پيشگيرى و کنترل

بر اساس نگرش روانپزشکى اجتماعى براى مقابله و کنترل اختلال‌هاى رفتارى و روانى سه مرحله پيشگيرى را بايد به‌ اجراء درآورد که در مورد اختلال افسردگى به شرح ذيل به اين مراحل اشاره مى‌شود.

پيشگيرى اوليه

براى جلوگيرى از بروز افسردگى بايد سطح آگاهى جامعه نسبت به اين اختلال اعم از عوامل شکل‌گيري، علائم و اشکال و راه‌هاى مقابله با آن را بالا برد و به‌ويژه براى گروه‌هاى در معرض خطر يعنى زنان و سالمندان و جوانان، افراد شاغل در محيط‌هاى درماني، زوج‌هاى مطلقه يا جدا شده از همسر و بستگان افراد مبتلا به افسردگي، مهاجران و ساکنان شهرهاى شلوغ آموزش ويژه ضرورت دارد.


بدين منظور آموزش‌هاى بهداشت روانى در خانواده‌‌ها، مدارس، کارخانه‌ها، اداره‌ها، خانهٔ سالمندان و مراکز بهداشتى درمانى براى يادگيرى شيوه‌هاى مقابله با استرس مفيد و سازنده خواهد بود. در اين امر رسانه‌هاى گروهى به ‌ويژه صداوسيما، معلمان، مربيان، روحانيون و پزشکان نقش کليدى در ارتقاء سطح بهداشت روانى جامعه ايفاء مى‌نمايند. توجه به اين نکته ضرورى است که همه دست‌اندرکاران جامعه اعم از آحاد مردمى و مسؤولان حکومتى بايد بدانند که به‌ منظور بسيج همگانى براى تأمين سلامت روانى بيشتر و جلوگيرى از بروز افسردگى به‌خصوص در مورد افراد آسيب‌پذير اجتناب از هرگونه رفتارى که منجر به تنش روانى يا نارضايتى مى‌شود، فرضيه‌اى ملى محسوب مى‌شود.


همان‌گونه که در بحث همه‌گيرى‌شناختى و سبب‌شناختى اشاره گرديد و بر اساس پژوهش‌هاى نويسنده در رابطه با شيوع افسردگى در دانش‌آموزان دبيرستانى شهرهاى تهران، کرج، يزد و اردکان، معلوم گرديد که مذهبى بودن دانش‌آموز و مذهبى‌ بودن خانواده، رابطهٔ معکوس و معنى‌دارى با بروز افسردگى دارد. بنابر اين اهميت به عقايد معنوى و باورهاى مذهبى و التزام به احکام دينى در فضاى فرهنگى جامعه و خانواده‌ها نقش اساسى در پيشگيرى اوليهٔ افسردگى و به‌ دنبال آن تأمين سلامت روانى دارد و به‌ طور قطع يکى از سازوکارهاى اين پديده، جملهٔ روح‌افزاى ”دل آرام گيرد به ياد خدا“ مى‌باشد.


در اينجا تأکيد دوباره بر اين مطلب خالى از لطف نيست که پيشگيرى اوليه از اختلال افسردگى چون ساير اختلال‌هاى روانپزشکى کار جمعى و گروهى همهٔ مسؤولان و دست‌اندرکاران امور پزشکي، فرهنگي، اجتماعي، تربيتى و ... را مى‌طلبد و اين خود، کارى دشوار ولى به ‌همت و عزم همگانى شدنى است.

پيشگيرى ثانويه

از آنجا که حدود ۵۰% از بيماران افسرده جهت درمان مراجعه مى‌نمايند، ضرورى است پس از مرحلهٔ افزايش آموزش‌هاى بهداشت روانى که در پيشگيرى اوليه اشاره شد، آزمون‌هاى خودارزيابى غربال‌گرى افسردگى مانند آزمون افسردگى بک Beck depression test) که در ايران هم هنجار شده است، در مراکز حساس مانند مدارس، کارخانه‌ها، خانهٔ سالمندان و اداره‌ها توسط کارشناسان بهداشت روانى به مرحله اجراء درآيد و پس از مشخص نمودن و تفکيک افراد در معرض خطر توسط روانپزشک با آنها مصاحبه انجام شود و در صورتى‌ که حسب ضوابط تشخيصى افراد دچار اختلال افسردگى هستند، بلافاصله و بدون کوچکترين ترديدى بايد اقدام توجيهى براى شروع درمان توسط روانپزشک صورت پذيرد. انجام آزمون‌هاى غربال‌گرى براى افسردگى در افراد بدون علامت توصيه نمى‌شود. پزشکان بايد شاخص‌هاى بالاى شک به علائم افسردگى را در افرادى که بيشتر در معرض خطر هستند، در نظر بگيرند. خوشبختانه ۷۰ تا ۸۰% افراد مبتلا به دوره‌هاى افسردگى با درمان بهبود مى‌يابند.

