سانحه را به ‌صورت ”رويداد غيرمنتظره و برنامه‌ريزى نشده‌اى که مى‌تواند موجب آسيب شود“ تعريف کرده‌اند و سازمان جهانى بهداشت نيز آن را به ‌صورت ”رويدادى بدون سابقه که موجب آسيب قابل تشخيص شود“ تعريف نموده است.


اينگونه تعريف‌ها نوعى قبولِ غيرقابل اجتناب را به حوادث مى‌دهد که به ‌طور مسلم منطقى نيست. زيرا حوادث نه به‌ کلى غيرقابل اجتناب و نه به‌ کلى غيرقابل پيش‌بينى هستند. به ‌عبارت ديگر، استفاده از واژهٔ تصادف ــ‌که به ‌صورت عمومى براى اينگونه موارد رايج است‌ــ رويدادى را به ذهن مى‌آورد که به‌طور شانسى و بدون هيچ‌گونه الگو يا قابليت پيش‌بينى و خارج از اختيار ما روى مى‌دهد و بنابر اين، قابل پيشگيرى نيست. اينگونه باورها از موانع مهم بر سر راه کاهش بار آسيب‌ها از لحاظ ابتلاء و ميرائى است. استفاده از واژهٔ آسيب اين ذهنيت‌هاى وابسته به تصادف و شانس را برطرف نموده، توجه را بر آسيب وارده بر انسان متمرکز مى‌سازد، به همين سبب اصطلاح ”کنترل آسيب‌ها“ جايگزين ”پيشگيرى از تصادف‌ها“ شده است که با استفاده از آن مى‌تواند سطوح سه‌گانهٔ پيشگيرى را با کاهش آسيب‌ها در سطح اوليه، خدمات اورژانس در سطح دوم و توانبخشى در سطح سوم قابل اجراء سازد. به ‌علاوه، اين تعريف مى‌تواند ساير آسيب‌هاى ”غيرتصادفي“ نظير خشونت و آسيب ‌رساندن به خويش را نيز در بر گيرد و بنابر اين، به‌علت جامع بودن، اينگونه آسيب‌ها را نيز که به ‌ويژه در سنين نوجوانى و جوانى در حال افزايش است و در برخى جامعه‌ها اولين يا دومين علت مرگ در اين سنين آسيب ‌رساندن به خويش است، در بر گيرد.


با توجه به ديدگاه‌هاى جامعه‌شناسي، مردم‌شناسي، طب پيشگيرى و غيره، حوادث و آسيب‌هاى ناشى از آنها را مى‌توان براساس اپيدميولوژي، سبب‌شناختي، نوع حادثه، محل وقوع، عضو آسيب‌ديده، و مانند آن تقسيم‌بندى نمود. برخى نيز آن را به دو دسته کلى ”بلايا (Disasters)“ يعنى حوادثى که انسان در ايجاد آن نقشى ندارد و ”تصادف (Accident)“ يعنى حوادثى که انسان در به‌ وجود آمدن آنها دخالت دارد، تقسيم مى‌کنند. در طبقه‌بندى بين‌المللى بيمارى‌ها، حوادث و مسموميت‌ها در گروه هفدهم بيمارى‌ها تحت عنوان ”آسيب‌ها و مسموميت‌ها“ قرار گرفته است.


رايج‌ترين نحوهٔ تقسيم‌بندى حوادث و آسيب‌ها برحسب محل حادثه (خانگي، محل کار و جاده‌اي) و نوع حادثه (آسيب‌هاى رانندگي، سوختگي، غرق‌شدگي، مسموميت، قتل، خودکشي، برق‌گرفتگى و سقوط) است.


در سال ۱۹۴۹ گوردون (Gordon) استفاده از روش‌هاى پژوهش اپيدميولوژى را براى مطالعهٔ تصادف‌ها همانند پيشگيرى از بيمارى‌ها توضيح داد و در سال ۱۹۶۱ گيبسون (Gibson) انرژى و شکل‌هاى متعدد آن را به ‌عنوان عامل آسيب تعريف کرد. در سال ۱۹۶۳ هادون (Haddon) طرح تعادل انرژى - ميزبان را براى تبيين ايجاد آسيب معرفى‌ کرد. اين طرح بر اساس روش‌هاى آسيب‌شناسى و بر اين پايه است که در هر نوع تصادف يا حادثه نوعى تبادل غيرطبيعى انرژى وجود دارد. بنابر اين دو دستهٔ اصلى آسيب‌هاى اتفاقى وجود دارد که عبارتند از:


- دستهٔ اول:

آسيب‌هائى که در آنها مقدار نيروى وارد شده به بدن بيش از آستانهٔ آسيب‌پذيرى در يک موضع يا تمام بدن است.


- دستهٔ دوم:

آسيب‌هائى که در آنها تقابل با تبادل طبيعى انرژى در يک موضع يا تمام بدن وجود دارد.


