بيشتر مواردى که بر کياسما فشار وارد مى‌کنند نئوپلاسم‌هاى هستند که ابتدا باى‌تمپورال همى‌آنوپياى ناکامل، بعد باى‌تمپورال همى‌آنوپياى کامل، نقص‌هاى ميدان نازال و نهايتاً کاهش حدت بينائى ايجاد مى‌کنند.

تومورهاى هيپوفيز

اين تومورهاى نقص ميدان ديد، نقص بينائي، نقص عملکرد هيپوفيز، فلج اعصاب خارجى چشم مى‌دهند و با CT اسکن و MRI قابل ديد هستند. با درمان (بروموکريپتين، اشعه يا جراحي)، بينائى ممکن است بهبود قابل توجه پيدا کند. ظاهر اوليه سر عصب بينائى پيش‌بينى‌کننده نتيجه نهائى بينائى نيست.

کرانيوفارنژيوم

اين تومور از بقاياء کيسه راتکه منشاء مى‌گيرد. اين تومور معمولاً در ۲۵-۱۰ سالگى تظاهر مى‌کند. معمولاً تومورى است سوپراسلار و پاپيل ادما در ان از تومورهاى هيپوفيز شايعتر است. از مشخصات آن به‌خصوص در بچه‌ها، کلسيفيکاسيون است. پايه درمان جراحى است.

مننژيوم سوپراسلار

اين تومور معمولاً از مننژ پوشاننده استخوان اسفنوئيد در قسمت قدامى فوقانى کياسما منشاء مى‌گيرد. مننژيوم سوپراسلار در افراد مؤنث شايعتر است. به کمک CT اسکن با کنتراست به‌راحتى تشخيص داده مى‌شود (هيپراستوز، خوردگى استخوانى و کلسيفيکاسيون متراکم مشخصه آن مى‌باشد). اين تومور نيز نقص ميدان ديد مى‌دهد و درمان آن جراحى و راديوتراپى مى‌باشد.

گليوم‌هاى کياسما و عصب اپتيک

تومورى است که معمولاً در بچه‌ها رخ مى‌دهد و گاهى همراه نوروفيبروماتوز 1 مى‌باشد. مى‌تواند نقص ميدان بينائى و آتروفى عصب اپتيک ايجاد کند. درمان شامل جراحى و راديوتراپى است.


گليوم بدخيم در مردان مسن رخ داده، درمان مؤثرى ندارد و به‌سرعت باعث کورى دوطرفه و مرگ مى‌شود.