همان‌طور که در شکل (نقص‌هاى ميدان ديد به‌علت ضايعات گوناگون راه‌هاى بينائى) آمده است، ضايعات قدامى نسبت به کياسما (شبکيه يا عصب اپتيک) نقص‌هاى يک‌طرفه ميدان ديد و ضايعات خلفى نسبت به کياسما نقص‌هاى هومونيموس سمت مقابل مى‌دهند. ضايعات کياسما معمولاً باعث نقص‌هاى باى‌تمپورال مى‌شوند.


نقص‌هاى ميدان ديد به‌علت ضايعات گوناگون راه‌هاى بينائى
نقص‌هاى ميدان ديد به‌علت ضايعات گوناگون راه‌هاى بينائى

اگر در پريمترى مناطق اسکوتوم نسبى وجود داشته باشد (نقص بزرگ‌تر ميدان ديد با شيء کوچک‌تر) اين حالت به نفع ضايعات کمپرسيو و ادم است (نقص ميدان ديد Sloping). برعکس اگر نقص ميدان ديد با اندازه شيء تغيير نکند (نقص ميدان ديد مطلق) ضايعات ايسکميک يا عروقى مطرح مى‌شود. نکته ديگر اينکه هرچه نقص‌هاى هومونيموس مشابه‌تر باشد (تشابه دو نيمه نقص ميدان از نظر اندازه، شکل و محل) ضايعه خلفى‌تر است. به‌عبارت ديگر ضايعات اکسيپيتال هومونيموس مشابه ولى ضايعات اپتيک تراکت هومونيموس نامشابه مى‌دهند (شکل نقص‌هاى ميدان ديد به‌علت ضايعات گوناگون راه‌هاى بينائى) در همونيموس همى‌آنوپياى کامل به‌علت حفظ عملکرد ماکولار حدت بينائى سالم مى‌ماند. در ضايعات کورتکس اکسيپيتال نقص مرکزى ميدان ديد نشانه ضايعه خلفى و نقص ميدان فوقانى ديد نشانه ضايعه تحتانى است. به‌علت خونگيرى دوگانه لوب اکسيپيتال (از شرائين سربرال ميانى و خلفي) انفارکتوس‌هاى اکسيپيتال ممکن است قط اکسيپيتال را تخريب کند يا رها سازد. اين حالت منجر به حفظ (Maculare Sparing) يا از دست رفتن ميدان ديد مرکزى در سمت همى‌آنوپيا مى‌شود. ضايعات اکسيپيتال همچنين ممکن است باعث پديده بينائى باقيمانده (Residual sight) شوند به اين شکل که در غياب بينائى شکل گرفته فرد در ميدان همى‌آنوپيک به حرکت پاسخ مى‌دهد.