مرسوم است که انحرافات عمودى را براساس چشم بالاتر بيان کنند (بدون توجه به اينکه کدام چشم ديد بهترى دارد و براى فيکس کردن به‌کار برده مى‌شود). علل هيپرتروپى (Hypertropia) شامل هستند بر ناهنجارى‌هاى آناتوميک مادرزادي، فلج مايل فوقانى ناشى از تروما، تومورهاى کاسه چشم، ضايعات ساقه مغز، مياسنتى گراو، اسکلروز مولتيپل و گريوز. پايه ارزيابى بالينى هيپرتروپى اندازه‌گيرى با منشور و پوشش (Cover) مى‌باشد که در وضعيت‌هاى اوليه، ثانويه و ثالثيه و حالت خم کردن سر به چپ و راست انجام مى‌شود. دوبينى تقريباً هميشه وجود دارد به‌شرطى که استرابيسم بعد از ۸-۶ سالگى ايجاد شود. ممکن است سرکوب تصوير در جهتى از نگاه که استرابيسم وجود ندارد، از بين برود. اکثر هيپرتروپى‌ها، فلجى (Incomitant) هستند. ممکن است سيکلوتروپى نيز (به‌خصوص در اختلال مايل فوقاني) وجود داشته باشد. ميزان سيکلوتروپى را مى‌توان با چرخاندن يکى از دو مادوکس راد جلوى دو چشم اندازه‌گيرى کرد (تست مادوکس راد دوبل). آزمون بيلشوسکى (Bielschowsky)، در تشخيص فلج مايل فوقانى سودمند است (شکل - تست بيلشوسکي. فلج مايل فوقانى راست). در اين آزمون سر را بر روى شانه چپ و راست خم مى‌کنيم. در اين تست حداکثر هيپرتروپى را زمانى درايم که سر به‌سمت چشم داراى فلج عضله مايل فوقانى خم شود و حداقل هيپرتروپى را زمانى داريم که سر به‌سمت چشم سالم خم شود، چرا که وقتى سر را به‌سمت چشم داراى فلج خم مى‌کنيم، جهت حفظ راستاى عمودى شبکيه، Intortion چشم همين سمت لازم مى‌شود که به‌علت فلج بودن مايل فوقانى و سلامت رکتوس فوقانى (که هر دو اينتورشن مى‌دهند ولى اولى همراه دپرشن و دومى همراه الويشن چشم)، چشم معيوب به‌سمت بالا مى‌رود و هيپرتروپى افزايش مى‌يابد. در خم کردن سر به‌سمت چشم سالم، در چشم فلج Extortion لازم مى‌شود که رکتوس فوقانى و مايل فوقانى در آن نقشى ندارند لذا هيپرتروپى در حداقل است. مى‌توان هيپرتروپى را در اين تست با منشور و پوشش اندازه‌گيرى کرد. درمان شامل بر منشور، بستن چشم، درمان بيمارى سيستميک و بالاخره جراحى مى‌باشد.


تست بيلشوسکي. فلج مايل فوقانى راست
تست بيلشوسکي. فلج مايل فوقانى راست