کمپرشن عصب اپتيک اغلب به درمان پاسخ مى‌دهد و تشخيص زودرس براى بهترين نتايج حياتى است. در هر نوروپاتى اپتيک يا از دست دادن بينائى که با ضايعه داخل چشمى توجيه نمى‌شود بايد به فکر آن بود. در موارد کمپرشن اينترااربيتال عصب، تورم ديسک اپتيک ممکن است رخ دهد ولى در بسيارى از موارد، به‌ويژه وقتى کمپرشن عصب، اينتراکرانيال است ديسک اپتيک طبيعى مى‌ماند تا آتروفى اپتيک رخ دهد يا به‌علت ICP بالا پاپيلادما به‌وجود آيد. لذا بررسى مارکوس گان در ارزيابى از دست دادن بى‌توجيه بينائى نقش مهمى دارد. موارد احتمالى بايد با MRI يا CT بررسى شوند. اگر هيچ ضايعه ساختمانى ديده نشد و به بيمارى مننژى شک داشتيم ممکن است بررسى CSF لازم باشد.


مننژيوم‌هاى داخل مغزى که ممکن است عصب اپتيک را تحت فشار قرار دهند شامل است بر مننژيوم بال اسفنوئيد، توبروکولوم سلا (سوپراسلار) و شيار بويائي. مننژيوم‌هاى بال اسفنوئيد همچنين باعث پروپتوز، اختلال حرکت چشم و بى‌حسى ناحيه عصب ترى‌ژمينال مى‌شوند. اکسيزيون کامل آنها اغلب بسيار مشکل است لذا عود نسبتاً بالائى دارند. راديوتراپى ممکن است لازم شود.


مننژيوم اوليه غلاف عصب اپتيک نيز در زنان ميانسال تظاهر مى‌يابد و باعث از دست دادن پيشرونده ديد مى‌شود. در ۵% موارد دو طرفه است چهره کلاسيک آن ديسک اپتيک رنگ پريده و کمى متورم با کولترال‌هاى رتينوکوروئيدال است. اکسيزيون سرجيکال هميشه باعث کورى مى‌شود و عموماً براى چشم‌هاى نابينا به‌کار مى‌رود تا جلوى گسترش اينتراکرانيال تومور را بگيرد. راديوتراپى موضعى مرسومتر مى‌شود.