نوروفيبروم

مى‌توانند پلک و کاسه چشم را تخريب کنند و با ايجاد نقص در استخوان اسفنوئيد، اگزوفتالمى يا انوفتالمى ضربان‌دار بدهند. لکه‌هاى شيرقهوه‌اى (کافه اوله) تشخيص را تأييد مى‌کند. در ۵% موارد در آنها گليوم عصب اپتيک (پروپتوز و کاهش ديد ولى بيشتر بى‌علامت) و در برخى موارد مننژيوم و تومورهاى بدخيم غلاف اعصاب محيطى ايجاد مى‌شود.

گليوم عصب اپتيک

گليوم عصب اپتيک ۷۵% موارد علامت‌دار، در سن کمتر از ۱۰ سال تظاهر مى‌کند و ۵۰-۲۵% موارد با نوروفيبروماتوز تيپ I همراه است. اين تومورها آستروسيتوم‌هاى درجه پائين هستند. موارد قدام به کياسما خوش‌خيم‌تر از موارد خلفى‌تر هستند. کاهش ديد و آتروفى اپتيک شايع‌ترين نشانه‌ها هستند. درمان لازم نيست (کنتراورسي) مگر در رشد سريع و کاهش ديد (راديوتراپي) يا مسائل کاسمتيک ناشى از پروپتوز شديد در چشم نابينا (جراحي). به‌علت خطر آسيب CNS ناشى از اشعه بعضى شيمى‌درمانى را انتخاب بهترى مى‌دانند.


تومورهاى غده اشکى

تومورهاى غده اشکى نيمى از توده‌هاى غدد اشکى تومورهاى اپى‌تليومى هستند که نيمى از اينها بدخيم مى‌باشند. شايعترين تومور اپى‌تليومي، ادنوم پلئومورفيک (ميکس تومور خوش‌خيم) مى‌باشد. بيوپسى آنها ممنوع است و بايد کاملاً برداشته شوند. درد و تخريب استخوانى از نشانه‌هاى بدخيمى است و پيش‌آگهى بدى دارد.

لنفوم

تومورهاى لنفاوى کاسه چشم مى‌تواند مونوکلونال بدخيم يا پلى‌کلونال خوش‌خيم باشد (گاه مخلوط) که درد در موارد خوش‌خيم شايعتر از بدخيم است. درمان هر دو پاتولوژي، راديوتراپى است، تشخيص افتراقي، عفونت اربيتال و پسودوتومور با يا بدون واسکوليت سيستميک مى‌باشد.