بلفاروپتوز (Blepharoptosis) عبارت است از پائين بودن غير طبيعى جاى يک يا هر دو پلک فوقاني. محل طبيعى قرارگيرى پلک فوقانى در وسط فاصلهٔ ليمبوس فوقانى و لبهٔ مردمکى فوقانى است.

پتوزاپونئوروتيک

پتوزاپونئوروتيک از علل شايع پتوز در سنين بالا است که از باز شدن نيام عضله بالا برنده از صفحه تارسى ناشى مى‌شود. اتصالات باقى‌مانده حرکت کامل پلک در نگاه به بالا را حفظ مى‌کند. گاه نازکى پلک رخ مى‌دهد که در موارد شديد مى‌توان تصوير عنبيه را از وراى پلک بالا مشاهده کرد. گاه علت اين حالت تروما يا عمل جراحى کاتاراکت مى‌باشد. مکانيسم پتوز همراه با جراحى چشم، گريوز باردارى و بلفاروشالازيس معمولاً آسيب به نيام بالا برنده است.

پتوزمادرزادى حقيقى (Levator Maldevelopment)

Levator Maldevelopment (پتوز مادرزادى حقيقي): در اين حالت، ديستروفى مجزاء عضله بالا برنده پلک مانع انقباض و شل شدن عضله مى‌شود؛ لذا نه تنها در وضعيت اوليه نگاه پتوز وجود دارد، در نگاه به بالا، حرکت پلک به بالا و در نگاه به پائين حرکت پلک به پائين مختل مى‌شود (اين لاگوفتالموس سرنخ مهم تشخيص اين نوع پتوز است). در بعضى بيماران استرابيسم و در ۲۵% ديستروفى عضله رکتوس فوقانى (ضعف نگاه به بالا) نيز وجود دارد که بود و نبود ضعف نگاه به بالا در انتخاب نوع روش جراحى اهميت دارد. تمايز اين نوع پتوز از انواع ديگر پتوز که از بدو تولد وجود دارند اهميت دارد (ميوژنيک يا نوروژنيک).

پتوز مکانيکى

در اين حالت به‌علت فشار يک توده، کشش اسکار، اعمال جراحى پلک (کوتاه کردن افقى زياد از حد پلک) و خارج کردن کره چشم، پتوز رخ مى‌دهد.

پتوز ظاهرى

نمونه‌هاى پتوز ظاهري، هيپوتروپى و درماتوشالازى است که با پتوز حقيقى اشتباه مى‌شوند.


درمان: به‌جزء در مورد مياستنى گراويس، درمان بقيه انواع پتوز با جراحى امکان‌پذير است. عدم درمان پتوز کامل با فلج زوج lll در دوران کودکى مى‌تواند به آمبليوپى بيانجامد. قرينه بودن پلک‌ها هدف جراحى است ولى موفقيت در اين امر به عملکرد عضله بالا برنده پلک وابسته است. اگر عمل عضله بالا برنده تا حدى وجود دارد، عمل جراحى شامل کوتاه کردن نيام اين عضله است ولى اگر عملکردى براى آن نمانده است، پلک را به ابروها آويزان مى‌کنند تا با عمل عضله فرونتاليس، بالا برده شود.

انواع ديگر پتوزميوژنيک

در بلفاروفيموز (Blepharophimosis) که مسئول ۵% موارد مادرزادى مى‌باشد، عملکرد ضعيف بالابرنده، پتوز شديد، تله کانتوس، اپى‌کانتوس و اکتروپيون سيکاتريسى پلک تحتانى وجود دارد. در افتالموپلژى خارجى پيشرونده مزمن درگيرى تمام عضلات خارجى چشم و صورت به‌تدريج از ميانسالى شروع مى‌شود. از ديگر علل پتوز ميوژنيک مى‌توان ديستروفى ميوتونيک، فيبروز مادرزادى عضلات خارجى چشم و مياستنى گروايس را نام برد. در مياستنى گراويس گاهى انقباض کوگان (Cogan,s lid Twitch) (انقباض گذراى پلک فوقانى موقع حرکت سريع چشم از نگاه به پائين به نگاه به روبه‌رو) و به‌طور شايع درگيرى عضله حلقوى چشم نيز رخ مى‌دهد.

پتوز نوروژنيک

در سندرم مارکوس گان به‌علت عصب‌گيرى عضله بالابرنده از زوج V و lll، چشم زمانى باز مى‌شود که فک باز يا به سمت مقابل منحرف شود. فلج کامل يا ناکامل زوج lll که به دنبال تروما رخ مى‌دهد برخلاف فلج مادرزادى اين عصب، اغلب به نوسازى نادرست مى‌انجامد و حرکات چشم، پلک و مردمک به‌هم مى‌خورد. اين کودکان اگر سريع درمان نگردند به‌علت پتوز (پوشاندن جلوى چشم) و استرابيسم، دچار آميليوپى مى‌شوند. فلج عضله مولر (سندرم هورنر) معمولاً اکتسابى است و به‌ندرت پتوز بيش از ۲mm مى‌دهد (لذا آمبليوپى نمى‌دهد).