامايد، بارداري، رد پيوند کليه، تروماى ادرارى - تناسلي، پروستاتيت، سيستواورتريت، سل و ديگر عفونت‌هاى مايکوباکتريال، عفونت قارچي، هموفيلوس آنفلوآنزا، عفونت بى‌هوازي، باکترى‌هاى مقاوم و حالت‌هاى L باکتريائي، مشاهده مى‌گردد.

عفونت مجارى ادرارى

عموماً به وجود بيش از ۱۰ به توان ۵ باکترى در هر 1mL ادرار، گفته مى‌شود. مقادير بين ۱۰ به توان ۲ و ۱۰ به توان ۵ /mL، ممکن است نشان‌دهندهد عفونت باشند ولى - به‌خصوص اگر فلورهاى مختلط وجود داشته باشند - معمولاً ناشى از جمع‌آورى نامناسب نمونه هستند. بزرگسالان در معرض خطر عبارتند از زنان فعال از نظر جنسى و يا هر فرد دچار انسداد مجارى ادراري، ريفلاکس مثاله به حالب، قرار دادن کاتتر در مثانه، مثانهٔ نوروژنيک (در ارتباط با ديابت مليتوس) يا بيمارى‌هاى اوليهٔ نورولوژيک. مى‌توان به‌وسيلهٔ کشت کمى ادرار، پروستاتيت، اورتريت و واژينيت را متمايز نمود. درد پهلو، تهوع، استفراغ، تب و لرز، نشان‌دهندهٔ عفونت کليوى مى‌باشند. UTI - به‌خصوص در افراد مسن و يا ساکن در مراکز مراقبتى - علت شايع سپسيس است.

اختلالات توبولى کليه

اين اختلالات که عموماً ارثى هستند، عبارتند از نقايص آناتوميک (کليه‌هاى پلى‌کيستيک، بيمارى مدولارى کيستيک، بيمارى مدولارى اسفنجي) کشف‌شده در جريان بررسى هماچوري، درد پهلو، عفونت يا نارسائى کليه با علت نامشخص، و اختلالات انتقال توبولى که سبب بروز گلوکوزوري، آمينواسيدوري، سنگ کليه يا ريکتز مى‌گردند. سندرم فانکونى نوعى نقص توبولى گسترده است که مى‌تواند ارثى يا اکتسابى - ناشى از داروها، فلزات سنگين، ميلوم مولتيپل، آميلوئيدوز يا پيوند کليه - باشد. ديابت بى‌مزهٔ نفروژنيک (برادراري، پرنوشي، هيپرناترمي، دهيدراتاسيون هيپرناترميک) و اسيدوز توبولى کليه، از علل ديگر آن محسوب مى‌شوند.

هيپرتانسيون

فشار خون بيشتر از ۹۰/۱۴۰ mmHg، بيست‌درصد جمعيت بزرگسال ايالات متحده را گرفتار کرده است. در صورت کنترل ناکافى آن، علت مهمى براى بروز رخدادهاى عروقى مغز، MI و CHF است و مى‌تواند موجب ايجاد نارسائى کليه شود. معمولاً هيپرتانسيون تا زمان بروز علائم قلبي، کليوى يا عصبي، بدون علامت است. در اغلب موارد، هيپرتانسيون ايديوپاتيک است و بين ۲۵ تا ۴۵ سالگى بروز مى‌کند.

سنگ کليه

باعث ايجاد درد کوليکي، UTI، هماچوري، سوزش ادرار و يا پيورى با علت نامشخص مى‌‌گردد. ممکن است بتوان در گرافى‌هاى روتين، سنگ‌ها را مشاهده کرد. اغلب آنها، سنگ‌هاى Ca حاجب مى‌باشند و در نتيجهٔ مقادير زياد Ca ادرار، و / يا دفع اگزالات، و / يا کاهش دفع ادرارى سيترات، ايجاد مى‌شوند. سنگ‌هاى شاخ‌گوزنى (Staghorn)، سنگ‌هاى بزرگ شاخه‌دار حاجبى هستند که به‌دليل عفونت‌هاى مکرر، در لگنچهٔ کليه ايجاد مى‌گردند. سنگ‌هاى اسيد اوريکي، غير حاجب هستند. در آناليز ادرار ممکن است بتوان هماچوري، پيورى يا کريستال‌هاى پاتولوژيک يافت.

انسداد مجراى ادرارى

بسته به حاد يا مزمن بودن، يک‌طرفه يا دو طرفه بودن، کامل يا ناقص بودن و اتيولوژى زمينه‌اي، علائم مختلفى نشان مى‌دهد. يکى از علل مهم و قابل اصلاح نارسائى کليه با علت نامشخص است. انسداد مجارى فوقانى ممکن است بدون علامت باشد و يا سبب درد پهلو، هماچورى و عفونت کليوى گردد. ممکن است در انسداد مجارى تحتاني، علائم مثانه‌اى بروز کنند. عواقب عملى آن عبارتند از پرادراري، آنوري، شب‌ادراري، اسيدوز، هيپرکالمى و هيپرتانسيون. ممکن است بتوان در معاينهٔ فيزيکي، توده‌اى در بالا بوبيس يا در پهلو، يافت.