پيشگيرى اوليه

ازآنجا که علت يا عللى که باعث ايجاد بيمارى قند مى‌شوند، به‌روشنى شناخته نشده‌اند، روش پيشگيرى خاصى مانند مايه‌کوبى و... در موارد اين بيمارى ابداع نشده است. در ديابت نوع ۱ براى کسانى که ازنظر ژنتيکى (HLA) جهت ابتلاى به بيمارى قند مستعد هستند، به‌منظور پيشگيرى از ابتلا به عامل ويروسى و يا عوامل محيطى ديگر راهبرد خاصى ارائه نشده و يا اگر پيشنهادهايى شده است، در حال حاضر قابل اجرا نيست. تعداد ويروس‌هايى که ممکن است در شخص مستعد روند بيمارى را آغاز نمايند زياد است و نحوه پيشگيرى از ابتلاى بسيارى از آنها به‌خوبى شناخته نشده است. همچنين روش‌هايى که براى تغيير در سيستم ايمنى بدن پيشنهاد شده (مانند تزريق BCG) و در شروع بيمارى به مرحله اجرا گذاشته شده‌اند، موفقيت يکسان و اميدوارى کننده‌اى را گزارش ننموده‌اند.


پيشگيرى از بروز بيمارى قند نوع ۲ اگرچه به‌طور قاطع امکان‌پذير نيست، ولى توصيه‌هايى که در اين زمينه شده است تا حدودى راهگشا مى‌باشد. براى پيشگيرى در زمينه ژنتيک بيماري، ازنظر علمى هنوز پيشرفت‌هايى حاصل نشده است و بنابراين پيشگيرى از بروز و شدت بيماري، با توجه مخصوص به دو عامل عمدهٔ تشديدکننده بيمارى (چاقى و کاهش فعاليت بدني) منحصر مى‌شود. همانگونه که در بحث اپيدميولوژى بيمارى آمد، افزايش بروز بيمارى در افراد فربه، جوامعى که کالرى زياد مصرف مى‌کنند و افراد شهرنشين، در مقايسه با روستانشينان، و نيز در اشخاصى که فعاليت بدنى کمترى دارند، با توجه خاص به جلوگيرى از چاقي، فعاليت بدنى مناسب و درنظر گرفتن ويژگى‌هاى تغذيه‌اى ، در پيشگيرى از بروز علايم بيمارى و يا تشديد آن مؤثر مى‌باشند.

پيشگيرى ثانويه

سالهاى متمادى عقيدهٔ بيشتر دانشمندان بر آن بود که کنترل قند سبب کاهش بروز عوارض مزمن بيمارى قند نمى‌شود، زيرا بسيارى از بيماران ديابتى که براى سالها قند طبيعى ندارند به هيچيک از عوارض دچار نمى‌شوند؛ و نيز عوارض ديابت ممکن است در فردى که ديابت او به‌تازگى تشخيص داده شده، يا در کل دچار هيپرگليسمى نيست، بندرت بروز کند. ولى در سالهاى اخير شواهدى قوى ارائه شده است، حاکى از آنکه تغييرهاى متابوليک ممکن است سبب بروز عوارض ديابت شوند. اگر پيوند کليه از افراد سالمى - که خود و خانواده‌شان ديابت ندارند - به افراد ديابتى صورت گيرد، امکان دارد سه تا پنج سال پس از پيوند سبب بروز ضايعه‌هاى کليوى خاص ديابتى شود. حال آنکه اين ضايعه‌ها در کليهٔ بيمار ديابتى که بيمارى او با پيوند لوزالمعده - قبل از پيوند کليه - کنترل شده باشد، بروز نمى‌کند. همچنين گزارش شده است که چنانچه کليه‌هايى که شايعه‌هاى ديابتى دارند، به افراد سالم پيوند شوند سبب بازگشت بعضى از ضايعه‌ها مى‌شوند. کنترل دقيق با پمپ‌هاى انسولين نيز سبب کاهش ميکروآلبينوري، بهبود هدايت عصبى حرکتي، کاهش ليپوپروتئين‌هاى سرم و کاهش نشت مويرگى ماده فلوئورسانى از رتين و نيز کم‌شدن ضخامت مامبرال بازار در ماهيچه‌ها شده است، ولى اين تغييرها اندک بوده، اهميت زيست‌شناختى آنها زيرسؤال است. به هر حال، با اطمينان نمى‌توان اظهار نمود که کنترل دقيق قند خون مانع از بروز عوارض مزمن مى‌شود و يا عوارض موجود را ترميم مى‌کند. بخصوص که پيشرفت رتينوپاتى در بيماران ديابتي، حتى پس از پيوند موفقيت‌آميز لوزالمعده، ديده مى‌شود.