هريک از اين دودسته تقسيم‌بندى‌هائى دارد:


- دستهٔ اول:

   نوع نيروى واردشده آسيب مثال
   مکانيکى جابجائي، پارگي، شکستگي، له‌شدگى گلوله، سوزن، چاقو، اجسام سقوط‌کننده، سقوط از بلندي، تصادف اتومبيل و هواپيما و غيره
   حرارتى التهاب، سوختگى سوختگى‌هاى درجه ۱ و ۲ و ۳
   الکتريکى تداخل با عمل عصبي، ماهيچه‌اي، سوختگى برق‌گرفتگي، سوختگى
   پرتو اختلال در اجزاء و اعمال سلول‌ها حوادث  نيروگاه‌هاى  اتمي،  اشعه  براى منظورهاى درمانى و تشخيص، انفجارها
   شيميائى اختصاصى براى هر ماده زهرهاى حيوانى و گياهي، سوختگى‌هاى شيميائي، حوادث متعدد ديگر


- دستهٔ دوم:

نوع تبادل انرژى که با آن تقابل مى‌شود نوع آسيب ايجادشده مثال
کسب اکسيژن اختلال فيزيولوژيک، مرگ‌نسج يا تمام بدن تمام بدن: خفگى به روش‌هاى مکانيکى مانند خفگى در آب، دار زدن
موضعى:  تصادف‌هاى عروقى (سکته‌ها)
حرارتى اختلاف فيزيويوژيک مرگ نسجى يا تمامى بدن آسيب‌هاى ناشى از نارسائى تنظيم حرارت بدن، يخ‌زدگى عضو، مرگ در اثر انجماد


جهت مطالعهٔ بهتر آسيب‌ها نوعى طرح مشابه طرح‌هاى مربوط به بيمارى‌هاى واگير معرفى شده که به طرح ”آسيب‌ها در بهداشت عمومي“ موسوم است:



در اين طرح عامل بيمارى‌زا همان انرژى آزادشده از يک مخزن (جائى که انرژى يا عامل موجود مى‌باشد) است. پتانسيل انتقال انرژى در همه‌جا وجود دارد، ولى پتانسيل ايجاد آسيب محدود است. براى مثال گلوله هنگامى آسيب مى‌رساند که در حرکت باشد و به بدن اصابت کند.


وسيلهٔ انتقال عامل اگر بى‌جان باشد همانند زنجيره عفونت يک وسيلهٔ مکانيکى است، مثل وسيلهٔ نقليه (معادل ظرف و وسايل در بيمارى‌هاى عفوني) و اگر جاندار باشد به آن ناقل مى‌گويند (تنها در مورد انسان کلمهٔ ”حامل“ را به ‌کار مى‌برند). گاهى اين ‌دو با هم عمل مى‌کنند تا انرژى منتقل گردد، به ‌عنوان مثال يک انسان (حامل) يک چاقو (وسيلهٔ انتقال انرژي) را بر بدن ديگرى (ميزبان) فرود مى‌آورد.


فقط هنگامى که انرژى وارده بيش از آستانهٔ تحمل ميزبان باشد به او آسيب مى‌رساند. هر انسان مقدارى مقاومت دارد که مى‌تواند با ورزش يا وسايل حفاظتى افزايش يابد و يا شرايطى مثل بيمارى‌ها، زمينه‌هاى مقاومت آن را کاهش دهد. مقدار نيرو تنها تعيين‌کنندهٔ پيامد تصادف نيست، بلکه چيزى برخورد آن و سرعت انتقال يا اصابت نيز مهم است. هرچه که نيرو به سطح محدودترى وارد آيد احتمال ايجاد آسيب بيشتر است. اين امر، اساس استفاده از کلاه‌ها و سپرهاى ايمنى است که نيرو را در سطح وسيع‌ترى پخش مى‌کند و يکى از راه‌هاى کاهش آسيب، کاستن تدريجى سرعت اصابت (براى نمونه با استفاده از سپرهاى لاستيکى اتومبيل) است.


در مطالعهٔ اپيدميولوژى حوادث و سوانح نيز همانند ساير بيمارى‌ها و ‌آسيب‌ها سه عامل مهم يعنى ميزبان، عامل آسيب‌زا و محيط دخالت دارند و همانطور که گفته شد در حوادث، عامل ايجاد آسيب نوعى انرژى است و آنچه در طرح پژوهشى آن به ‌کار مى‌رود، وسيلهٔ انتقال عامل (انرژي) مى‌باشد. در طرح تفصيلى هادون اين سه‌عامل يعنى انسان، وسيله (ويژگى‌هاى فيزيکي، حرکت يا محل قرار گرفتن)، و محيط (فيزيکى و اجتماعى - اقتصادي) در سه مرحلهٔ زمانى مورد بررسى قرار مى‌گيرد.