پيشگيرى ثالثيه

براى بيماران مزمن بسيارى از روش‌هاى تجويزشدهٔ روان‌درمانى به‌خصوص شناخت - درماني، روان - درمانى حمايتي، گروه - درمانى و همچنين خانواده - درمانى مفيد و مؤثر است.


آنچه که مهم است، در پيشگيرى ثالثيه علاوه بر دخالت‌هاى روانپزشکى و روان‌شناختى بايد از اقدام‌هاى مددکارى براى اصلاح و تعديل شرايط اجتماعى و محيطى و از متخصصان کاردرمانى براى به ‌حرکت درآوردن بيمار و ايجاد زمينه‌هاى لازم به‌ منظور اشتغال و سرگرمى فرد حداکثر استفاده را نمود.

مذهب درمانى

هر اندازه فرد خود را با مفاهيم معنوى و آموزش‌هاى الهى وفق و سازگارى بدهد از مزمن‌ شدن کسالت و معلوليت و زمين‌گيرشدن بيشتر خود جلوگيرى خواهد نمود. يادآورى و تفهيم مطالب زير براى افراد بيمار مزمن و در عين حال معتقد مذهبى بسيار سازنده خواهد بود.


همهٔ ناکامى‌ها از جمله بيمارى در پيشگاه خداوند به ‌عنوان امتحان تلقى مى‌شود. ”خداوند شما را با موضوعاتى از قبيل ترس، گرسنگي، کاستى اموال و نفوس (بيماري، معلوليت، مرگ عزيزان) و ثمرات زندگى مورد امتحان قرار مى‌دهد“. در ضمن خداوند براى اين امتحان و مواجهه ‌شوندگان با مصيبت، پديده صبر و استقامت را توصيه مى‌نمايد و حاصل اين صبر و مقاومت آگاهانه بشارت الهى خواهد بود:


”پس بر صابران يعنى کسانى که در مواجهه با مصيبت و ناکامى مى‌گويند ما از خدا هستيم و به ‌سوى او رجعت مى‌کنيم، بشارت باد“


بعضى از ناکامى‌ها و وقايع خلاف طبع برخلاف ظاهر ناخوشايند آن مصلحت بلندمدت بعدى الهى را در پيش دارد. ”چه‌بسا رويدادها و چيزهائى که شما از آن کراهت داريد و آن به نفع شما است و برعکس چه‌بسا چيزهائى که شما آن را دوست داريد ولى آن به ضرر شما است.“


به ‌دنبال تحمل سختى‌ها و ناکامى‌ها، آسايش و راحتى بعدى خواهد آمد:


”همانا به ‌دنبال گرفتارى و ناراحتي، آسايش و راحتى خواهد آمد و به‌ يقين آسايش و راحتى به‌ دنبال گرفتارى و ناراحتى خواهد آمد.“


در بعضى از آموزش‌هاى مذهبى به‌ نقل از بزرگان دينى نقش شده است که بَلا و مصيبت و ناکامى مختص مقربان و اولياء الهى است.


به ‌هر حال از همهٔ ابزارها و عوامل زيستي، رواني، اجتماعى و معنوى بايد کمک گرفت تا مانع از حاکم ‌شدن روحيهٔ يأس و نوميدى بر روان آزردهٔ بيمار شويم.

راهبردهاى آينده در پژوهش و پيشگيرى

تا به حال به‌ صورت مقطعى و موردى از بعضى از اقشار و در برخى شهرها پژوهش‌هائى درباره افسردگى در ايران صورت گرفته است.


خوشبختانه پژوهش‌هائى جامع در زمينهٔ اختلال‌هاى روانپزشکى ايران به ‌عنوان طرح ملى در دست اقدام است که اميد است نتيجهٔ آن براى صاحبنظران و برنامه‌ريزان و روانپزشکان کشور مفيد واقع افتد.


ولى ضرورت دارد براى مراکز حساسى که افراد آسيب‌پذير (زنان، جوانان، سالمندان، کارکنان واحدهاى بهداشتى درماني) حضور دارند، هر چند مدت يکبار به‌ صورت دورهاى و مرتب آزمون غربال‌گرى افسردگى و سپس مصاحبهٔ بالينى با افراد در معرض خطر انجام داده، به ‌سرعت افراد بيمار تحت درمان قرار گيرند. در ضمن با انجام آموزش‌هاى لازم و فراهم نمودن تسهيلات رفاهى و پزشکى از بروز افسردگى جلوگيرى شود.